زیارت عاشورا

مناسبت های خاصّ
دقیق و مستند بدانیم
زیارت
زیارت، قلمرو دل و وادی محبّت و شوق است، نمودی از احساس متعالی و ترجمان دل های سوخته است. فیضِ حضور در کنار اولیاء خدا، زائر را از کیمیای «نظر» برخوردار می سازد. زیارت، الهام گرفتن از اسوه ها، تعظیم شعار، تقدیر از فداکاری و تجلیل از پاکی هاست. زائر در برابر آیینه تمام قد فضیلت ها می ایستد و عیار خود را در آن می سنجد و خود را در برابر «میزان» قرار می دهد تا ...
همه مجنون تو باشند و تو ليلا باشي
تا كه جان سوزترين واژهي دنيا باشي
ديگران قطرهي ناچيز و تو دريا ...
13.محرّم، روحاني، مدّاح و عزاداران
15.فرزندان سیدالشهداء(ع) در حادثه کربلا 1
16.فرزندان سیدالشهداء(ع) در حادثه کربلا 2
17.آن هایی که رفتند کاری حسینی کردند، و آن هایی که ...
۱۸. 679،659،658،665،656،654،653،652؛ تو چه صیادی ...
۱۹. به درگاهت سر آوردم؛ اين كربلاي چندم ما بود !؛ ای قوم در این عزا بگریید
۲۰. امام حسين(ع) و نظام سياسي جور، امام حسين(ع) دري از درهاي بهشت
۲۱. حسين(ع) شهيد راه حقيقت و ياري دين ،چله نشين عاشورا... ، الگوي قرآني
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
![]()
مطالب دیگر:
۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰
679،659،658،665،656،654،653،652،679،659،658،665،656،654،653،652
زیارت
زیارت، قلمرو دل و وادی محبّت و شوق است، نمودی از احساس متعالی و ترجمان دل های سوخته است. فیضِ حضور در کنار اولیاء خدا، زائر را از کیمیای «نظر» برخوردار می سازد. زیارت، الهام گرفتن از اسوه ها، تعظیم شعار، تقدیر از فداکاری و تجلیل از پاکی هاست. زائر در برابر آیینه تمام قد فضیلت ها می ایستد و عیار خود را در آن می سنجد و خود را در برابر «میزان» قرار می دهد تا کم و کاستی خود را جبران کند. زائر، مهمان مائده معنوی اولیاءاللّه است و زیارت، تجدید پیمان و میثاق ولایت با رهبری است. زیارت، سفر با کاروان اشک، بر محمل شوق و سوار شدن بر موج عرفان و بُراق عشق است.
زیارت نامه
از آنجا که «زائر» را ادب و معرفت شرط است، پس لازم است که هنگام زیارت، سخنی والا، عارفانه و مؤدبانه بر زبان جاری سازد. هر زائر می تواند از پیش خود و به زبان خود، دعایی را به عنوان زیارت نامه بخواند، ولی در منابع [دینی] ما، متونی به نام زیارت نامه نقل شده است که سند آن ها به ائمه اطهار علیه السلام می رسد و به عنوان زیارت های ماثوره شناخته شده است. ... در این میان، آنچه از ائمه علیه السلام نقل شده، بسیار است، همچون زیارت وارث، عاشورا، اربعین و... . دقت در مضامین و محتوای زیارت نامه ها بسیار مفید است. مفاهیم کلی که در زیارات دیده می شود، بسیار است؛ از جمله: محبّت، مودّت، موالات، اطاعت، دعوت، نصرت، صبر، تصدیق، تولّی و تبرّی، مواسات، تقرّب به خدا، و برائت از دشمنان ولایت و ... .
زیارت عاشورا
از زمان های بسیار مناسب و بافضیلت برای زیارت امام حسین علیه السلام ، روز عاشوراست؛ چه به صورت حضوری و چه با خواندن زیارت نامه آن حضرت از راه دور. متن زیارت نامه ای که از سوی ائمه علیه السلام دستور خواندن آن داده شده، به «زیارت عاشورا» شهرت یافته است و خواندن همه وقت و همه روز آن، آثار و برکات زیادی به دنبال دارد. این زیارت را امام باقر علیه السلام به عَلْقَمَه بن محمدحَضر می آموخت که هر گاه خواست حضرت را از راه دور زیارت کند، آن را بخواند. این زیارت، تجدید عهد همه روزه پیرو حسین بن علی علیه السلام با مولای خویش است که همراه با تولّی و تبرّی است و خطّ فکری و سیاسی زائر را در برابر دوستان و دشمنان اسلام و اهل بیت علیه السلام ترسیم می کند. زیارت عاشورا، منشور تولّی و تبرّی نسبت به جریان حقّ و باطل در همه جا و همه زمان هاست.
سلام ادب دیدار
یکی از آداب و سنت های رایج در جوامع، احترام به یکدیگر در هنگام ملاقات است. این کار در هر جامعه ای به طور خاصّی انجام می گیرد. در فرهنگ اسلامی، یکی از آداب مهمّ معاشرت، سلام کردن است. اهل ایمان از طریق سلام کردن، برای یکدیگر، آرزوی سلامت و سعادت می کنند می کوشند همواره خیر خواه یکدیگر باشند. سلام به اولیاء الهی نیز علاوه بر آنکه نشان احترام و اظهار ادب به آن بزرگواران است، در حقیقت، نوعی ابراز هم بستگی و وفاداری و پای بندی به راه و اهداف و آرمان های آن هاست. پیرو امام حسین علیه السلام به وسیله سلام کردن به آن حضرت، مقام و منزلت امامت و ولایت را گرامی داشته و در برابر عظمت شخصیت و فضایل و کمالات بی منتهای سرور شهیدان سرتعظیم فرو می آورد و پذیرای این مسؤولیت می شود که همواره پاسدار عدالت و آزادگی باشد و به هیچ قیمتی تن به ذلت و پستی ندهد.
امام حسین علیه السلام نمونه کامل بندگی
از کنیه های مشهور امام حسین علیه السلام ، اباعبداللّه است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در همان روز اوّل ولادت امام حسین علیه السلام ، چون وی را در آغوش گرفتند، فرمودند: «یا اباعبداللّه » در علّت این نام گذاری سخنان بسیاری گفته شده است، از جمله اینکه: حضرت حسین بن علی علیه السلام به بالاترین مقام بندگی و تسلیم و عبودیّت دست یافت و در راه بندگی خدا، از جان و مال و عزیزانش دست شست و در آخرین لحظات زندگی در مناجاتی با خدا فرمود: راضی به حکم تو و تسلیم در برابر تو هستم.اگر این حدّ از جانبازی اباعبداللّه علیه السلام نبود، در نتیجه عملکرد بسیار خطرناک یزید، آیین عبودیّت از روی زمین رخت بر بسته، آداب و ارزش های غلط جاهلی حاکمیّت می یافت. از آن جا که یکی از معانی واژه پدر، در زبان عربی، مربی است، بر این اساس، امام حسین علیه السلام چون بزرگترین مربی بندگی در همه زمان هاست، به اباعبدالله معروف گشت.
فرزند نیکان وارث برگزیدگان
حضرت اباعبداللّه علیه السلام فرزند برترین و پاک ترین انسان ها و دست پرورده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود. او وارث انبیاء و اولیاء الهی بود که جز حقّ نگفت و به غیر از اعتلای حق و عدالت نیندیشید. او وارث تمام اوصاف و کمالات جدش پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و پدرش امیرالمؤمنان علیه السلام و مادرش صدیقه کبری علیهاالسلام است. در یک کلام حسین علیه السلام عصاره آموزه های رسالت و حقیقت امامت و ولایت است.
خون خدا
یکی از لقب های امام حسین علیه السلام «ثاراللّه »؛ یعنی خون خداست. همان گونه که خون در بدن، ضامن حیات است و بدون آن بدن قادر به ادامه زندگی نیست، وجود امام حسین علیه السلام نیز در تداوم آیین توحید و بقای ارزش های اسلام نقش حیاتی دارد. اگر حسین نبود، دشمنان اسلام، احکام و ارزش های دین خدا را نابود می کردند.همچنین حسین بن علی علیه السلام به جهت آراستگی به کمالات انسانی و فضیلت های دینی، به آن مرتبه ای از کمال رسیده بود که همه اعضاء و جوارح او انتساب به خدا پیدا کرده بود. این سنت خداوند است که چون انسان دل از غیر برکند و تنها دل به خدا بندد، محبوب خدا می شود و از همه اعضا و جوارح او جز کار پسندیده صادر نمی شود. چون امام حسین علیه السلام مصداق کامل چنین انسانی بود، از او با تعبیر خون خدا، خونی که متعلق به ذات پاک پروردگار است، یاد می شود.
حضرت مهدی (عج) خون خواه واقعی
هر خون به ناحقّ ریخته شده را قصاصی هست که ولایت آن با ولی مقتول است. امّا از آنجا که خون امام حسین علیه السلام تنها به خاطر حفظ دین خدا و پاسداری فضیلت ها و احکام الهی ریخته شده است، خون خواهِ واقعی او خود خداوند متعال است و چون هنوز انتقام این خون گرفته نشده است، علاقمندان به حقّ و عدالت باید همواره آماده باشند که از پایمال شدن این خون جلوگیری کنند. خطی را که حسین علیه السلام در کربلا ترسیم کرده است، تداوم خواهد یافت تا حق و باطل به صورت کامل ظاهر شود و آن گاه که حجّت بر همگان تمام شد، انتقام خون به ناحق ریخته حسین علیه السلام به دست فرزندش مهدی (عج) گرفته می شود.
عظمت اصحاب امام حسین علیه السلام
در جریان قیام امام حسین علیه السلام در عین حالی که اکثر مردم، در نتیجه فریفتگی به زرق و برق دنیا، یا ترس از جان و مال و مقام خود، از یاری آن حضرت به بهانه های گوناگون سرباز زدند و به روی او شمشیر کشیدند، اشخاص شجاع و باایمانی هم بودند که چون مقتدایشان، از جان خود دست شستند و تا آخرین قطره خون خود به دفاع از حقّ پرداختند. این گروه به ظاهر اندک، در ایمان، اخلاص، عشق، ایثار، تقوا و پاکی به جایی رسیدند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام سال ها قبل از حماسه عاشورا، در توصیف آنان فرمود: آن ها عاشقان خدایند. نه از پیشینیان و نه از آیندگان، کسی به مقام آنان دست نمی یابد. اباعبداللّه علیه السلام نیز خود در این باره فرمود: «من اصحابی با وفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم».... آری این انسان های بزرگ، به جهت عمل به وظیفه، در آن شرایط حساس تاریخی، شایستگی آن را یافتند که همه علاقمندان به حقیقت، در طول تاریخ، به آنان عرض ادب نمایند و در برابر عظمت آنان سرتسلیم فرود آورند. تکریم یاران امام حسین علیه السلام در زیارت عاشورا از این جهت بوده است.
نتیجه بستر سازی بیداد
در انجام هر کاری علاوه بر مباشران، یعنی کسانی که به صورت مستقیم و بدون واسطه به آن کار دست می زنند، گروه های دیگری نیز سهیم اند که از آن جمله اند: زمینه سازان فکری و فرهنگی، تهیه کنندگان اسباب و لوازم کار و فراهم کنندگان نیروهای انسانی. در تحقق یافتن فاجعه کربلا، علاوه بر بنیان گذاران ستم به اهل بیت علیه السلام ، گروه های زیاد دیگری نیز مؤثر بودند؛ از جمله آنانی که با سکوتشان به ستمگران جرأت بخشیدند، و آن هایی که با سازش با دشمن از یاری حقّ سرباز زدند، و همین طور آن کسانی که با عقب نشینی خود، امکان پیشروی به دشمن دادند و نیز آنانی که سیاهی لشکر دشمن شدند و به «هَلْ مِنْ ناصرِ» سرور شهیدان لبیک نگفتند و... . همه این افراد به خاطر کوتاهی در یاری حقّ و آماده ساختن بستر وقوع، در این فاجعه عظیم تاریخ سهیم اند و در نتیجه، از رحمت خداوند متعال و دعای خیر صالحان محروم و همواره در شمار لعنت شدگان خواهند بود.
بیزاری از گروه ستم پیشه
در دفاع از جبهه حقّ، از جمله وظایفی که بر عهده تک تک افراد است، بیزاری جستن از عملکرد ستم پیشه گان و پیروان و طرفداران آن هاست. حضرت امام رضا علیه السلام در ضمن نامه ای که به مأمون نگاشته اند، تصریح نموده اند که از آثار و نشانه های ایمان، نفرت داشتن و بیزاری جستن از عمل آن کسانی است که اولیا الهی را از جایگاه و منزلت شان دور ساخته و در حقّ آنان ستم روا داشتند و سنت و سیره پیامبراکرم صلی الله علیه و آله را تغییر دادند. در بخشی از زیارت عاشورا، به زائر آموزش داده می شود که از قاتلان و دشمنان امام حسین علیه السلام بیزاری جوید؛ چراکه آن ها با آن عمل ننگین خود، از رحمت خداوند مطرود شدند و خود را مستحقّ عذاب جاودان الهی نمودند و این اعلام برائت از ستمگران، در عین حال، اظهار ارادت و ابراز وفاداری و پای بندی به حقّ و حقّ مداران است.
دوستی با دوستان خدا
مؤمن در دوست داشتن و دشمن داشتن و صلح و جنگ، از اصول و معیارهای خاصّی تبعیّت می کند. پیرو واقعی اهل بیت آنچنان در حقانیّت و نورانیت آنان ذوب می شود که ملاک دوستی و دشمنی هایش را در حبّ و بغض به اهل بیت علیه السلام قرار می دهد. او با کسانی که آنان را دوست دارند، دوستی می کند و با کسانی که با آن ها ستیز و دوشمنی دارند، به مبارزه می پردازد. و هرگز بی تفاوت بودن در این امر را برنمی گزیند؛ چرا که بی تفاوت بودن در این کار، عین انحراف از صراط مستقیم و داخل شدن در صف دشمنان محسوب می شود. بر این اساس، مسلمان پیرو حسین علیه السلام خطاب به امامش می گوید: من با کسانی که با شما در صلح و آشتی باشند، در صلح هستم. و با هر کس که با شما به پیکار بپردازد، تا روز قیامت در جنگم.
آرزوی شرکت در خون خواهی کربلا
توفیق شرکت در انتقام گیری از دشمنان شهدای کربلا، از جمله زمینه های دست یابی به رستگاری است و آرزوی هر انسان حقیقت جو آن است که اگر سعادت شهادت در رکاب امام حسین علیه السلام ، در کربلا، نصیب او نشده است، خداوند توفیقی را شامل حال او کند که در جریان خون خواهی آن حضرت که توسط نهمین فرزند ایشان انجام خواهد گرفت، بتواند شرکت داشته باشد. این خواسته در زیارت های متعددی مطرح شده است. در زیارت اربعینی، در این باره آمده است: خداوندا! ما را از خون خواهان امام حسین علیه السلام ، در رکاب پیشوای عادلی که اسلام و مسلمین را عزّت و عظمت می بخشد، قرار بده. در زیارت عاشورا نیز از زبان دوستدار اباعبداللّه علیه السلام می خوانیم: از خدایی که مقام و منزلت تو را گرامی داشته است و به برکت تو به ما کرامت و ارزش بخشیده است، می خواهم که خون خواهی تو را همراه با امامی نصرت یافته از اهل بیت محمّد صلی الله علیه و آله روزی ام نماید و در دنیا و آخرت، در پیشگاه خداوند، به خاطر شما آبرومندم سازد.
الگوی زندگی پیرو حسین علیه السلام
برای شیعیان، نوع زندگی و شیوه رفتار و کردار اهل بیت علیه السلام و حتی چگونگی مرگ و شهادت آنان سرمشق است؛ چرا که حیات آنان تجسّم و تجلّی عینی دین و آیین الهی است و لحظه لحظه زندگی آنان در حق خواهی و ظلم ستیزی سپری شده است. سالکان راه امامت و ولایت نیز در سرتاسر زندگی خود، به حمایت از حقّ و جهاد با باطل و ناراستی می پردازند و چون مولایشان حسین بن علی علیه السلام معتقدند که این بدن ها برای مرگ آفریده شده اند، پس چه بهتر که این امر در راه خدا و در اثر شمشیر دشمنان تحقّق یابد. و بر این اساس، همواره آماده جان بازی در راه اعتلای «کلمة اللّه» و نابودی کفر و ناپاکی هستند و از صمیم دل درخواست می کنند: پروردگارا! زندگی و وفات ما را چون زندگی و وفات محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله قرار بده.
درخواست معرفت و سعادت
پیرو ولایت اهل بیت علیه السلام می داند که دست یابی به مراتب والای خداشناسی و همین طور وصول به شناخت ائمه اطهار و معرفت به مقام امامت و ولایت، جز از طریق عنایت خاصّ خداوند و دوستی خاندان نبوّت میسر نیست و به علاوه می داند که محبّت حسین علیه السلام ، در دنیا و آخرت، مایه آبرومندی و عزّت انسان است. در نتیجه، همواره از خداوند چند چیز را به طور مستمّر در خواست می کند: دستیابی به معرفت ائمه علیه السلام و شناخت دشمنان آنان، که این امر موجب پیدایش محبّت و دوستی با اولیاء الهی و دشمنی با دشمنان آنان می شود و این هر دو بستری می شوند، برای تقرّب به خدا و آبرو پیدا کردن بنده در پیشگاه پروردگار عالم.
پایداری در دوستی اهل بیت علیه السلام
بعد از شناخت منزلت اهل بیت علیه السلام و آشنایی با مقام والای آنان، مهّمترین کار انسان مؤمن، تحصیل شرایط لازم برای هم گامی و هم راهی با آنان است؛ چرا که افرادی بودند که علی رغم آشنایی نسبی با منزلت والای اولیاء الهی، در نتیجه غرق شدن در زرق و برق دنیا و خواهش های نفسانی خود، از هم راهی با اهل بیت علیه السلام باز ماندند.علاوه بر مراقبت از اعمال و رفتار و تهذیب نفس و تزکیه، از جمله اموری که در پایدار ماندن در دوستی اولیاءِ الهی مؤثر است،استمداد از ذات اقدس خداوند نسبت به تداوم یافتن ثبات قدم و پایداری در هم راهی با آن هاست. در زیارت عاشورا به پیروان ولایت آموخته می شود که از خداوند در خواست کنند تا آن ها را در دنیا و آخرت هم نشینی خاندان نبوّت قرار داده و در احساس ضرورت این هم نشینی و هم راهی، استوار و پایداری جاودانه عطا کند.
فواید عجیب زیارت عاشورا
حضرت امام صادق(ع) فرمود: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند (چه از راه دور يا نزديک) به خدا قسم خداوند هر حاجت مادي و معنوي داشته باشد به او مي دهد.چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر مي باشد:
اول اين که گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلي قابل اهميت مي باشد.
دوم اين که امام معصوم قسم مي خورد که اين تأکيدي براين که حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.
سوم اين که مي توان در صورتي که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.
چهارم اين که حاجات مادي و معنوي بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده مي گردد.
براي رسيدن به مقام قرب الهي نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولي وسيله مطمئن، راحت، سريع براي رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) مي باشد.با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا مي توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.براي رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههاي گوناگون وجود دارد ولي راهي که سريعتر انسان مي تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف مي باشد.دلايل مختلفي براي اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از:
زيارت عاشورا از احاديث قدسي مي باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال براي پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتي که سيد رشتي با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتي مي فرمايد: که چرا عاشورا نمي خوانيد و بعد سه بار مي فرمايد عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمي)علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام مي داده اند و يکي از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح پنج دقيقه از وقت خود را براي سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائي خواهد بود روزي که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.مطمئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را مي دهد. فقط بايد دلت را پاک کني تا جواب سلام امام را بشنوي و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) مي دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.
ائمه و زيارت عاشورا
امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامي اشاره کردي، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان. هنگامي که اين زيارت را خواندي در حقيقت او را به چيزي خواندي که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن مي خوانند و خداوند براي تو هزار هزار حسنه مي نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو مي نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا مي برد و همانند کساني مي باشي که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتي در درجات آنها هم شريک مي شوي. (کامل الزيارات- ص هفتاد و چهار )امام صادق(ع) به صفوان مي فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستي که من چند خير را براي خواننده آن تضمين مي کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعي و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد. (بحارالانوار-جلد نود و هشت -ص سیصد )در روايت ديگر مي خوانيم: اگر مردم مي دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشي دارد، از شدت شوق و علاقه مي مردند و حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره مي کرد.(بحارالانوار-جلد صد و یک –ص هجده )در احاديث ديگرز از معصومين تأکيد بر زيارت امام حسين(ع) کرده اند که نمونه اي ازآنها ذکر مي گردد:
زيارت امام حسين(ع) مثل زيارت خدا در عرش اوست.
کسي که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار،جلد101،ص4)
اگرکسي بدون عذر موجه امام حسين(ع) را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار،جلد101،ص4)
زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمني که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار،جلد101،ص69)
کسي که امام حسين(ع) را تنها براي رضا و خوشنودي پروردگار، و نه براي کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامي گناهان او را پاک مي کند.(بحارالانوار،جلد101،ص4)
زیارت عاشورا
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
سلام بر تو اى ابا عبداللّه، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش، سلام بر تو اى فرزند امير مؤمنان و فرزند آقاى اوصياء
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان، سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کند و فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام کشتگانت نگرفتى
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ
سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز
يا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ
اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام
و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ
و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ريختند شالوده ستم و بيدادگرى را بر شما خاندان
وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها
و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود
و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ
و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهيه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند
بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِياَّئِهِم
بيزارى جويم به سوى خدا و به سوى شما از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان
يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قيامت
وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ
و خدا لعنت کند خاندان زياد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى اميه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زياد) را
وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ
خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زين کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پيكار با تو
بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ
پدر و مادرم بفدايت که براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را
وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و َآلِهِ
و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزيم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله
اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ
خدايا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت
يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ
اى اباعبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤ منين و فاطمه و حسن
وَ اِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِالْبَراَّئَةِ [مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَيْكُمْ
شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بيزارى جستن از آسى آه شالوده ستم و ظلم بر شما را ريخت
وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ] مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ على اَشْياعِكُمْو
و بيزارى جويم به سوى خدا و رسولش از کسى که پى ريزى کرد شالوده اين کار را و پايه گذارى کرد بر آن بنيانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما
بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيِّكُمْ
بيزارى جويم بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم به سوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى دوستان شما
وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ
و به بيزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى از ياران و پيروانشان
اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ
من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد
فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ
و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم کند بيزارى جستن از دشمنانتان را
اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ
به اين كه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى ) در دنيا و آخرت
وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ [بِالْحَقِّ] مِنْكُمْ
و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسنديده شما در پيش خدا و روزيم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى [به حق] که از شما (خاندان ) است
وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَه
و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او داريد ، که عطا کند به من بوسيله مصيبتى که از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را که مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى که ديده
وَ اَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَميعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ
براستى چه مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا چنانم کن در اينجا که ايستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد
اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
خدايا اين روز روزى است که مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت که درود خدا بر او و آلش باد
فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
در هر جا و هر مكانى که توقف کرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْيانَ وَ مُعوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ
خدايا لعنت کن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را که لعنت بر ايشان باد از جانب تو براى هميشه
وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ
و اين روز روزى است که شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسين صلوات اللّه عليه
اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذابَ [الاَْليمَ] اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَ الْيَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا
خدايا پس چندين برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم به سوى تو در اين روز و در اين جائى که هستم
وَ اَيّامِ حَياتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ
و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان پيامبرت که بر او و بر ايشان سلام باد
پس مى گویى صد مرتبه: اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ؛ خدايا لعنت کن نخستين ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين کسى که او را در اين زور و ستم پيروى کرد
اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شايَعَتْ وَ بايَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً
خدايا لعنت کن بر گروهى که پيكار کردند با حسين عليه السلام و همراهى کردند و پيمان بستند و از هم پيروى کردند براى کشتن آن حضرت خدايا لعنت کن همه آنها را
پس مى گویى صد مرتبه: اَلسَّلامُ عَلَيْكَ ي اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ؛ سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار زيارت من از شما
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين
پس مى گویى: اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ؛ خدايا مخصوص گردان نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را
اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ؛خدايا لعنت کن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا روز قيامت
پس به سجده مى روى و مى گویى: اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّکِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى؛ خدايا مخصوص تو است ستايش سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ؛ خدايا روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام.
راه های ثبات قدم و ویژگیهای اهل ایمان و اهل تقوا
ویژگیهای اهل ایمان و اهل تقوا به صورت گوناگون ذکر شده است. خطبه همام معروف به خطبه متقین در نهجالبلاغه، تمام ویژگیهای یک انسان با ایمان و اهل تقوا در عالیترین مرتبه را یکجا بیان میدارد. حضرت امامعلی(ع) در این خطبه، در برابر اصرارهای فردی به نام همام که از یاران آن حضرت بود و از امام درخواست وصف متقین را کرده بود، زبان به توصیف اهل تقوا کرد و یکی یکی از ویژگیهای متقین را برشمرد. این ویژگیها، همان ویژگیهای یک انسان با معنویت در حد اعلی میباشد.
این ویژگیها عبارتند از:
۱- گفتارشان درست است.
٢- شعارشان اعتدال و میانهروی است.
٣- رفتارشان برپایه تواضع است.
۴-چشمهایشان را بر حرامهای الهی میبندند.
۵- گوشهای آنها شنوای مطالبی است که برای آنها سودمند و مفید باشد.
۶- در سختیها و شرایط دشوار چنان زندگی میکنند که در حالت خوشی و آسایش روزگار میگذرانند.
۷- خداوند در دیدگان و اندیشه آنان بزرگ است و غیرخدا را کوچک و حقیر میشمارند.
۸- شوق وصفناشدنی برای رسیدن به پاداش الهی دارند.
۹- اعتقادشان به بهشت چنان است که گویی آن را دیده و از نعمتهای آن برخوردارند.
۱۰- دوزخ را چنان باور دارند که گویی آن را دیده و در آن عذاب کشیدهاند.
۱۱- مردم از دست و زبان آنها درامانند.
۱٢- بدنهایشان نحیف، حاجاتشان خفیف و افرادی عفیف هستند.
۱٣- در روزگار کوتاه دنیا، صبرپیشه میکنند و در نتیجه در آخرت، آسایش درازمدت فراهم مینمایند.
۱۴- دنیاآنها راطلبید، ولی آنها دنیا را نطلبیدند، اسیرشان کرد، ولی آنها جان خود را دادند تا از دنیا آزاد شوند.
۱۵- در هنگام شب روی پای خود ایستاده و قرآن تلاوت میکنند و با خداوند راز و نیاز دارند.
۱۶- در هنگام روز، عالمان بردبار و اهل نیکی و پرهیزگارند و ترس از خدا آنها را مثل تیر نازک تراشیده است.
۱۷- آنان به اعمال کم خود راضی نیستند و درباره کارهای خود بیمناک بوده و از خدا طلب مغفرت میکنند.
۱۸- در دین نیرومند(دارای آگاهی و باور) هستند.
۱۹- در عین پایداری و استقامت، نرم و ملایم است.
٢۰- ایمانش همراه یقین است.
۲١- در کسب علم حریص بوده و عملش با حلم همراه است.
۲۲- در عین بینیازی، میانهرو است و در نداری، خود را آراسته نشان میدهد.
۲٣- در عبادت، حالت خشوع دارد.
۲۴- در سختیها و شداید، شکیبا و بردبار است.
۲۵- دنبالروزی حلال میرود.
۲۶- از حرص و طمع دوری میجوید.
۲۷- درحالی که اعمال صالح انجام میدهد باز نگران و در هراس است.
۲۸- روز را در حالی به شب میرساند که شاکر است و شب را در حالی به روز میرساند که ذاکر است.
۲۹- آرزوهایش کوتاه و لغزشهایش کم است و نفسی قانع دارد و خوراکش کم است.
٣۰- دینش محکم و شهوتش مرده و خشمش را فرو برده است.
٣۱- از او انتظار نیکی میرود ولی شرش به کسی نمیرسد.
٣۲- از کسی که به او ظلم کرده میگذرد و برکسی که از او دریغ داشته، عطا میکند.
٣٣- از گفتن ناسزا دور است و گفتاری نرم و ملایم دارد.
٣۴- برکسی که بغض دارد، ظلم نمیکند و درباره کسی که دوست دارد به گناه نمیافتد.
٣۵- کسی را با القاب زشت صدا نمیکند.
٣۶- درکارهای باطل خود را وارد نمیکند و از مسیرحق، هیچگاه خارج نمیشود.
٣۷- خود را برای آخرت به زحمت میاندازد، ولی مردم را از گزند خویش در امان میدارد.
٣۸- دوریش از جهت تکبیر و خودبزرگبینی نیست و نزدیکیاش برای فریب و نیرنگ نمیباشد.
٣۹- اگر از بعضی مردم دوری میکند به جهت زهد و پاک نگهداشتن خود از آلودگیهاست.
۴۰- آنچه را به او بسپارند ضایع نمیکند.
فرازی از زیارت اربعین
... در زیارتی از زیارت های امام حسین علیه السلام که در روز اربعین خوانده می شود، جمله ای بسیار پُر معنا وجود دارد و آن این است: «و بَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عبادکَ مِنْ الجَهالَة». فلسفه فداکاری حسین بن علی علیه السلام در این جمله گنجانده شده است. زائر به خدای متعال عرض می کند که این بنده تو ـ این حسین تو ـ خون خود را نثار کرد تا مردم را از جهالت نجات بدهد مردم را از سرگردانی و حیرتی که در گمراهی است، نجات بدهد... . بشریت همیشه دستخوش شیطنت شیطان هاست. همیشه شیطان های بزرگ و کوچک برای تأمین هدف های خود، انسان ها و توده های مردم و ملّت ها را قربانی می کنند... باید به بشر کمک کرد، باید به بندگان خدا مدد رساند تا بتوانند خود را از جهالت نجات بدهند و از سرگردانی و گمراهی خلاص بشوند... .»رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظلّه العالی)
میر صادق سید نژاد
همه مجنون تو باشند و تو ليلا باشي
تا كه جان سوزترين واژهي دنيا باشي
ديگران قطرهي ناچيز و تو دريا ...
13.محرّم، روحاني، مدّاح و عزاداران
15.فرزندان سیدالشهداء(ع) در حادثه کربلا 1
16.فرزندان سیدالشهداء(ع) در حادثه کربلا 2
17.آن هایی که رفتند کاری حسینی کردند، و آن هایی که ...
۱۸. 679،659،658،665،656،654،653،652؛ تو چه صیادی ...
۱۹. به درگاهت سر آوردم؛ اين كربلاي چندم ما بود !؛ ای قوم در این عزا بگریید
۲۰. امام حسين(ع) و نظام سياسي جور، امام حسين(ع) دري از درهاي بهشت
۲۱. حسين(ع) شهيد راه حقيقت و ياري دين ،چله نشين عاشورا... ، الگوي قرآني
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
![]()
مطالب دیگر:
۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰
679،659،658،665،656،654،653،652،679،659،658،665،656،654،653،652
گلبرگ :: بهمن 1381، شماره 38، صفحه 21.