ماه صفر
![]()

ماه صفر، ماه خاطره ها و ماه یادآور خاطره های تلخ و شیرین است.۳م و ۷مصفر ولادت روشنی بخش امام محمّدباقر و امام کاظم(ع)است.حوادث و رخ دادهای تلخ و ناگواری این ماه از جمله:۲۰مصفراربعیناباعبدالله الحسین(ع)است که خاندان رسالت مزار شهدای راه حق را در آغوش کشیدند. ۲۸مصفررحلت پیامبراسلام(ص)وشهادت امام حسن مجتبی(ع)است.درآخرماه صفرامام علی بن موسی الرضا(ع)پس ازعمری تلاش در تحکیم مبانی اسلام و مباحثات و مناظرات خود با ارباب ادیان و مذاهب و فرق به دست ...
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
![]()
![]()
مطالب دیگر:![]()
![]()
![]()
۱۳۴۹، ۱۳۴۸،۱۳۴۷، ۱۳۴۶، ۱۳۴۵، ۱۳۴۴، ۱۳۴۳، ۱۳۴۲، ۱۳۴۱، ۱۳۴۰، ۱۳۳۹، ۱۳۳۸، ۱۳۳۷، ۱۳۳۶، ۱۳۳۵، ۱۳۳۴، ۱۳۳۳، ۱۳۳۲، ۱۳۳۱، ۱۳۳۰، ۱۳۲۹، ۱۳۲۸، ۱۳۲۷، ۱۳۲۶، ۱۳۲۵، ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰ ، ۲۷۴
ماه صفر براى همه مسلمانان جهان يادآور خاطره هاى تلخ و شيرين است. از طرفى در روز سوم صفر سال 57 و هفتم سال 128هـ ق اين ماه ولادت با سعادت دو ستاره پرفروغ آسمان امامت و ولايت، امام محمد باقر و امام موسى بن جعفر عليهماالسلام مى باشد كه روشنى بخش جهان اسلام گشته و بارقه اميدى در دل شيفتگان راه عدالت و ايمان ايجاد و مايه خوشحالى گرديده است.از طرف ديگر حوادث بسيار تلخ و ناگوارى در اين ماه رخ داده است كه هر وجدان بيدارى با شنيدن آنها زانوى غم در بغل گرفته و اشك چشمانش جارى گشته و احساسات هر انسان آزاده اى را جريحه دار مى كند. از جمله در بيستم ماه صفر سال 61 هجرى، اربعين سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين عليه السلام است كه در چنين روزى خاندان رسالت از يك سفر پر رنج و درد و پس از انجام رسالت و ابلاغ پيام امام و ساير شهدا به كربلا باز گشته و مزار شهداى راه حق را در آغوش كشيدند. هم چنين روز بيست و هشتم سال دهم هجرت رحلت جانگداز پيامبر عظيم الشإن اسلام(ص)، منجى عالم بشريت، يگانه پرچم دار عدالت و آزادگى، حضرت محمد بن عبدالله(ص) و سبط اكبرش دومين حجت حق، امام حسن مجتبى عليه السلام كه علم و تقوا و بزرگوارى و شجاعت را از جد و پدرش به ارث برده بود، پس از شهادت اميرالمومنين على عليه السلام در برابر توطئه هاى ناجوانمردانه معاويه، آن جرثومه فساد و دار و دسته اش ايستادگى نموده، زمينه را براى قيام امام حسين عليه السلام آماده كرد و سرانجام در 28 صفر سال 47 هجرى به دست آن پليد روزگار مسموم و شهيد شد. و نيز در آخر صفر سال 203 بنا بر مشهور امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) پس از عمرى تلاش در تحكيم مبانى اسلام و مباحثات و مناظرات خود با ارباب اديان و مذاهب و فرق به دست يكى از شقى ترين خلفاى عباسى يعنى مإمون به شهادت رسيد و عالم اسلام را داغدار كرد. ما اين روزهاى غم انگيز و مصيبت بار را به همه دوستداران خاندان عصمت و طهارت تسليت مى گوييم.
ماه صفر دومین ماه قمری پس از محرم است. در ماه صفر رحلت پیامبر اکرم(ص)، شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع) را ذکر می کنند. هم چنین ابتدای ماه صفر با ورود کاروان اسرا به شهر شام مصادف است،آغاز جنگ صفین نیز در نخستین روز صفر بوده است. قطع وحی هم در این ماه است. در روایات اسلامی آمده است: مسلمانان از انجام کارهای مهم در ماه صفر، پرهیز و برای دفع آفات و بلایای بسیار صدقه دهند. قطع وحی در این ماه است. حضرت علی (ع) در این مورد فرموده است: با رحلت پیامبر (ص) چیزی قطع شد که با فوت هیچ احدی قطع نشد. در ماه صفر بزرگترین مصیبت وارده به امت اسلامی یعنی رحلت پیامبر اعظم (ص) رخ داده است؛ از این رو این ماه را ماه مصیبت و عزا خوانند و همه در این ماه بسیار محزون هستند. مردم با این اعتقاد به سنگین بودن ماه صفر عقیده دارند کارهای مهمّ خود را، چون؛ سفر، ازدواج، خواستگاری و ... را به ماه های دیگر موکول می کنند.
طرح سنگین بودن ماه صفر که در روایات آمده به گونه ای است که از پیامبر گرامی اسلام(ص) رسیده است: هرکس پایان ماه صفر را به من بشارت دهد به بهشت وارد می شود. لذا بهتر است برای دفع بلا در ماه صفر قربانی کرد و صدقه داد و کارهای مهمّ را از ماه صفر به ماه های دیگر موکول کرد.
سال هاست که در پایان ماه صفر٬ مسئله ی بشارت دادن پایان این ماه یا آغاز ماه ربیع الاول بازگوئی می شود و سبب بسیاری از گمان های ناروا می گردد. سئوال این است که تا چه حدّی این مسئله واقعی است و تا چه میزان سوء برداشت است؟
مرحوم شیخ عباس قمی در حدیثی از پیامبر(ص) که فرمودند:«من بشّرنی بخروج آذار فله الجنّة: هر کس به من بشارت دهد صفر تمام شده است بهشت می رود» چنين مطلبي اگر کسی از روايتی که پيامبر(ص) فرمودند:«هر كس خروج از ماه صفر را به من اطلاع دهد،اهل بهشت مي باشد» اين برداشت را كرده، باید در توضيح بگوییم: اگر آذار ماه صفر است، درست نیست، در حالی که آذار از ماههای رومی است و صفر از ماههای قمری است. مرحوم شيخ صدوق در كتاب "علل الشّرايع" اين حديث را به صورت حدیثی مسند از ابن عباس آورده است و آن عبارت از این است که پیامبر اکرم روزی در مسجد قبا در جمع عده زیادی از اصحابش فرمودند: «اوّل من یدخل علیکم السّاعة رجل من اهل الجنّة»، یعنی؛ اولین کسی که هم اکنون بر شما وارد می شود، مردی از اهل بهشت است. پس چند نفر که این مطلب را شنیدند از یک در مسجد خارج شدند تا از در دیگر وارد شوند و اول کسی باشند که مستحق بهشت گردند. پیامبر که متوجه این موضوع شدند، به عده ای که در مسجد باقی مانده بودند، فرمودند: «إنّه سیدخل علیکم جماعة یستبقون فمن بشّرنی بخروج آذار فله الجنّة»، یعنی؛ هم اکنون عدّه زیادی از در مسجد وارد می شوند، تنها کسی که مرا به پایان ماه آذار خبر دهد، او اهل بهشت است. پس آن عده برگشته و وارد مسجد شدند در حالی که ابوذر در بین آن ها بود. پیامبر از آنان پرسید: «فی أیّ شهرٍ نحن من شهور الرومیّة؟ یعنی در کدام ماه از ماه های رومی قرارداریم؟ آن حضرت فقط پرسيدند در کدام ماه از ماه های رومی قرارداریم؟ تنها ابوذر گفت: یا رسول الله از ماه آذار خارج شده ایم. پیامبر فرمود: ابوذر، این را می دانستم و لیکن دوست داشتم اصحاب من مردی را که اهل بهشت است بشناسند.من مى خواستم اين جماعت بدانند كه تو مردى از اهل بهشت هستى و چگونه اين طور نباشد و حال آن كه بعد از من تو را به جرم محبّتت به اهل بيت من از حرم من طرد مىكنند و از آن پس تنها زندگى كرده و غريب و تنها خواهى مرد و جماعتى به واسطه تو سعادتمند خواهند شد، آنان كسانى هستند كه در تجهيز و تدفين تو سعى خواهند نمود، ايشان رفقاء من در بهشت جاويد خواهند بود، همان بهشتى كه حقّ تعالى وعدهاش را به متّقين داده است.(1) صحبت رسول خدا صلّی الله علیه و آله در این زمان در مورد تبیین صفات مومنین بود و برای آوردن شاهد با علم لدّنی خود اشاره کردند که اولین کسی که از در مسجد وارد شود او چنین صفاتی را داشته و اهل بهشت خواهد بود؛ اما چون متوّجه تحرّکات عدّه ای از اصحاب شدند این مطلب را که«هرکس مرا به خروج ماه آذار خبر دهد او اهل بهشت است» شرطی برای معرفی چنین شخصی یادآور شدند؛ لذا قول پیامبر صلّی الله علیه و آله تنها در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن در همه زمان ها و مکان ها. در حالی که همین حدیث امروز در بین برخی این گونه مطرح شده است که هرکس در پایان ماه صفر در هفت مسجد را بزند و به پیامبر پایان ماه صفر را خبر دهد او اهل بهشت خواهد بود. بنابراين روايت به هيچ وجه به بدی ماه صفر و اين كه پيامبر(ص) از اين ماه خوششان نمي آمده است،اشاره ندارد.
بررسی روايت: «من بشّرنی بخروج صفر فله الجنّة؛ هر کس به من بشارت دهد که ماه صفر تمام شده است، بهشت برای اوست» شیخ عباس قمی پیرامون ماه صفر دارد: بدان كه اين ماه معروف به نحوست است و براى رفع نحوست هيچ چيز بهتر از تصدق و ادعيه و استعاذات وارده نيست و اگر كسى خواهد كه محفوظ ماند از بلاهاى نازله در اين ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنان كه محدث فيض و غيره فرموده اند: يَا شَدِيدَ الْقُوَى وَ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِيعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِي شَرَّ خَلْقِكَ يَا مُحْسِنُ يَا مُجْمِلُ يَا مُنْعِمُ يَا مُفْضِلُ يَا لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِين. حضرت در اين روايت فقط پرسيدند در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ و از طرفي بنا به فرموده حضرت ، آذار از ماه های رومی است در حالي كه صفر از ماهاي قمري است. شايد اينان «آذار»را به «صفر» تعبير ببرند كه در اين صورت بايد گفت اين امر غير محتمل است زيرا همان گونه كه بيان شد آذار در كلام پيامبر از ماه هاي رومي است. علاوه بر اين كه همان طور كه از متن روايت پيداست خطاب پيامبر براي شناخت اهل بهشت(ابوذر) در ميان جمع مسلمين است نه اينكه اصل بشارت را مورد توجه قرار داده باشند. اما روايتي نيز در تفسير روح البيان نقل شده است كه البته در جوامع روايي ديگر يافت نشده است و مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی نيز در المراقبات آن را بيان نموده است ولي سندي بر اين قول نياورده و به همين دليل نمي توان مورد استناد قطعي قرار گيرد. مگر اين كه در بين علماي حديث مورد توجه قرار گيرد. متن آن روايت استناد شده اين است : «من بشرنى بخروج الصفر بشرته بالجنة».(2)
ميرزا جواد ملكى تبريزى: براى دفع نحوست اين ماه، هيچ چيز بهتر از صدقه دادن و دعاها و استعاذات وارده نيست. در برخى از روايات نحس بودن برخى از ايام براى انجام كارهايى از قبيل ازدواج و سفر آمده است. همچنين آيه 19 سوره قمر و 16 سوره فصلت روزهايى كه عذاب بر قوم عاد نازل شده به عنوان روزهاى نحس آمده است. ولى در اين كه مراد از نحس بودن روزها در اين آيات و روايات چيست بحثها و نظريات مختلفى وجود دارد. برخى معتقدند بعضى روزها واقعا نحساند ولى نحس بودن آن با توكل بر خداوند، صدقه و توسل به خداوند و مقربان درگاه او برطرف مىشود و وظيفه ما انجام اين اعمال است نه رعايت سعد و نحس بودن ساعات. در برابر اين نظريه برخى معتقدند سعد و نحس بودن برخى ايام واقعى نيست بلكه به جهت حوادثى است كه در اين روزها اتفاق افتاده و يا به جهت فال بد زدن مردم به اين روزها و نحس دانستن آن از سوى مردم مىباشد كه ممكن است همين نحس دانستن در نفسهاى ضعيف مؤثر واقع شود و همين اثر نفسانى و دل چركين شدن موجب بروز حوادثى براى انسان شود به همين جهت در روايات به جهت برطرف شدن اين حالت نفسانى به ما دستور داده شده صدقه بدهيم و يا دعا بخوانيم. برخى روايات هم مىتواند مؤيد اين نظريه باشد. در هر صورت توكل بر خداوند، دادن صدقه، خواندن دعاهاى وارده، اثر نحس بودن را برطرف مىكند. قابل ذكر اين كه مطالبى كه در تقويمهاى نجومى در ارتباط با سعد و نحس بودن روزها به جهت قرآن و يا مقابله و يا حالات ديگر سيارات آمده است به جز قمر در عقرب كه در روايات آمده است دليلى بر آن نداريم.(3)
شهید مطهری با دقّت هميشگي خود در مسايل علمي، ضمن روشنگري اين مطلب، ذاتی بودن نحوست ایام را ردّ كرده و شوم بودن را منتسب به اتفاقات شوم میداند نه خود آن ايّام. روایت ذکر شده به هیچ وجه اشاره به نحوست این ماه نداشته وبشارت دهنده به ابوذر است که خبر پایان این ماه رامی دهد.برای کلام شیخ عباس قمی ره ومیرزا جواد آقاملکی تبریزی ره هیچ دلیل دیگری غیر ازاین روایت وجود ندارد. بعد ازپایان سه ماه حرام که اعراب جنگ نمی کردند باشروع ماه صفر آغاز جنگ و خونریزی واشک و فغان وحسرت ازدست دادن عزیزان به ذهن متبادر می شده که کم کم این ماه دربین عرب ماه غم وفراق وماتم و ... به ذهن متبادر می شده است. ايشان مي آورند كه: در موضوع نحوست ایام دو مسئله است. یک مسئله این است که ما برخى روزهاى سال را مبارک مىشماریم و برخى را نحس و شوم، به اعتبار حادثهاى که در آن روز واقع شده؛ و مقصود ما این نیست که این روز از آن جهت که این روز است مبارک است یا این روز از آن جهت که این روز است شوم است، ... مثلًا ما روز عید غدیر را روز مبارک مىدانیم ولى نه به اعتبار اینکه هجدهم ذىالحجه [است] ... یا [چنین نیست که] دهم محرم روزى بوده که از اوّلى که عالم ساخته شده اصلًا این روز، بد ساخته شده، شوم ساخته شده و حادثه کربلا در روزى واقع شد که بالذات شوم بود ... حادثه کربلا هم در یک روز شوم واقع شد. یک وقت انسان این طور فکر مىکند. این [طرز فکر،] اساسى نمىتواند داشته باشد. ... دهم محرم شومى خودش را (نه اینکه بالذات شوم است) از شهادت امام حسین دارد نه کشته شدن و قتل امام حسین شومى خودش را از دهم محرم دارد.(4)
ظهور بدعت ها، خرافات و تمسّک به امور بی مدرک معتبر روایی
دق الباب مساجد در شب اول ربیع الاول پیشینه روایی ندارد. خرافات و تمسّک به اموری که مستند و مدرک معتبر روایی و دینی ندارند از جمله اموری است که موجب انحراف دین و منجر به بدعت در دین می شود. آداب و رسومی که با رنگ و لعاب دینی ناگهان در جامعه سر برمی آورند و عده ای ساده دل و یا جاهل را هر چند با نیت پسندیده به دنبال خود می کشد. جای تأسف است در برخی موارد این گونه آیین های من درآوردی و نامعلوم در جامعه رواج می یابد و برخی از مردم به جای آن که به علما و مراجع رجوع کرده و با تحقیق سراغ این اعمال بروند با اعتماد به سخنان بی پایه افراد بی مایه در دام خرافات گرفتار می شوند. این تأسف آن گاه فزونی می یابد که در این سال ها بارها مراجع و علما بر رواج خرافات نهیب زده اند. چند سالی است در پایان ماه صفر مراسمی در برخی شهرها باب شده است که در ظاهر مانند بسیاری از خرافات دیگر عملی نیکو وانمود می شود، اما هنگامی که در آن اندیشیده می شود نتیجه به آنجا می رسد که با خرافه ای دیگر مواجه هستیم.
داستان از این قرار است که گفته می شود در شب اول ماه ربیع الاول چند ساعتی قبل از نماز صبح روز اول این ماه می بایست درب هفت مسجد را کوبید و با این کار پایان دو ماه عزاداری و آغاز ماه شادمانی حضرت زهرا(س) را اعلام کرد و بدین سان از دستان حضرت زهرا(س) صله دریافت کرده و حاجات خود را طلب کنیم. در سال های ابتدایی این مراسم به کوبیدن در مسجد و آن گاه اقامه نماز صبح در آخرین مسجد اکتفا می شد. اما با گذشت زمان بر پیرایه های این عمل افزوده شد. سال بعد تضرع و ناله و گریه بر درب مسجد. سال بعد پخش نذورات و شیرینی و شکلات و ...، سال بعد گفته شد در آخرین مسجد باید دعای توسل خوانده شود و سال بعد روشن کردن شمع بر در مسجد و آب و جارو کردن مقابل آن هم اضافه شد و همین طور این سیر تکاملی ادامه یافت تا جایی که برخی از نماز مغرب شب اول شروع به این کار می کردند تا از خواب شب هم بی بهره نمانند. در همان سال های ابتدایی مراجع عظام طبق وظیفه دینی و شرعی خود که هنگام ظهور بدعت ها، علما باید علم خود را بروز و ظهور دهند بر بی ریشه بودن این عمل تأکید کردند. اما متأسفانه هنوز برخی این راه اشتباه را می پیمایند. این نمونه ای از نمونه های فراوان است که برخی در خارج از چارچوب دین برای طلب حاجات و نیازهای خود از خداوند و ائمه متمسک به آیین هایی این چنینی می شوند.
سندیت کوبیدن درب مساجد و روشن کردن شمع مقابل مسجد در پایان ماه صفر پیشینه روایی ندارد. اعمالی پس از پایان ماه صفر بین مردم رایج است از جمله کوبیدن درب هفت مسجد، روشن کردن هفت شمع مقابل درب مساجد و یا جارو کردن مساجد که این ها از نظر تاریخی هیچ گونه سندیتی ندارد و از سیره بزرگان و علما نبوده است. دق الباب مسجد در سیره علما نیست. باید گفت این موارد، پیشینه روایی ندارد و بیشتر آداب و رسومی قومی و بومی است. به عنوان مثال در برخی مناطق استان بوشهر نیز دیده شده است که مردم به نشانه پایان نحسی ماه صفر، قلیان میشکنند. بدعت در دین گناه محسوب می شود. متاسفانه در بسیاری از موارد این اعمال با خرافات مخلوط شده و به مواردی انحرافی در دین تبدیل می شود. اگر عملی در دین وارد نشده باشد و با عنوان دین انجام شود، علاوه بر اینکه ثوابی ندارد، بلکه گناه نیز محسوب میشود، چرا که بدعت در دین نهی شده است. بنابر مستندات تاریخی و روایی معتبر، شب اول ماه ربیع الاول به واسطه واقعه مهم خوابیدن حضرت علی(ع) در بستر پیامبر اکرم(ص) در سال سیزدهم بعثت (همان شبی که کفار مکه تصمیم به قتل دسته جمعی حضرت رسول(ص) در بستر خواب گرفته بودند) مشهور است و در همان شب ایشان به مدینه هجرت فرمودند که به "لیلهٔ المبیت" مشهور است. حضور در مساجد در پایان ماه صفر به یاد مجاهدت امیرالمومنین(ع) است. بنابر نظر فقها و بر اساس آن چه در روایات مستند و معتبر آمده است، مستحب است که مومنین در این شب به یاد مجاهدت امیرالمومنین(ع) در مساجد حضور یافته و تا سحر به راز و نیاز و مناجات با خداوند متعال بپردازند بنابراین آن چیزی که از رسانه ملی با عنوان باز بودن در مساجد تا صبح عنوان شده به این دلیل بوده است نه تاکید و یا احیانا ترویج مسئله خرافی رفتن به درب مساجد و در زدن و شمع برای رفع حاجت، روشن کنند. به هر حال به نظر می رسد که اطلاع رسانی و آگاه ساختن صحیح، دقیق و به موقع مردم در مورد مسایل دینی از ضروریات و اصول کاری دستگاه های مربوطه و از جمله رسانه است که می تواند جلوی ترویج و گسترش خرافات که همچون موریانه ریشه اعتقادات جامعه را می خورد را گرفته و به تعالی جامعه یاری رساند.
روایت: «من بشرنی بخروج صفر فله الجنّة؛ هر کس به من بشارت دهد که ماه صفر تمام شده است، بهشت برای اوست» به عنوان یکی دیگر از تحریفات خروج از ماه صفر ادامه داد: این روایت نیز از سند متقنی برخوردار نیست و به احتمال فراوان این روایت در مورد ابوذر غفاری بیان شده است، اما عده ای این روایت را دال بر این گرفته اند که بشارت دادن پیامبر به اتمام ماه صفر، ثواب و پاداش دارد. بدعت گذار در دین مورد خشم خدا و رسول خداست، افزود: افرادی که سنت های غیردینی را با اسم دین و به عنوان عملی مستحب ترویج می کنند، دچار فعل حرام می شوند. البته ماه صفر ماهی حزن آمیز و اندوهناک است. ماه صفر ماه حزن اهل بیت(ع) است چرا که در ابتدای این ماه ورود کاروان اسرا به شهر شام و بیستم این ماه اربعین و 28 صفر نیز طبق نقل های مشهور رحلت پیامبر، شهادت امام حسن مجتبی (ع) و آخرین روز این ماه شهادت امام رضا (ع) است.
آداب خاص خروج از ماه صفر و حلول ماه ربیعالاول
روایات اسلامی و اعمال مستحبی این ماه در مفاتیحالجنان شیخ عباس قمی آداب خاصی برای این امر ذکر نشده و تنها به ذکر اعمال شب اول ماه بسنده شده است. ولی در برخی روایات، اقامه نماز شکر به شکرانه اقامه دو ماه عزاداری و عبادت، روزه گرفتن، صدقه دادن، کمک به مستمندان و قرائت زیارت پیامبر(ص) و امیرالمومنین علی(ع) در ابتدای این ماه توصیه شده است. لزوم آگاه سازی مردم در این زمینه و در راستای منابع متقن و اصیل اسلامی از سوی علما و ائمه جماعات مورد تاکید است.(5)
اعمال ماه صفر
درباره اعمال مستحبی که در ماه صفر ذکر شده، اهم آن ها خواندن دعا، تلاوت قرآن، اقامه نماز و روزه داری است. هم چنین درباره خواندن نماز دو رکعتی اول ماه نیز آمده است: در رکعت اول بعد از حمد 30مرتبه سوره توحید و در رکعت دوم بعد از حمد 30مرتبه سوره قدر بخواند و بعد از نماز صدقه ای در راه خدا بدهد.
حوادث مهم تاریخی ماه صفر:
1) اول صفر: وارد کردن سر مطهر امام حسین علیه السلام به شام ، ورود اهل بیت علیهم السلام به شام، شهادت زید بن علی بن الحسین علیهم السلام(به روایتی)، آغاز جنگ صفین (بنا بر روایتی)
2) دوم صفر: مجلس یزید بنا بر نقلی، شهادت زید بن علی بن الحسین علیهم السلام ( به روایت دیگر)
3) سوم صفر: ولادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام ۵۷ هجری قمری به روایتی.
4) چهارم صفر: وفات آیتالله محمد علی شاه آبادی (۱۳۶۹ هجری)
5) پنجم صفر: شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها و لعنةالله علی قاتلیها، ۶۱ هجری.
6) ششم صفر: صدور توقیع امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به حسین بن روح.
7) هفتم صفر: ولادت امام موسی کاظم علیه السلام ۱۲۸ هجری، شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام بنابر نقل بحار، وفات آیتالله العظمی مرعشی نجفی ۱۴۱۱ قمری.
8) هشتم صفر: وفات حضرت سلمان فارسی (سلمان محمّدی ) رضیالله عنه ۳۵ هجری قمری.
9) نهم صفر: شهادت عمار یاسر در جنگ صفین ۳۷ هجری، شروع جنگ نهروان ۳۸ هجری قمری.
10) دوازدهم صفر: وفات هارون برادر حضرت موسی علیهماالسلام.
11) سیزدهم صفر: اختیار حکمین در صفین و حیله عمروعاص.
12) چهاردهم صفر: شهادت محمدبن ابوبکر به دست عمروعاص (بنابر روایتی)
13) شانزدهم صفر: شهادت آیتالله سیدحسن اصفهانی بن سید ابوالحسن اصفهانی ۱۳۴۹قمری.
14) هجدهم صفر: شهادت اویس قرنی در جنگ صفین ۳۷ هجری قمری.
15) بیستم صفر: اربعین حسینی.
16) بیست و دوم صفر: صدور توقیع شریف امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء برای مرحوم شیخ مفید اعلی الله مقامه ۴۲۰ قمری.
17) بیست و سوم صفر: پی کردن ناقه حضرت صالح نبی علیه السلام توسط قومش – گرفتار شدن حضرت یونس علیه السلام در شکم ماهی.
18) بیست و چهارم صفر: شدّت یافتن بیماری حضرت رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلّم.
19) بیست و پنجم صفر: شانه گوسفند و دوات طلبیدن پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلّم برای نوشتن وصیّت نامه و منع عمر (لعنة الله علیه) از این کار.
20) بیست و ششم صفر: دستور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلم به لشکر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با رومیان( بنابر نقل واقدی ۱۱ هجری) ، سالروز انقراض حکومت امویان.
21) بیست و هشتم صفر: رحلت جانسوز رحمت للعالمین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در روز 2شنبه ۲۸صفر سال ۱۱ه.ق و شهادت مظلومانه سبط اکبر امام مجتبی علیه السلام ۵۰ه.ق.
22) (سی ام /بیست و نهم ) صفر: شهادت امام رضا علیه السلام ۲۰۳ هجری قمری.
سیّدمحمّدعلی قاضی دزفولی امام جمعه دزفول و حجّة الاسلام هاشمی، کارشناس مسائل دینی محقق حوزه علمیه قم.
فرا رسیدن روزهاى غم انگيز و مصيبت بار بر همه دوستداران خاندان عصمت و طهارت تسليت
پانوشت:
1. إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الوَرَّاقُ وَ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الدَّقَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ تَمِيمِ بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَبْدِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كَانَ النَّبِيُّ ص ذَاتَ يَوْمٍ فِي مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ عَلَيْكُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِكَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ يُحِبُّ أَنْ يَعُودَ لِيَكُونَ هُوَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَيَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ فَعَلِمَ النَّبِيُّ ص ذَلِكَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِيَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ سَيَدْخُلُ عَلَيْكُمْ جَمَاعَةٌ يَسْتَبِقُونَ فَمَنْ بَشَّرَنِي بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ فَقَالَ لَهُمْ فِي أَيِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِيَّة فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِكَ يَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَكِنْ أَحْبَبْتُ أَنْ يَعْلَمَ قَوْمِي أَنَّكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ كَيْفَ لَا تَكُونُ كَذَلِكَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ مِنْ حَرَمِي بَعْدِي لِمَحَبَّتِكَ لِأَهْلِ بَيْتِي فَتَعِيشُ وَحْدَكَ وَ تَمُوتُ وَحْدَكَ وَ يَسْعَدُ بِكَ قَوْمٌ يَتَوَلَّوْنَ تَجْهِيزَكَ وَ دَفْنَكَ أُولَئِكَ رُفَقَائِي فِي الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُون.(علل الشرائع، ج1، ص: 176)
2. كليات مفاتيح الجنان، فصل هشتم، ص: 293 و تفسير روح البيان، حقّى بروسوى، اسماعيل، ج 4، ص 325، دار الفكر، بيروت.
3. مراقبات، اعمال السّنة، ترجمه؛ عليرضا ميرزا حكيم خسروانى، انتشارات نور فاطمه، ج 1، ص 49.
4. ر.ك. مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى، ج۲۶، صفحه ۷۳۳ الى ۷۳۹.
5. ر.ك. http://salat.irib.ir/reader.htm.php?read=dialog&id=139
پانوشت:
1. إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ هِشَامٍ الْمُؤَدِّبُ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الوَرَّاقُ وَ عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الدَّقَّاقُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ قَالُوا حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ تَمِيمِ بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَبْدِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كَانَ النَّبِيُّ ص ذَاتَ يَوْمٍ فِي مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ عَلَيْكُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِكَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ يُحِبُّ أَنْ يَعُودَ لِيَكُونَ هُوَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَيَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ فَعَلِمَ النَّبِيُّ ص ذَلِكَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِيَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ سَيَدْخُلُ عَلَيْكُمْ جَمَاعَةٌ يَسْتَبِقُونَ فَمَنْ بَشَّرَنِي بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ فَقَالَ لَهُمْ فِي أَيِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِيَّة فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِكَ يَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَكِنْ أَحْبَبْتُ أَنْ يَعْلَمَ قَوْمِي أَنَّكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ كَيْفَ لَا تَكُونُ كَذَلِكَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ مِنْ حَرَمِي بَعْدِي لِمَحَبَّتِكَ لِأَهْلِ بَيْتِي فَتَعِيشُ وَحْدَكَ وَ تَمُوتُ وَحْدَكَ وَ يَسْعَدُ بِكَ قَوْمٌ يَتَوَلَّوْنَ تَجْهِيزَكَ وَ دَفْنَكَ أُولَئِكَ رُفَقَائِي فِي الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُون.(علل الشرائع، ج1، ص: 176)
2. كليات مفاتيح الجنان، فصل هشتم، ص: 293 و تفسير روح البيان، حقّى بروسوى، اسماعيل، ج 4، ص 325، دار الفكر، بيروت.
3. مراقبات، اعمال السّنة، ترجمه؛ عليرضا ميرزا حكيم خسروانى، انتشارات نور فاطمه، ج 1، ص 49.
4. ر.ك. مجموعهآثاراستادشهیدمطهرى، ج۲۶، صفحه ۷۳۳ الى ۷۳۹.
منابع:
ایرنا
علل الشرائع،
كليات مفاتيح الجنان،
مراقبات، اعمال السّنة،
مجموعه آثار استاد شهید مطهرى،
روح البيان، حقّى بروسوى، اسماعيل.