سيمای پیامبر اسلام (ص) 1

آيا تاكنون فكر كرده اي چرا خداوند پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را براي ما الگو، اسوه و مقتدي قرار داده است؟ آيا مي داني چرا اگر كسي حضرت محمد (ص) را براي اولين بار مي ديد؛ با او نشست و بر خاست مي كرد، حضرت را از همه دوست داشتني تر مي يافت؟. آيا دوست داري در طول زندگی دنیایی و آخرتی خود، كارهاي پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را، گرچه براي يك بار، آن ها را انجام دهي؟ راه رسيدن به اين آرزوي دوست داشتنی و دست يافتني، آشنايي هر چند کوتاه و گذرا با سيماي ظاهري، حقيقي و پاک پیامبر اسلام حضرت رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است. آشنايي كه در حدّ توان ماست. تواني كه در اين نوشتار به صورت مختصر آمده است.
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
سيمای پیامبر اسلام (ص)
سيماي ظاهري![]()
سيماي ظاهري
هر گاه كسي پيامبر (ص) را براي اوّلين بار زيارت مي كرد، بي اختيار مي گفت: «سوگند به خدا، اين سيماي نوراني، سيماي انساني راستگو است».[1]چهره اش سفيد و نوراني، پيشانياش پهن و فراخ بود. حدقهي چشم مشكي، بيني كشيده، قامت بلند تر از افراد چهار شانه- نه بسيار بلند و نه كوتاه- بود. موهايش شكن در شكن – نه صاف و ريخته، نه مجعد و فردار- ابروها، سياه و باريك، پيوسته و كماني بود.[2]گونه هايش كشيده و صاف، گردن سپيد چون نقره، دست ها كشيده،كف دست ها مانند كف دست عطر فروش ها، معطر و خوش بو بود. مژه هايش بلند، محاسن پر پشت و زيبا بود. دندان هايش چون دانه هاي تگرگ ، سفيد و براق بود.در نگاه به ديگران، كوتاه نگاه مي كرد. به چهرهي كسي خيره نمي شد؛ بلكه نگاهي لحظه ايي به چهره افراد داشت. دست پيامبر (ص) فراخ و پر حجم بود. انگشت هايي قلمي،كشيده و بلند بود. انگشتري از جنس نقره داشت. نقش انگشتر حضرت (ص)- محمد رسول الله- بود. انگشتري را در دست راست به انگشت مياني داشت.[3]
[1] - ابوعيسي محمد بن عيسي ترمذي، شمائل النبي،دكتر محمود مهدوي دامغاني، نشر ني،تهران، 1372، ص25
[2] - رضا رجب زاده، نگاهي دوباره به سيماي پيامبر، انتشارات رستگار، تهران، 1374، صص31و32
[3] - استاد علامه سيد محمد طباطبايي: «سنن النبي(ص)»، محمد هادي فقهي،اسلاميه، تهران، 1362، چ2، صص4-14.
سيمای پیامبر اسلام (ص)
سيماي حقیقی![]()
سيماي حقیقي
پيامبر(ص) در رفتار[1] به گونه اي بود كه تمام كارهاي آن حضرت (ص) براي هر مسلماني قابل اجرا و عمل بود. آن چه در اين مجموعه فراهم آمده است، خوشه ايي از خرمن پر فيض و گسترده آن كارهاي پسنديده است. كارهايي كه انجام آن مي تواند با خود، براي ما سعادت و نيك بختي را به همراه آورد.
[1] - راه و روش زندگي، گفتار و كردار پيامبر(ص). (فرهنگ فارسي، دكتر محمد معين).
بهداشت
وسايل شخصي بهداشتي مخصوص به خود داشت؛ دستمال، شانه، قيچي، مسواك، آينه، نخ، سوزن، ظرف آب خوري و … اين وسايل قسمتي از آن چه كه در سفر يا غير سفر همراه داشت، مي بود.[1]هميشه خويشتن را در آينه مشاهده مي كرد. موي خود را شانه مي زد. در مرتب كردن مو و وضع ظاهري خود دقت داشت[2]. بعد از وضو، صورت خود را با دستمال خشك مي كرد.[3] با قيچي به اصلاح موهاي سر و صورت خود مي پرداخت.[4] روز جمعه، ناخن خود را مي گرفت. از لباس سفيد بيشتر استفاده مي كرد. جنس لباس حضرت(ص) از پنبه يا كتان بود. گاهي، لباس هاي پشمي- پشم شتر- مي پوشيد. هرگاه لباس جديد ميپوشيد، جامهي قبلي را به كسي مي بخشيد. عبايي كه استفاده مي كرد، زير انداز هم بود. در روز جمعه، لباس مخصوص خود را به تن مي كرد. غير از لباس سفيد، به رنگ سرخ لباس مي پوشيد.[5] قباي[6] سبز رنگ داشت. در استفاده از وسايل سياه رنگ، دوري مي جست، به جز در سه چيز: عمامه[7]، عبا[8] و كفش.هميشه با طهارت بود و وضو داشت. در وضو از كمترين مقدار آب استفاده مي كرد.[9] بعد از وضو، خود را معطر و خوشبو مي ساخت. هديه ايي كه عطر بود، مي پذيرفت. در خريد عطر، بيشترين هزينه را پرداخت مي كرد. فقط از يك نوع عطر، استفاده نمي كرد.[10]
[1] - مهدي حائري تهراني: «درس هايي از زندگي پيامبر نور و رحمت» ، كتاب خانه مسجد ارك، تهران، 1374، ص47
[2] - رضا رجب زاده، همان،ص106
[3] - ابوعيسي ...، همان، ص116
[4] -مهدي حائري ...، همان، ص46
[5] - سيد محمد طباطبائي ، همان، صص106 ،120و131
[6] - نوع لباس بلند مردانه. (فرهنگ فارسي عميد)
[7] - دستار، شال كه دور سر ببندند.
[8] - جامه ي گشاد و بلند كه روي لباس هاي ديگر به دوش مي اندازند. (حسن عميد، فرهنگ فارسي عميد)
[9] - سيد محمد طباطبايي ...، همان، صص41و132و227
[10] - مرتضي نظري: «داستان ها و درس هايي از زندگي پيامبر اسلام(ص)» دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1373، صص27 ،41،46و99.
نماز و نیایش
نمازش را به جماعت برگزار[1] مي كرد. هنگام نيايش، دست هاي خود را به طرف آسمان بلند مي كرد.[2] ركوع و سجده اش، طولاني بود. در سفر يا هنگامي كه كاري ضروري و اضطراري پیش می آمد، نمازهاي ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء را با هم مي خواند. نمازش سريع اما كامل بود. بسم الله الرحمن الرحيم را بلند تلاوت ميكرد. مشتاقانه و با شوق فراوان انتظار فرا رسيدن هنگام نماز را مي كشيد. گاهي چند نماز را با يك وضو به جا مي آورد.[3]
[1] - بر پا داشتن، به جا آوردن،انجام دادن. (حسن عميد،فرهنگ فارسي عميد)
[2] - رضا رجب زاده، همان، صص48و58
[3] - سيد محمد طباطبايي، همان، صص248.
![]()
مطالب دیگر:![]()
۱۳۲۸، ۱۳۲۷، ۱۳۲۶، ۱۳۲۵، ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰