تابلوی عصر عاشورا استاد فرشچیان

استاد فرشچیان و ماجرای تابلوی عصر عاشورا
دل نوشته ها، حکایت های شنیدنی و مناسبت های خاصّ
روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو "عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را برداشتم، همین تابلو شد که ...
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.![]()
چهار ساله بودم. روی زمین می نشستم و نقش های قالی را روی کاغذ می کشیدم. پدرم هم از این وضعیت راضی بود. پدرم نماینده شرکت فرش در اصفهان بود. استادی بود که برای ایشان نقش فرش می کشید. یک بار پدرم مرا پیش او برد. استاد، نقش یک آهو را به من داد و گفت از روی آن نقاشی کن. تا صبح فردا حدود دویست طرح در اندازه ها و جهت های مختلف کشیدم. برای استاد باور کردنی نبود. هنرجویان امروز بعد از اندک زمانی خدا را هم بنده نیستند. من آن قدر رنگ برای استادم سابیدم که کف دست هایم پینه بست. سه سال پیش از انقلاب، روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو" عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را که برداشتم همین تابلو شد که الان هست، بدون هیچ تغییری. الان که بعد از سی سال به این تابلو نگاه می کنم، می بینم اگر می خواستم این کار را امروز بکشم، باز هم همین تابلو به وجود می آمد، بدون هیچ تغییری. یک چیزی دارد این تابلو که خود من هم گریه ام می گیرد. در این تابلو مایه اصلی تصویر گرایی، مرکز تصویر دیده نمی شود. جایش خالی است. امام حسین که محور اصلی این تابلوست در اثر دیده نمی شوند.

دل نوشته ها، حکایت های شنیدنی و مناسبت های خاصّ
تابلوی عصر عاشورا
تابلوی عصر عاشورا جزء آن دسته از تابلوهایی به شمار می رود که موضوعی تاریخی در آن به نمایش در آمده و تنها بیان کننده احساسات نقاش از موضوع مورد نظر نیست، بلکه بر اساس اعتقاد و ایمانی است که تکیه بر باورهای درونی ایشان دارد. این اثر یکی از معروفترین آثار استاد فرشچیان است که در سال 1355 به تصویر کشیده شده براستی انگیزه استاد از خلق چنین اثری ماندگار چه بوده ؟؟ !!از نام تابلو بر می آید که عصر عاشورا نقطه عطف واقعه عاشورا است واقه عاشورا عملاً در یک روز اتفاق افتاده است یعنی از تاسوعا در شب شروع می شود صبح روز بعد جنگ است و تا ظهر به پایان می رسد. البته ریشه های تاریخی این واقعه از مدتها قبل بوده و تاثیری که ظهر عاشورا بر جای می گذارد تا اکنون نیز وجود دارد عصر عاشورا در واقع نقطه عطف آن است و نتیجه و برآیند تمام وقایع گذشته بوده است و ریشه و منشاء تمامی وقایع بعد از خودش نیز به حساب می آید. ظهر عاشورا لحظه ای است که سیدالشهدا را سر می برند و لحظه ای بعد عزا و سوگواری توسط زنان اهل بیت آغاز می شود در ظاهر، ظلم و کفر پیروز می گردد ولی در باطن همان لحظه ای است که اسلام پایدار می ماند. همانگونه که در احادیث نیز آمده امام حسین (ع) هدف خود را از این مبارزه پایداری اسلام می داند یعنی شهادت برای پایداری، در این واقعه همانگونه که در تابلوی عصر عاشورا و در روایات بیان شده ذوالجناج اسب سفید امام در حالی که تیرهایی در بدن دارد و بدون سوار به نزد کسانی که در چادرها و خیمه گاهها مانده بودند باز می گردد . بازگشت ذوالجناح در این حالت نمایانگر شکست برای اهل بیت امام بوده و آنها با دیدن این صحنه در می یابند که جنگ به پایان رسیده است. حال کسی که می خواهد این موضوع تاریخی را بیان کند باید به دو اصل معتقد باشد ابتدا باید عناصر تاریخی در خود تابلو وجود داشته باشد و به عبارت دیگر ظاهر تابلو به بیان قصه بپردازد، نمی توان تابلوی عصر عاشورا را تصویر کرد ولی از ذوالجناح پیک شهادت یادی نکرد اسب شاهوار و بی سوار و خونین که داستان مرگ صاحبش را آورده است، نمی توان حضرت زینب (س) که رسالت شهادت را بیان می کند نشان نداد نمی شود این لحظه را نقاشی کرد و از آفتاب گرفتگی از زخم ها و این که بسیاری از کودکان خیمه گاه ها، امید و سرورشان را از دست داده اند یاد نکرد، می گویند آفتاب گرفتگی،هوای ابری و ایجاد گرد و غبار از اتفاقات عصر عاشورا بوده است. تمامی این موارد دال بر این است که ظاهراً خود قضیه عصر عاشورا در هاله ای از ابهام فرو می رود پس باطناً نیز باید چنین باشد ابهام در این است که آیا با شهادت امام حسین اسلام به پایان می رسد البته رهروان جواب می گیرند که از این لحظه خاص دوباره زاده می شود اما مهمترین بخش تابلو که ظاهراً دیده نمی شود استفاده از رنگ سفید به عنوان نمادی از مرگ در فرهنگ اسطوره ای ایرانی سابقه بس طولانی دارد. در تابلوی عصر عاشورا فرشچیان تضادی وجود دارد یعنی می بینیم که لحظه لحظه ای است که هم شکست را نشان می دهد و هم پیروزی در اینجا اگر بخواهیم رمز را تعریف کنیم باید گفت رمز چیزی است که در تعریف خودش تضاد خودش هم هست عصر عاشورا رمز عاشورا است در ظاهر شکست ولی در باطن پیروزی وجود دارد. این تضاد به وحدانیتی می رسد که تجلی آن در شیعه است کسانی که می خواهند راه درست اسلام را در پیش بگیرند با واقعه عاشورا می توانند به وحدانیت برسند.

ویژگی های تابلوی عصر عاشورا
تابلوی عصر عاشورای استاد فرشچیان، ویژگی های خاصی دارد که این اثر را از دیگر آثار او جدا می کند.

دل نوشته ها، حکایت های شنیدنی و مناسبت های خاصّ
روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو "عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را برداشتم، همین تابلو شد که ...
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.![]()
1. نخستین ویژگی مهم این کار، استفاده از کادر افقی است؛ برخلاف دیگر آثار استاد که بیش تر کادر عمودی دارند؛ این بیان گر ایستایی و انرژی های از نفس افتاده است.
2. ترکیب بندی مدور درون کادر افقی، نشانه بی تابی و چرخش افراد به حول محوری، برای بیان سوگواری است.
3. اسب در مرکز کادر، کانون توجه بیننده است که بر افقی بودن کادر بیش تر تأکید دارد. (خط زیر پای اسب)
4. پرده خیمه در سمت راست بالا، گویی پرده ای از یک فاجعه در هستی را به کنار زده است! هرچند اشاره به خیمه اصحاب هم دارد، اما گویی این پرده تا آسمان کشیده می شود!
5. بهره گیری از رنگ های ملایم زمینه، گویای خشکی بیابان بی آب و علفی است که خود از تشنگی، تمام رمقش را از دست داده و به سفیدی گرایش دارد؛ درست مثل آن زمانی که تشنگی انسان شدید شده و لب ها، خشک و بی رمق می شود.
6. رنگ های تیره با تابش های بنفش، غم و اندوه جان کاه بازماندگان را القا می کند. پنهان کردن چهره شخصیت های درون کادر شاید با دو هدف باشد؛ یکی احترام نقاش به شخصیت های مطرح در پرده و دیگری خود خانم هایی که گویی دوست ندارند در این حال، هیچ بیننده ای نظاره گر حزن و اندوه جان کاهشان باشند. گویی محرمی را نمی یابند تا برای غم و اندوه و چهره های پریشانشان همدردی کند!پریشانی و آشفتگی موهای اسب، حتی حالت چشمان آن، به پایین انداختن سرش و لکه های خون روی بدن او، نشان دهنده مصیبتی است که بر آن ها وارد شده است.
تمام عناصر کادر، به اندازه ای ماهرانه چیده شده که با کمی تأمل، به خوبی می توان عمق این فاجعه رادرک کرد.
مژده مرادگنجه
دیدار آشنا :: بهمن و اسفند 1384، شماره1، صفحه 66.
" استاد محمود فرشچیان "

متولد 1308 – اصفهان پس از تعلیم گرفتن ازهنرورانی بزرگ ، چون حاج میرزا آقا امامی و استاد عیسی بهادری و گذراندن دوره هنرستان هنرهای زیبا به اروپا رفت و چندین سال به مطالعه ، و کار در موزه ها مشغول شد. منتقدان و هنرشناسان بزرگ جهان هنر ، او را مورد بررسی و تحسین قرار داده اند و تابلوهای او در موزه های معتبر دنیا جای گرفته است. استاد فرشچیان در نقاشی ایران صاحب سبک و مکتب خاص است.
گفتگو با استاد محمود فرشچیان
- استاد ، لطف فرموده به گوشه ای از فعالیتهای خود در ارتباط با هنر نگارگری، خصوصا نقاشی ایرانی در خارج از کشور اشاره بفرمائید.
تا آن جا که به یاد دارم ، در گذشته و حال سعی ام بر این بوده که هنر نقاشی اصیل ایرانی را به دنیا بشناسانم. این هنر، از جمله هنرهایی است که تا کنون آن چنان که باید، حقش ادا نشده و بیشتر، منقدین و هنرشناسان خارجی هستند که هنر عظیم نقاشی ایرانی را نقد و بررسی کرده و در کتابها نگاشته اند. من به سهم خود با برگزاری نمایشگاه هایی در نقاط مختلف دنیا ، سعی کرده ام حتی المقدور این هنر و اصالت فرهنگی را در حد توان خود به افردی که علاقمند به شناخت آن هستند بشناسانم . علاوه بر نمایشگاه ها، اخیرا کتابی نیز از آثار من در آلمان چاپ شده است. این کتاب را یونسکو جزء آثار برگزیده خود ارائه داده و بزرگترین منتقد نقاشی دنیا "پروفسور استوارت کاریولش" که در نقاشی ایرانی و اسلامی دارای اعتبار ویژه ای می باشد، بر این کتاب نقد نوشته است . این کتاب از سوی موزه "ویکتوریا آلبرت " لندن و مدیر کل یونسکو به اکثر موزه ها، کلکسیونها، کتابخانه های بزرگ دنیا و کتابخانه های شخصی کسانی که به کتب هنری علاقه نشان می دهند ارسال شده و مورد استقبال آن علاقمندان قرار گرفته است.
- استاد با توجه به این که مدتی است در خارج از کشور اقامت دارید، برداشت مردم جهان را ، درباره هنر ملی و اسلامی ما چگونه می بینید؟
همانطور که صورت اشخاص در تمام دنیا با هم فرق می کند، سجایای اخلاقی و سلیقه های آنها نیز با یکدیگر متفاوت است. ممکن است یک ایرانی نسبت به هنر نقاشی خودمان بیگانه باشد، اما یک فرد خارجی این هنر را با آغوش باز بپذیرد. در کل باید به این نکته اشاره کنم که در تمام دنیا، برای هنر اصیل ایرانی احترام خاصی قائلند و تحت تاثیر آن قرار می گیرند. به خصوص که هنر نقاشی ایرانی از محتوای عظیم عرفانی نشأت گرفته و بیننده را به اعماق احساس رهنمود می سازد. مردم ملل خارجی وقتی آثار خوب را ببینند و آنها را بشناسند، سخت تحت تاثیر قرار می گیرند. به نظر من ، مهم ایجاد رابطه بین اثر و بیننده است. اگر یک اثر هنری بتواند با تمامی بیننده ها ، در هر کجای دنیا رابطه تنگاتنگ و نزدیک برقرار کند، هر علاقمندی ، آن را پذیرا شده، به خوبی می پذیرد. ما زمانی می توانیم نقاشی خود را در همه جای دنیا اشاعه دهیم که تمام مردم دنیا بتوانند، رابطه نزدیک بین احساس و دید خودشان با اثر هنری ما برقرار سازند. به عبارت دیگر، نقاشی ما باید با بینندگان مختلف دردنیا، غریبه نباشد. در آن صورت این هنر کشش و جذبه ای پیدا می کند که بینندگان بتوانند آن را به خوبی تماشا کنند و زمانی که مورد نقد و بررسی قرار گرفت، محتوای آن در دل و ذهن بیننده بر جای خواهد ماند. من فکر می کنم، در سبکی که دنبال می کنم این رابطه بتواند در حد خوبی بین اثر و بیننده به وجود بیاید. فرق نمی کند چه در ایران و چه در هر گوشه دیگری از دنیا. من تاکنون نتایج سودمندی را در این خصوص به دست آورده ام. سبکی که من دنبال می کنم، در عین حال که اصالت نقاشی ایرانی را دارد، با مردم دیگر ملل نیز بیگانگی ندارد.
|
|
استاد موقعیت کنونی هنرهای ملی واسلامی ما را چگونه ارزیابی می کنید؟
در ایران که خوشبختانه مورد استقبال عموم قرار گرفته است و با وجود دانشکده های در حال تأسیس یا تأسیس شده، جوانها به تدریج متوجه این سبک و مکتب شده، به آن روی آورده اند. من امیدوارم این مکتب بتواند در همه جای ایران و در تمام دانشکده های آن تعمیم پیدا کند و همه افراد با علاقمندی و پشتکار تمام، این راه را ادامه دهند. وقتی در دوره های مختلف دقت کنیم و هنر ایران را با هنرکشورهای مشرق زمین، مثل چین ، ژاپن و غیره مقایسه نماییم ، درمی یابیم که در هنر ایران ، سبکها، مکتبها، ایده ها و عقایدی وجود دارد که خود هنرمندان به آن پرداخته اند ، در حالیکه در چین ، ژاپن و دیگر ممالک، بیشتر تداوم برقرار است. یک نقاش چینی هر راه و روشی را که دنبال کند – چه پیرو نقاشی نو باشد، چه پیرو نقاشی مکتب قدیم – اصالت هنر چینی در کارهای او به خوبی مشهود است، اما ما در برشهای مختلفی از تاریخ، حالتهای متفاوتی را در نقاشی خود شاهد بوده ایم. حتی بعضی از آثار، نشان نمی دهند که نقاشی ایران است یا اروپایی یا آمریکایی با ... . بالطبع آن آثار نمی تواند هویت اصیل نقاشی ما را در خود داشته باشد. تصور می کنم که این آثار نتوانند جای درخوری در دنیا برای خود باز نمایند ، چون افردای که در این راه ، در مکانهای مختلف دنیا کار می کنند، قدمهای سریعتری نسبت به ما برداشته اند. من فکر می کنم که اگر نقاشان ایرانی به اصالت خود بازگردند و بتوانند محتوای عمیقی که در فرهنگ خود ما وجود دارد را در آثار خود منعکس کنند، بدون شک به نتایج مفید و مهمی خواهیم رسید. در اینجا به خانواده هایی که دارای فرزندانی مستعد درهنر نقاشی هستند ، توصیه ای می کنم ؛ دیده شده که بعضی می گویند نمی توان از طریق نقاشی زندگی کرد یا اینکه از طریق هنر، نمی توان زندگی روزمره را گذراند! ، بر عکس من معتقدم که اگر خانواده ها متوجه شدند فرزندان آنها (چه پسر و چه دختر) دارای استعداد ویژه ای هستند ، کودکان خود را در راه هنر هدایت کنند. فرزندان را کمک و همراهی نمایند تا آنها نیز بتوانند استعداد خود را به مرحله ظهور برسانند. همانطور که پدرم – رحمة الله علیه – نسبت به علاقه و استعداد من به نقاشی بی اعتنا نبود و من را به انجام کار هنری تشویق می کرد، من خدا را شکر می کنم. در وضع فعلی ، از زندگی هنری خود بسیار راضی هستم. ما اعتقادات بسیار عظیم و اساسی ای در دین و مذهب خود داریم ، می دانیم که خداوند رزاق است و مشیت و روزی اشخاص در ید تصرف اوست و جز خواست الهی ، هیچ زندگی به وجود نمی آید و به کمال نمی رسد. پس وقتی که این نکته را قبول داریم، باید بدانیم که یک کار یا یک شغل به خودی خود نمی تواند برای خود ایجاد اعتبار کند. تنها خداست که می تواند روزی و رزقی را که بر هر بنده ای مقدر است به مشیت خود قرار دهد. باز هم می گویم که خانواده ها باید بچه ها را تشویق کنند به هر هنری که آنها علاقمند هستند. ان شاء ا... که فرزندان آنها به درجات خوب و متعالی خواهند رسید و در فرهنگ آینده مملکت اعتبار و درخشش پرفروغی خواهند داشت.
به نظرتان چگونه با حفظ هویت فرهنگی، هنر ملّی می تواند با جهان خارج ارتباط برقرار کند؟
ما می توانیم این مسئله را از جهات مختلف مورد بررسی قرار دهیم. آیا ما از لحاظ سبک می خواهیم رابطه برقرار کنیم یا اینکه از طریق اشاعه و رساندن هنر ایران به ممالک مختلف جهان. چنانچه در مکانهای مختلف دنیا مطالعه کنیم، می بینید که آثار مختلف هنری در هر منطقه وضع خاص خود را دارد. به عنوان مثال نقاشی چینی یا صنایع دستی چین ، تنها زمانی توانست در دنیا اشاعه پیدا کند که اولا از لحاظ جنسیت درحد اعلا بود، در ثانی اصالت خود را حفظ کرد.
استاد آینده هنرهای ملی و اسلامی را چگونه می بینید ؟
من آینده هنرهای ملی و اسلامی ایران را بسیار خوب می بینم. چون من هر سال که به ایران می آیم و مطالعه می کنم، می بینم بازگشت خوبی در حیطه هنرهای ایرانی و اسلامی به وجود آمده است. من در سالهاهای قبل که تدریس می کردم، با مشکلات بسیاری مواجه بودم و آن موج نو و حالت غربزدگی بود که در هنر ما به شدت به چشم می خورد اما در حال حاضر می بینیم که با ایجاد نمایشگاهها و افزایش علاقمندی جوانهایی که در این راه قدم گذاشته اند، به تدریج توجه عموم نسبت به هنرهای اصیل اسلامی بیشتر می شود. جای امیدواری است ، امیدوارم با ایجاد دانشکده ها و ایجاد انجمنهای هنری، نقاشی اصیل ایرانی بتواند بیشتر در اذهان عمومی جای خود را باز کرده و خود را ارائه نماید. به فرموده حافظ : سالهای دل طلب جام جم از ما می کرد و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد ما در فرهنگ و هنر خودمان از اصالت عظیمی برخورداریم وفکر نمی کنم لازم باشد ، دست نیاز به نقاط دیگر دنیا دراز کنیم. آنچه مسلم است، نقاشان و هنرمندان ایرانی که در این راه قدم می گذارند لازم است نسبت به آنچه در دنیا می گذرد، بی اعتنا نباشند، چیزهایی را که در هنر دیگر ممالک جهان است ، یاد بگیرند و در هنر خود مستحیل کنند، نه اینکه هنر خود را در هنر دنیا بی رنگ نمایند. استاد در انتهای این گفتگو، آیا رهنمودی برای هنرمندان نگارگر و به خصوص جوانان هنرمندی که در راه نقاشی ایرانی تلاش می کنند دارید؟من تنها چیزی که می توانم بگویم این است: آنچه می تواند ، هنرمندان را به درجه ای رفیعی برساند، اول از همه، ایمان به خداست. اخلاص و ارادت کامل به ذات پاک پروردگار. هنرمند نگارگر، قلمی که می زند جز در راه رضای او نباید باشد و جز در راه تزکیه نفس و پالایش درون خود نباید حرکتی انجام دهد . هنرمند قبل از اینکه بخواهد یک هنرمند واقعی باشد، باید روح و نفس خود را تزکیه کند و با پشتکار و مطالعه، خصوصا در حال و احوال هنرمندان دیگر، فکر خوبی را ارائه دهد. به نظر من ، هنرمند هیچگاه نباید قبل از انجام کار، به فکر در آمد حاصل از آن باشد. اگر هنرمند خوب کار کند، بدون شک این کار برای او درآمد خوبی به همراه خواهد داشت. در ابتدای کار، نباید فکر کرد که چقدر کار انجام بدهیم که بتواند برای زندگیمان مکفی باشد ، بلکه یک هنرمند باید ایثارگرانه تلاش کند تا ان شاء ا... بتواند موفق شود.

تابلوهای
استاد محمود فرشچیان
با مراجعه به
حکایت های شنیدنی دل نوشته ها. مناسبت های خاصّ

دل نوشته ها، حکایت های شنیدنی و مناسبت های خاصّ
روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو "عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را برداشتم، همین تابلو شد که ...
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.![]()
دل نوشته ها، حکایت های شنیدنی، مناسبت های خاصّ
سایت استاد فرشچیان


2) ۱۳۵۹،۱۳۵۸،۱۳۵۷،۱۳۵۶،۱۳۵۵،۱۳۵۴،۱۳۵۳،۱۳۵۲،۱۳۵۱،۱۳۵۰
3) ۱۳۴۹،۱۳۴۸،1347،۱۳۴۶،۱۳۴۵،۱۳۴۴،۱۳۴۳،۱۳۴۲،۱۳۴۱،۱۳۴۰
4) ۱۳۳۹،۱۳۳۸،۱۳۳۷،۱۳۳۶،۱۳۳۵،۱۳۳۴،۱۳۳۳،۱۳۳۲،۱۳۳۱،۱۳۳۰
5) ۱۳۲۹،۱۳۲۸،۱۳۲۷،۱۳۲۶،۱۳۲۵،۱۳۲۴،۱۳۲۳،۱۳۲۲،۱۳۲۱،۱۳۲۰
6) ۱۳۱۹،۱۳۱۸،۱۳۱۷،۱۳۱۶،۱۳۱۵،۱۳۱۴،۱۳۱۳؛۱۳۱۲،۱۳۱۱،۱۳۱۰

دل نوشته ها، حکایت های شنیدنی و مناسبت های خاصّ
روز عاشورا، مادرم گفت: برو روضه گوش کن تا چند کلام حرف حساب بشنوی. گفتم: من حالا کاری دارم بعد خواهم رفت. رفتم اتاق، اما خودم ناراحت شدم. حال عجیبی به من دست داد، قلم را برداشتم و تابلو "عصر عاشورا" را شروع کردم. قلم را برداشتم، همین تابلو شد که ...
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.![]()
Mohammad Reza ABEDI - mr.abedy@gmail.com
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.![]()


