عاشورا


عاشورا و ثبات قدم بر اعتقاد و باورها و استقامت در راه مستقیم الهی
عاشورا یك حادثه‏ى تاریخىِ صرف نبود؛ عاشورا یك فرهنگ، یك جریان مستمر و یك سرمشق دائمى براى امت اسلام بود. حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام با این حركت- كه در زمان خود داراى توجیه عقلانى و منطقى كاملًا روشنى بود- یك سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهید شدن هم نیست؛ یك چیزِ مركب و پیچیده و بسیار عمیق است. سه عنصر در حركت حضرت ابى عبد اللّه علیه السّلام وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه.در فرهنگ شیعی،‌ به خاطر شهادت امام حسین علیه السّلام در روز عاشورا ، عظیم ترین روز سوگواری و ماتم به حساب می آید، زیرا بزرگترین فاجعه و ستم در مورد خاندان پیامبر انجام گرفته است؛ از این رو امام صادق علیه السّلام فرمود: "و أمّا یوم عاشورا فیوم أصیب فیه الحسین علیه السّلام ضریعاً بین أصحابه و أصحابه حوله صرعی عراة؛ عاشورا روزی است كه حسین علیه السّلام میان یارانش كشته شد و بر زمین افتاد. یاران او نیز پیرامون او به خاك افتاده و عریان بودند". شیعیان امام حسین علیه السّلام در ایام محرم، به ویژه روز عاشورا عزاداری نموده و یاد و خاطره آن روز را زنده نگه داشته اند، از این رو این روز به نام عاشورای حسینی شهرت یافت. البته امویان بعد از شهادت امام حسین علیه السّلام در این روز شادی می كردند. از این رو در زیارت عاشورا آمده است: "اللّهم هذا یوم تبرّكت به بنو امیّة و ابن آكلة الاكباد" حضرت موسی عرض كرد: عاشورا چیست ؟ خطاب رسید: عاشورا عبارت است از گریستن یا حالت گریه به خود گرفتن و نوحه و مرثیه خواندن در عزای سبط رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم، ای موسی ! هیچ بنده ای از بندگانم بر حسین و مظلومیت او گریه و ناله نمی كند مگر این كه اهل بهشت خواهد بود.  هم چنان که گفتیم پیامبر صلی الله علیه و آله به عنوان مقدمه و طرح پیروزی، روز تاسوعا به روزه گرفتن سفارش نمود. ولی اكنون روزه گرفتن مكروه است.

حضرت موسی بن عمران علیه السّلام در مناجات خود عرضه داشت: بار خدایا! چرا امت حضرت محمّد را بر دیگر امت ها برتری دادی ؟ خطاب آمد: به خاطر ده چیز. حضرت موسی عرض كرد: آن ده چیز كدام است تا به بنی اسرائیل بگویم عمل كنند؟ فرمود: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و عاشورا. حضرت موسی عرض كرد: عاشورا چیست ؟ خطاب رسید: عاشورا عبارت است از گریستن یا حالت گریه به خود گرفتن و نوحه و مرثیه خواندن در عزای سبط رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم، ای موسی ! هیچ بنده ای از بندگانم بر حسین و مظلومیت او گریه و ناله نمی كند مگر این كه اهل بهشت خواهد بود. 

بعد از آن كه امام سجّاد علیه السّلام پس از حادثه‏ى عاشورا به مدینه برگشت- شاید از آن وقتى‏كه این كاروان از مدینه بیرون رفت و دوباره برگشت، ده، یازده ماه فاصله شده بود- یك نفر خدمت ایشان آمد و عرض كرد: یا ابن رسول اللّه! دیدید رفتید، چه شد! راست هم مى‏گفت؛ این كاروان در حالى رفته بود كه حسین بن على‏ علیه السّلام، خورشید درخشان اهل بیت، فرزند پیغمبر و عزیزِ دل رسول اللّه، در رأس و میان آن‏ها بود؛ دختر امیر المۆمنین با عزت و سرافرازى رفته بود؛ فرزندان امیر المۆمنین- عباس و دیگران- فرزندان امام حسینعلیه السّلام ، فرزندان امام حسنعلیه السّلام ، جوانان برجسته و زبده و نامدار بنى هاشم، همه با این كاروان رفته بودند؛ حالا این كاروان برگشته و فقط یك مرد- امام سجّاد علیه السّلام- در این كاروان هست؛ زنها اسارت كشیده، رنج و داغ دیده‏اند؛ امام حسینعلیه السّلام  نبود، على اكبرعلیه السّلام  نبود، حتى كودك شیرخوار در میان این كاروان نبود. امام سجّاد علیه‏السّلام در جواب آن شخص فرمود: فكر كن اگر نمى‏رفتیم، چه مى‏شد! بله، اگر نمى‏رفتند، جسم ها زنده مى‏ماند، اما حقیقت نابود مى‏شد؛ روح ذوب مى‏شد؛ وجدانها پایمال مى‏شد؛ خرد و منطق در طول تاریخ محكوم مى‏شد و حتى نام اسلام هم نمى‏ماند كه وقتی امام حسین علیه السّلام با آن عظمتش برای حفظ اسلام و ناموس و شرف و انسانیت , جان خود و فرزندان و بستگان و در یك كلمه همه چیز را در راه خدا داده و با بدن چاك چاك و عریان روی خاك داغ كربلا افتاده است , شایسته نیست انسان در چنین روزی برای زندگی دنیوی ذخیره ای تهیه نماید. ازحدیثی از حضرت رضا علیه السّلام فهمیده می شود كار كردن تنها در روز عاشورا منع شده است , نه تاسوعا; وانگهی كار در روزعاشورا حرام نیست ; مكروه است چون خیر و بركت و یمن ندارد. شاید علّت كراهتش این باشد كه وقتی امام حسین علیه السّلام با آن عظمتش برای حفظ اسلام و ناموس و شرف و انسانیت , جان خود و فرزندان و بستگان و در یك كلمه همه چیز را در راه خدا داده و با بدن چاك چاك و عریان روی خاك داغ كربلا افتاده است , شایسته نیست انسان در چنین روزی برای زندگی دنیوی ذخیره ای تهیه نماید, بلكه بسیار به جا است در تكایا و مساجد و مجالس عزا شركت كرده و برای امام علیه السّلام و خاندانش گریه نموده و حالت حزن و اندوه بگیرد.
 
استقامت آهنین عاشورائیان با ثبات قدم بر اعتقاد و باورها و استقامت در راه مستقیم الهی
از درس هایی که از عاشورا می توان گرفت ثبات قدم بر اعتقاد و باورها و استقامت در راه مستقیم الهی  و هدف مقدس است. اینکه به اندک مشکلات زندگی، انسان خویش را نبازد. انسان های بزرگ در طول تاریخ در برابر تمام سختی ها و فشارهای دشمنان سرسخت مقاومت کردند و با اقتدار به راه خویش ادامه دادند و از ملامت هیچ ملامت گری نهراسیدند و سستی به خود راه ندادند. این روش مورد تأیید قرآن و سنت انبیای الهی و اولیای الهی بوده است.
 
آیات ناظر بر ثبات قدم داشتن  
در دو آیه از قرآن به صراحت از خداوند تقاضای ثبات قدم شده است:

الف. صبر، لازمه استقامت:
وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ‏ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ. و هنگامى که(لشکریان طالوت) در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند گفتند: «پروردگارا ! پیمانه شکیبایى و استقامت را بر ما بریز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز بگردان! (250بقره) در این آیه شریفه ثبات قدم و استقامت بر راه به همراه صبوری آمده است. بنابراین برای ماندن در راه باید صبر پیشه کرد.

ب. استقامت رمز پیروزی:
 وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی‏ أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ‏ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرینَ. سخنشان تنها این بود که: «پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و از تندروی هاى ما در کارها، چشم‏پوشى کن! قدمهاى ما را استوار بدار! و ما را بر جمعیّت کافران، پیروز گردان! (147 آل عمران) «مسلم بن عوسجه» در حالى که اشکهایش بر صورتش روان بود، پیش آمد و خطاب به امام گفت: «آیا ما تو را رها کنیم، پس به چه چیزى از اداى حقت نزد خداوند عذر خواهى نماییم، به خدا قسم! از تو جدا نمى‏شوم تا نیزه‏ام را در سینه‏هایشان فرو برم و مادام که شمشیرم در دست من باشد، با آن ضربه مى‏زنم و اگر سلاحى به همراهم نمى‏بود، آنان را با سنگ مى‏زدم تا وقتى که همراه تو بمیرم»

معنای ثبات قدم
صاحب قاموس در این که معنای ثبوت قدم چیست می گوید: گاهى مراد از ثبوت قدم استقامت و صبر است مثل‏ فَتَزِلَ‏ قَدَمٌ‏ بَعْدَ ثُبُوتِها نحل: 94. تا قدمى پس از ثبوتش بلغزد؛ یعنى استقامت به تزلزل مبدّل شود. وَ ثَبِّتْ‏ أَقْدامَنا (آل عمران: 147). یعنى بر ما استقامت عطا فرما! [1]

خواستن ثبات قدم در زیارت عاشورا:
در زیارت عاشورای امام حسین علیه السلام در دو جا این ثبات قدم از خداوند خواسته شده است؛ یکی در اواسط زیارت آمده است: وَ أَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکمْ قَدَمَ‏ صِدْقٍ‏ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة. [2] و دیگری در فقره پایانی و در حالت سجده: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی شَفَاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَک مَعَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ- دُونَ الْحُسَیْن‏. [3] سۆال این است که چگونه باید بر مسیر مستقیم پابرجا و ثابت قدم ماند؟ در این فقرات از زیارت عاشورا به این پرسش جواب داده شده که همانند امام حسین و یارانش که در راه حضرت جان خود را فدا کردند و تا آخرین قطره خون ایستادگی کردند باید شیعیان و دوستداران ایشان نیز در راه خدا و ارزشهای الهی ایستادگی کنند.  

نمونه ای از استقامت عاشورایی
در واقعه عاشورا استقامت و ثبات قدم موج می زند؛ یکی از این صحنه ها زمانی است که امام حسین شب عاشورا بیعتش را از همه برداشت اما اصحاب با ماندن نهایت استقامت خویش را نشان دادند. امام حسین علیه السّلام شب هنگام یاران خود را جمع کرد، على بن الحسین علیه السّلام گوید: با آن که بیمار بودم، نزدیک رفتم تا آن چه گوید بشنوم، شنیدم پدرم به اصحاب گفت:... [4] « اما بعد من یارانى با وفاتر و بهتر از یارانم نمى‏شناسم، پس خداوند همه شما را به جاى من پاداش خیر دهد، همانا من گمان مى‏کنم که روز (وعده) ما با این دشمنان، فردا باشد، من به همه شما اجازه داده‏ام که از من رها شوید، مرا بر شما عهد و پیمانى نیست، این شب، شما را پوشانده است پس آن را به کار گیرید و هر کدام از شما دست مردى از اهل بیت مرا بگیرد- که خداوند همه شما را پاداش نیک دهد- سپس در مناطق و شهرهایتان متفرق شوید تا اینکه خداوند گشایشى پیش آورد که این قوم کسى جز مرا نمى‏طلبند و اگر مرا به دست آورند، از طلب دیگران، دست مى‏کشند»[5]
 
پاسخ اهل بیت امام حسین علیه السّلام‏
هنوز امام سخنانش را پایان نداده بود که برگزیدگان پاک از اهل بیتش، بپاخاستند و اعلام نمودند که آنان همان راهى را که او انتخاب کرده است، بر مى‏گزینند و در مسیرش، به دنبال او خواهند بود و جز شیوه‏اش را برنگزینند، آنان همگى با چشمانى اشکبار به سخن آمدند و گفتند: «چرا این کار را انجام دهیم؟ براى اینکه بعد از تو باقى بمانیم؟ خداوند آن روز را هرگز به ما نشان ندهد». در واقعه عاشورا استقامت و ثبات قدم موج می زند؛ یکی از این صحنه ها زمانی است که امام حسین شب عاشورا بیعتش را از همه برداشت اما اصحاب با ماندن نهایت استقامت خویش را نشان دادند. ابتدا برادرش ابو الفضل عباس این سخنان را آغاز کرد و جوانمردان پاک از فرزندان خاندان نبوت از او پیروى کردند.[6]

استقامت در کلام اصحاب:
«مسلم بن عوسجه» در حالى که اشکهایش بر صورتش روان بود، پیش آمد و خطاب به امام گفت: «آیا ما تو را رها کنیم، پس به چه چیزى از اداى حقت نزد خداوند عذر خواهى نماییم، به خدا قسم! از تو جدا نمى‏شوم تا نیزه‏ام را در سینه‏هایشان فرو برم و مادام که شمشیرم در دست من باشد، با آن ضربه مى‏زنم و اگر سلاحى به همراهم نمى‏بود، آنان را با سنگ مى‏زدم تا وقتى که همراه تو بمیرم». «سعید بن عبد اللّه حنفى» به سخن آمد و وفادارى راستین خود را نسبت به امام اعلام نمود و گفت: «به خدا تو را رها نمى‏کنیم تا اینکه خداوند بداند که ما در وجود تو حرمت رسول او را حفظ کرده‏ایم ... به خدا! اگر مى‏دانستم کشته شوم‏ و زنده گردم و سپس سوزانده گردم و خاکسترم را برباد دهند و این کار، هفتاد بار در مورد من تکرار شود، از تو جدا نمى‏شدم تا اینکه در حمایت از تو جان دهم و چگونه این کار را نکنم در حالى که یک بار کشته شدن است و آنگاه کرامتى که هرگز پایانى براى آن نباشد»... «زهیر بن قین» در همان خطى حرکت کرد که برادرانش اعلام نموده بودند. همه یارانش یک نفس ، قریب به این مضمون پاسخ دادند و گفتند: بخدا از تو جدا نشویم (جان ما قربانت) با گلو و چهره و دست خود تو را نگهدارى کنیم و چون ما همه کشته شدیم وظیفه خود را انجام داده باشیم؛[7]

و در روز عاشورا همان گونه خود گفته بودند تا آخرین قطره خون از حریم رسول الله دفاع کردند و لحظه ای از راهی که برگزیدند پشیمان نشدند. باشد که ما هم در زندگی اینگونه باشیم و فشارهای دشمنان، ما را از ارزش هایی که حاصل خون شهیدانمان است غافل نکند.
 
پی نوشت ها:
1. قرشى بنایى، على اکبر، قاموس قرآن، دار الکتب الاسلامیة - تهران، چاپ: ششم، 1412ق. ج‏5 ؛ ص258
2. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات،1جلد،دارالمرتضویة،نجف اشرف، چ۱،1356ش،ص177.
3. همان، ص179
4. آیت الله کمره‏اى‏، در کربلا چه گذشت، ناشر: مسجد جمکران‏ قم، ‏چاپ: چهاردهم‏1381 ش‏، ص: 280
5. زندگانى امام حسین ع،باقر شریف قرشى،سید حسین محفوظى،بنیاد معارف اسلامى‏ قم،چ1،‏1422 ق‏،ج‏3،ص196.
6.همان، ص 197و 198
7.زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام ، ج‏3 ،ص: 199 و 200
                                                                                        
منابع:

1 - حیات الامام الحسین علیه السّلام، ج 3، ص 179، به نقل از فرهنگ عاشورا، جواد محدثی.
2 -  بحارالانوار، ج 45، ص 95.
3  -  همان، ج 44،‌ص 284؛ وسایل الشیعه، ج 1،‌ ص 394.
4  -  سفینه البحار، ج 1، ص 124.

5  -  الشیخ فخر الدین الطریحی, مجمع البحرین , ج 3ـ 4 مادهء عشر.

آن چه به این جا پیوند دارد:  

1.     کاروان کربلا

2.     مبارزه با ظالم

3.     پسر پیامبر(ص)

4.     برکت حسيني شدن

5.     گريه، موهبتي الهي

6.     روش صحیح عزاداری

7.     عزاداری برای شهیدان

8.     خانه خورشید شعله ور

9.     هدف قیام امام حسین(ع)

10. قتل ابن رسول الله عطشانا

11. محرّم؛ ماه خون، ماه شهادت

12. ظلم ستيزي و عدالت خواهي

13.محرّم، روحاني، مدّاح و عزاداران

14.خطبه امام حسين عليه السلام

15.فرزندان سیدالشهداء(ع) در حادثه کربلا 1

16.فرزندان سیدالشهداء(ع) در حادثه کربلا 2

17.آن هایی که رفتند کاری حسینی کردند، و آن هایی که ...

۱۸. 679،659،658،665،656،654،653،652؛  تو چه صیادی ...

۱۹. به درگاهت سر آوردم؛ اين كربلاي چندم ما بود !؛ ای قوم در این عزا بگریید

۲۰. امام حسين(ع) و نظام سياسي جور، امام حسين(ع) دري از درهاي بهشت

۲۱. حسين(ع) شهيد راه حقيقت و ياري دين ،چله نشين عاشورا... ، الگوي قرآني

                استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.                      

 

 

مطالب دیگر:

 ۱۳۲۹، ۱۳۲۸، ۱۳۲۷، ۱۳۲۶، ۱۳۲۵، ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰