هر که حسین را دوست بدارد خدا را دوست داشته، زیرا محبت حسین، محبت رسول خدا، و محبت رسول خدا، محبت خدا است.


 .مناسبت های خاصّ.


  ...دقیق و مستند بدانیم...



         .آن چه به این جا پیوند دارد ...   پست های:  679،659،658،665،656،654،653،652 

مناسبت های خاصّ
دقیق و مستند بدانیم.
حکایت های شنیدنی و ...


ای قوم درین عزا بگریید

بر کشته‌ی کربلا بگریید

با این دل مرده خنده تا چند

امروز درین عزا بگریید

فرزند رسول را بکشتند

از بهر خدای را بگریید

از خون جگر سرشک سازید

بهر دل مصطفی بگریید

وز معدن دل به اشک چون در

بر گوهر مرتضی بگریید

با نعمت عافیت به صد چشم

بر اهل چنین بلا بگریید

دلخسته‌ی ماتم حسینید

ای خسته دلان، هلا! بگریید

در ماتم او خمش مباشید

یا نعره زنید یا بگریید

تا روح که متصل به جسم است

از تن نشود جدا بگریید

در گریه سخن نکو نیاید

من میگویم شما بگریید

بر دنیی کم بقا بخندید

بر عالم پر عنا بگریید

بسیار درو نمی‌توان بود

بر اندکی بقا بگریید

بر جور و جفای آن جماعت

یک دم ز سر صفا بگریید

اشک از پی چیست تا بریزید

چشم از پی چیست تا بگریید

در گریه به صد زبان بنالید

در پرده به صد نوا بگریید

تا شسته شود کدورت از دل

یک دم ز سر صفا بگریید

نسیان گنه صواب نبود

کردید بسی خطا بگریید

وز بهر نزول غیث رحمت

چون ابر گه دعا بگریید

سیف فرغانی

 (از شعرای قرن ششم در وصف کربلا) 

صاحب كتاب درّالیمین در تفسیر این آیه مباركه از قرآن كریم "فتلقّی آدم من ربّه كلمات فتاب علیه انّه هو التّواب الرّحیم" (بقره37) می فرماید:خلاصه معنی چنان است كه آدم(ع) در ساق عرش كلمه چند نگریست، جبرئیل او را بیاموخت كه بدان كلمات كه اسماء پیامبر(ص) و آل پیامبر بود پناهنده شود و بدین گونه سخن كند:قال: "یا حمید بحقّ محمد، یا عالی بحقّ علی، یا فاطر بحقّ فاطمه، یا محسن بحقّ الحسن و الحسین و منك الاحسان."خدا را بدین كلمات سوگند داد، چون به نام حسین(ع) رسید آتش از قلبش برانگیخت و اشک از چشمش بریخت. گفت: ای جبرئیل، چه شد كه در ذكر پنجم قلب من بشكافت و اشک من جاری شد؟جبرئیل گفت: این فرزند تو به مصیبتی بزرگ مبتلا شود كه همه مصیبت‌ها در نزد او كوچك باشد. گفت ای برادر آن چه مصیبتی است؟  قال: یقتل عطشاناً غریباً وحیداً فریداً، لیس له ناصر ولا معین و لو تراه یا آدم و هو یقول وا عطشاه وا قلّة ناصراه حتّی یحول العطش بینه و بین السماء كالدّخان فلم یجبه احد الا بالسیوف و شرب الحتوف، فیذبح ذبح الشاه من قفاه و ینهب رحله اعدائه و تشهر رؤسهم، هو و انصاره فی البلدان و معهم النسوان، كذالك سبق فی علم الواحد المنّان.گفت: كشته می شود در حالتی كه تشنه باشد و بی كس باشد و تنها و فرید باشد و او را ناصری و معینی نباشد. ای آدم، اگر او را ببینی در حالتی كه می گوید: "وا عطشاه وا قلّة ناصراه" تا گاهی كه از تشنگی چشمش چنان تاریك می شود كه آسمان را نتواند دید و هیچ كس او را جواب نگوید الا با زبان شمشیر و شراب مرگ. پس، او را می‌كشند چنان كه گوسفند را از قفا سر میبرند، و احمال و اثقال او را دشمنان او به نهب و غارت می برند و سر او و اصحاب او را بر سنان‌ - نیزه‌ها - می كنند و در شهرها می گردانند و اهل‌بیت او را اسیر می گیرند. و این صورتی است كه از پیش به علم خداوند واحد برگذشته است. چون این سخن به پایان رفت آدم و جبرئیل چون زن بچه مرده گریستند.


 .مناسبت های خاصّ.


  ...دقیق و مستند بدانیم...



         .آن چه به این جا پیوند دارد ...   پست های:  679،659،658،665،656،654،653،652 

مناسبت های خاصّ
دقیق و مستند بدانیم.
حکایت های شنیدنی و ...


منبع:
ناسخ التواریخ ، ج 1 ، ص275