سبک زندگى 

چگونه زندگی کنیم

این سوالی است که پاسخ آن را «سبک زندگی» می دهد، زیرا سبک زندگی یکی از عرصه های بسیار مهم و تأثیرگذار در فرهنگ عمومی است و فرهنگ است که زندگی ما را اداره می کند و به کمک سبک زندگی است که ما معانی رفتار دیگران را درک می کنیم و می توانیم رفتارها را از هم تمییز دهیم. ممکن است از سبک زندگی چیزی ندانیم و از این غافل باشیم که آیا یک تله است یا یک فرصت؛ مانند ماهی در رود گل آلود سبک زندگی شنا می کنیم و جریان تند آب ما را با خود می برد، اما نمی دانیم که سرانجامی برای این جریان پرشتاب و کور هست یا خیر؟ نخست بايد تعريف دقيقي از زندگي ارائه شود تا با تعيين مصاديق آن زندگي  بسامان ، هنجار و يا مطلوب قابل تعريف گردد و سپس براي رسيدن به آن مهارتهاي لازم آيد و بدون مشترك شدن در تعريف زندگي سخن گفتن از مهارتهاي زندگي منطقي به نظر نمي آيد.

زندگي چيست

بشر در 100 سال اخير به شدت تلاش نموده تا با يافته هاي ارزشمند خود در عرصه هاي مختلف علمي، پاسخگوي نياز ها و پرسش هاي مختلف خود باشد امّا ابزار علم در همه حوزه ها به يك اندازه كارآمدي و توانائي ندارد. مثلاً در حيطه فيزيك (البته در اغلب بخش هاي آن و نه همه آن) علم و ابزار علمي توانمند و گوياست و نسبت به پرسش هاي مختلف بشر اظهار نظرهاي راهگشائي مي نمايد. اما در حوزه هاي علوم انساني و مفاهيم آميخته با معنا و متافزيك ، علم اگر منصف و معقول علم كند بايد در پاسخگوئي به بسياري از سئوالات اين حوزه متواضعانه پرچم نميدانم برافرازد و از خود سلب صلاحيت كند و از اظهار نظر در حيطه اي كه تسلطي به آن ندارد پرهيز نمايد. مثلاً در پاسخ به همين سئوال زندگي چيست؟ سعادت چيست؟ انسان كيست؟ خدا كيست؟ چه ارتباطي بين اينهاست؟  وچه سرنوشتي براي انسان رقم خورده و مي خورد؟ آيا حيات قبل از دنيا و يا بعد از آن وجود داشته و دارد؟ ويژگي هاي اين زندگي چگونه است؟ خير چيست؟ شر كدام است؟ اين ها اصيل اند يا اعتباري؟ و.... ده ها و صد ها سئوال ديگر كه علم (هم به معناي علم تجربي و هم به معني علوم انساني اومانيستي) قادر به ارائه پاسخي به آنها نيست و اينجاست كه انسان دست نياز به سوي آسمان داراز نموده و از وحي و كلام خدا مدد مي خواهد. سبك زندگي مومنانه يا مهارت هاي زندگي با نگاه قرآني به انسان و زندگي و تلاشي است براي شناسائي و طبقه بندي الگوها و مهارتهاي نظري و عملي مندج در كلام وحي براي تعريف و ارتقاء شاخص هاي زندگي انساني تا در پرتوي آن هم به حداقل هاي زندگي انسان هنجار دست يابد و هم به حداكثر انسان كامل رهنمون گردد تا دچار خسران و زيان بزرگ از دست دادن سرمايه عمر بدون يافتن گنج مقصود نشود. در دهه های پایان قرن بیستم شاهد برجسته شدن فرهنگ بوده ایم. یکی از چالش برانگیزترین جنبه های جهانی شدن جنبه فرهنگی جوامع است. برخی یکی شدن فرهنگ ملت ها را حاصل پیشرفت های اطلاعاتی و ارتباطی می دانند که جهان را مانند دهکده ای به هم پیوند داده است.در جهانی شدن و فرهنگ شکل گیری و گسترش فرهنگی خاص در عرصه جهانی، موجی از همگونی فرهنگی را در جهان پدید می آورد و ویژگی های منحصر به فرد فرهنگی را به چالش می کشاند. یک برداشت رایج و آشنا از جهانی شدن فرهنگ غربی؛ همان امپریالیسم فرهنگی است. از این دیدگاه؛ جهانی شدن عبارت است از اراده معطوف به همگون سازی فرهنگی جهان و به عبارت بهتر، غربی کردن جهان. اکنون نتایج جهانی شدن در عرصه های مختلف زندگی در حال آشکار شدن است.

تعریف سبک زندگی
«سبک زندگی» یا Life Style در غرب ـ که خاستگاه آن است ـ سبک زندگی شیوه و روش زندگی فرد در حوزه‌های مختلف زندگی او اعم از فردی یا اجتماعی است. در واقع، این عبارت بیشتر در خصوص تطابق زندگی فردی با تیپ‌های شخصیتی یا گروهی خاص به کار می‌رود. حال سؤال اینجاست اگر فردی بخواهد سبک زندگی خود را شکل دهد، بر چه اساسی باید از انواع و اقسام سبک‌ها و شیوه‌های رفتاری، یکی را انتخاب یا حتی اختراع کند؟در نگاه غیر دینی، این انتخاب به سادگی صورت می‌گیرد، چرا که اصالت با فرد و علایق اوست و در سود و لذت خلاصه می‌شود. اما در آیین انسان‌ساز اسلام،فرد مسلمان نمی‌تواند چنین رفتاری داشته باشد بلکه باید زندگی خویش را بر اساس اصول و آموزه‌های دینی شکل دهد. اسلام در بعد فردی و اجتماعی برای تعقل، آموزش و یادگیری از گهواره تا گور، نکوهش تنبلی و تاکید بر کار و تلاش، بهداشت فردی، نرساندن ضرر به دیگران و مفید بدن، روش خوردن و آشامیدن، لباس پوشیدن، آداب آراستگی و... برنامه دارد. به عنوان نمونه، پرداختن به ابعادی نظیر صله رحم، احترام به پدر و مادر، همسایه، تکریم اقشار مختلف، عیادت بیماران، مهمان‌نوازی، تکریم جهادگران و ایثارگران، تکریم علما، توجه به کودکان و تربیت فرزندان، رازداری، حفظ آبرو و ... که در فرهنگ ما جایگاه ویژه دارند، در سبک زندگی غربی ترک شده است. با توجه به نظریات مطرح شده درخصوص سبک زندگی می توان به این نتیجه رسید که بسیاری از محققان مفهوم سبک زندگی را به عنوان جایگزین برای مفهوم طبقه می دانند، زیرا طبقه در گذشته ملاکی برای تقسیم بندی اجتماعی مردم بر پایه اقتصاد بود که انگلس، مارکس و لنین به آن معتقد بودند، اما اینک این مفهوم کارآیی خود را گسترش داده و به نوعی طبقه بندی و کلاس بندی مردم، نرم افزارانه و فرهنگی- هویتی شده است و از سبک زندگی برای نشان دادن سلسله مراتب و قشربندی اجتماعی استفاده می کنند. در فرهنگ لغت، شیوه زندگی یا سبک زیستن که منعکس کننده گرایش ها و ارزش های یک فرد یا گروه است، عادت ها، نگرش ها، سلیقه ها و معیارهای اخلاقی و سطح اقتصادی و … که طرز زندگی کردن فرد یا گروهی را می سازد سبک سازندگی می گویند. «زیمل» سبک زندگی را تجسم تلاش انسان برای یافتن ارزش های بنیادی و فردیت برتر خود می داند به اعتقاد وی، فرد می کوشد از طریق سبک زندگی فرهنگ عینی اش را به سمع دیگران برساند؛ به عبارت دیگر، انسان برای معنای موردنظر خود(فردیت و برتری)، شکل(صورت) های رفتاری ای را برمی گزیند. زیمل توان چنین گزینشی را سلیقه و این اشکال به هم مرتبط را سبک زندگی می نامد. (زیمل،۱۹۹۰ ، ۳۱۴ )سبک زندگی روش الگومند مصرف، درک و ارزشگذاری محصولات فرهنگ مادی است که استقرار معیارهای هویتی را در چارچوب زمان و مکان ممکن می سازد. سبک زندگی اساساً به معانی نمادین محصولات توجه دارد؛ یعنی آنچه در ورای هویت آشکار این محصولات نهفته است، سبک زندگی اصطلاحی است که در فرهنگ سنتی چندان کاربردی ندارد، چون ملازم بانوعی انتخاب از میان تعداد کثیری از امکان های موجود است این رویکرد، راهی است که به درک مدرن بودن سبک های زندگی و تقابل آنها با شکل بندی های پیشین می انجامد و این معانی نمادین، اموری توافقی هستند که پیوسته در حال از نو ابداع شدن هستند. (گیدنز،۱۳۸۳ ،۱۲۰ )برای تأیید نمادین بودن محتوای سبک زندگی هم می توان دلیل آورد، صنعتی شدن موجب پیچیدگی و تمایزیافتگی حد و حصر جهان کالاها شده است که نه تنها تعداد اشیای موجود به غایت فزونی یافته، بلکه چگونه دسترسی به آنها، عرضه، نمایش و معرفی آنها همگی تبدیل به خدماتی شده اند که خود شکلی از کالا محسوب می شوند که بنابراین، در بازار خرید و فروش می شوند. سبک های زندگی عمدتاً در قالب چیزهای ملموسی هستند که آنها را به اموری نمادین بدل می کنند؛ نمادهایی که انعطاف پذیر و دارای معانی گوناگون هستند. (چاووشین،۱۳۸۱ ،۲) بر مبنای تعاریف فوق خطوط کلی سبک زندگی به شرح ذیل است:

1- ایجاد اشکال به خصوص از هویت در فرایند مدرن شدن و استقرار آنها در حوزه های معینی از کنش اجتماعی مثل: ذوق، سلیقه، سبک زندگی و مد.
2- افزایش اهمیت روزافزون حوزه های کنش اجتماعی جهت ترسیم و توصیف زندگی اجتماعی در حالی که سایر شکل های متمایز ساختاری بی اهمیت تر شده اند.
3- اهمیت فزاینده سبک زندگی و هویت با اتکا به حوزه مصرف
4- هویت شخصی چیزی نیست که در نتیجه عضویت های گروهی یا تداوم کنش های اجتماعی فرد به او تفویض شده باشد، بلکه فرد باید آن را به طور مداوم و روزمره ایجاد کند و در فعالیت خویش به طرز بازتابی، مورد حفاظت و پشتیبانی قرار دهد. (رحمت آبادی، ۲۴۲، ۱۳۸۵)
5- روش زندگی فرد بخشی از سلیقه جهانی است که ممکن است بر او تحمیل شده باشد.
6- در سبک زندگی، فرد هویت خود را با کالا و اشیا معاوضه می کند و از اشیا کسب هویت می کند و به نوعی، شی ءوارگی می رسد.
7- در سبک زندگی، فرد به صورت همزمان، همسانی و تفاوت خود را براساس الگوهای مطرح رسانه ای شده دنبال می کند.
8- در سبک زندگی معنای زندگی از یک ویژگی شخصی و برای خود بودن به برای دیگران بودن تغییر می یابد.
9- به علت عدم ثبات و پایداری در سبک زندگی، همواره نوعی استرس و نگرانی از عدم جلب توجه و مورد پسند قرار نگرفتن روان فرد را مورد هجمه قرار می دهد.

چرا سبک زندگی 

شاید جنس سبک زندگی آن‌قدر به روبنا و ظواهر زندگی انسان‌ها می‌پردازد که اغلب ما معتقد نیستیم یا حتی فراموش می‌کنیم که دارای لایه‌های عمیق‌تر تئوریک نیز هست. غفلت از مبانی، خود را در استفاده از روش‌هایی نشان می‌دهد که یا سکولاریسم پنهان است یا تقلید.در شرایط حساس کنونی منطقه و جهان و علیرغم همهٔ تهدید‌ها و تحریم‌های تحمیلی علیه ملت ایران و شرایط اقتصادی و… چرا رهبر انقلاب این موضوع مهم را متن تمدن‌سازی نوین اسلامی می‌دانند؟ چرا ایشان دغدغهٔ سبک زندگی را با این کیفیت بیان می‌کنند؟ برای یافتن پاسخ لازم است که دو وجه این سخنان را بررسی کنیم:

۱. وجه ایجابی:
سال گذشته و در جمع دانشجویان کرمانشاهی بود که رهبر انقلاب هدف اصلی و میانهٔ انقلاب اسلامی ایران را «تشکیل جامعهٔ اسلامی با همهٔ خصوصیات و شاخص‌هایش» عنوان کردند؛ جامعه‌ای که قرار است الگویش را سرِ دست بگیرد و در این آشفته‌بازار بین‌المللی و منطقه‌ای به همگان نشان دهد.به نظر می‌رسد که در عمر بیش از سی سال انقلاب اسلامی ایران و با وجود همهٔ سختی‌ها و فشار‌ها، ایران اسلامی توانسته است ساختار و چهارچوب خوبی را برای پیشرفت خود بسازد. در زمینهٔ سیاسی ما اکنون به ثبات و اقتدار سیاسی در داخل و اعتبار اثرگذار در عرصهٔ بین‌الملل رسیده‌ایم. پروژهٔ «مهار ایران» که با وقوع بیداری اسلامی رنگ و بوی جدیدی یافته، حاکی از این امر دارد. در عرصهٔ علم به استناد پایگاه استنادی اسکوپوس در سال ۲۰۱۲ میلادی، حائز رتبهٔ نخست در منطقه و شانزدهم در دنیا هستیم. همچنین با توجه به ظرفیت‌های طبیعی، زیربنایی و انسانی‌ کشورمان، ابزار مناسبی را با توجه به ساخت و اسکلت محکم نظام در اختیار داریم. حال نوبت به طراحی و ساخت بنای مورد نظر است، اما چه بنایی و با چه معماری باید برای این اسکلت طراحی نمود؟ «آن چیزهایى است که متن زندگى ما را تشکیل می‌دهد؛ که‌‌ همان سبک زندگى است.» اگر ما سبک زندگی را تنها بحثی ذیل فرهنگ ندانیم و نقش آن را در تمدن‌سازی فهم کنیم، با توجه به ظرفیت‌های فوق به موقعیتی رسیده‌ایم که باید برای طراحی بنای تمدن خود برنامه‌ریزی کنیم. حال که باید راه نوینی را برای خود و همگان باز کنیم، آیا می‌توانیم از چگونه زندگی‌کردن مردم بگذریم و تنها به انتقال گفتمان‌ها و آرمان‌های خود بسنده کنیم؟ مردم برای معیشت و معاش خود نیز نیاز به الگو دارند.

۲. وجه سلبی:
ساموئل هانتینگتون در کتاب «چالش‌های هویت در آمریکا» موفقیت نظام سیاسی آمریکا را در هویت‌سازی علی‌رغم حضور افراد متعدد خارجی با رسوم، اعتقادات و فرهنگ‌های متفاوت و بعضاً متضاد با تمامی جهان خاکی و در یک کلمه «آمریکایی کردن» (Americanization) آن‌ها می‌داند. به این معنا که ما با دین شما، مذهب شما، رنگ پوست و موی شما کاری نداریم؛ فقط آمریکایی زندگی کنید، حتی اگر مسلمان هستید. هانتینگتون معتقد است که تداوم جامعهٔ آمریکا در پرتو فرآیند آمریکایی‌کردن ممکن می‌شود؛ با این استراتژی که در مدل مرکز-پیرامون یا شمال-جنوب و برای افزایش حداکثری عمق استراتژیک آمریکا باید وارد زندگی پیرامونی‌ها و جنوبی‌ها نیز بشود.تفکیک سبک زندگی از اعتقادات و دین -به عبارتی سکولاریزه کردن سبک زندگی- مهم‌ترین دستاورد نظام سلطه بوده که مرزهای آن به جامعهٔ آمریکایی محدود نمی‌شود. با این منطق بوده که «فرهنگ مهاجم» غرب خود را تبدیل به «فرهنگ غالب» کرده است. وقتی انسان‌های بسیاری در خارج از مرزهای آمریکا، آمریکایی زندگی می‌کنند، ایالات متحده می‌تواند به عنوان عمق استراتژیک خود روی آن‌ها حساب کند. موفقیتی که آمریکایی‌ها نتوانستند با قدرت نظامی و سیاسی خود به آن دست یابند، با آمریکایی کردن زندگی بسیاری از مردمان جهان برایشان فراهم آمده است. جوزف نای، نظریه‌پرداز «قدرت نرم» معتقد است که آمریکا در دیپلماسی عمومی خود با دو بازوی رسانه‌ای و آموزشی، رؤیا‌ها و انتخاب‌های جهانیان را می‌سازد.بنابراین چه ما به دنبال تمدن‌سازی باشیم و چه نباشیم، حداقل برای حفظ هویت خود باید روش زندگی متناسب با اعتقاداتمان را ارائه دهیم وگرنه آمریکایی‌شدن دیر یا زود سرنوشت ما هم خواهد بود.

نگاه آسیب‌شناسانه به وضعیت فرهنگی و به‌خصوص سبک زندگی کنونی ایرانیان، ما را وامی‌دارد تا مشکلات فرهنگی خود را تنها ناشی از تهاجم فرهنگی نظام سلطه نبینیم. مشکلات جامعه را باید به‌درستی شناسایی کرد و مجرای اصلاح آن را نیز روشن نمود. بسیاری از ما این نکته را در نقد وضع موجود لحاظ نمی‌کنیم و کاستی‌ها و آسیب‌های خود را در حوزهٔ رفتار‌ها و هنجارهای فرهنگی، به مسائل سیاسی یا اقتصادی و بین‌المللی «فرافکنی» می‌کنیم.شاید جنس سبک زندگی آن‌قدر به روبنا و ظواهر زندگی انسان‌ها می‌پردازد که اغلب ما معتقد نیستیم یا حتی فراموش می‌کنیم که دارای لایه‌های عمیق‌تر تئوریک نیز هست. غفلت از مبانی، خود را در استفاده از روش‌هایی نشان می‌دهد که یا سکولاریسم پنهان است یا تقلید. علت هر دو این‌ها هم سطحی‌نگری است. گروه اول بر این خیال می‌زیند که اسلام را در عصر جدید، نونوار می‌کنند و گروه دوم ناخواسته دین را قربانی سبک زندگی غربی می‌کنند.رهبر انقلاب اسلامی در سخنان اخیر خود اولاً بستر و ضرورت و جایگاه بحث سبک زندگی را در جمهوری اسلامی مشخص کردند. ثانیاً برای نشان دادن نقشهٔ راه این مسئله، به چند ملاحظهٔ مهم اشاره نمودند. ایشان تفسیری توحیدی از زندگی و سبک زندگی بر مبنای خدامحوری را متفاوت از سبک زندگی انسان‌مدارانهٔ غربی دانستند. ملاحظهٔ دوم اما به عرصهٔ عمل برمی‌گردد؛ آن‌جا که اغلب گمان می‌کنند همه‌چیز باید بالا به پایین و دستوری باشد. در حالی که جنس فرهنگ و فرهنگ‌سازی به‌خصوص در جامعهٔ ایرانی که از ظرفیت‌های شبکه‌سازی اجتماعی نظیر مساجد و حسینیه‌ها و… برخوردار است، باید از پایین به بالا باشد. جای تأسف دارد که در بعضی مواقع که رهبری انقلاب مطالبه‌ای نرم‌افزاری را بیان می‌کنند، ابتدا آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها و نهاد‌ها برای آن تعیین می‌شود و نهایتاً هم اصل موضوع به حاشیه می‌رود. اگر سپردن اقتصاد به دست مردم هنوز با موانعی مواجه است، اما می‌توان سبک زندگی را با کمک مردم و به دست ایشان ایجاد کرد و رواج داد و ثمرات آن را دید.

اهمیت سبک زندگی
مطالعه اهمیت سبک زندگی ما را بر آن می دارد که ضمن شناخت آسیب ها و فرصت هایی که از این مجموعه بر نظام اجتماعی و سیاسی، وارد می شود تصمیمات و راهبردهای لازم طراحی و برنامه ریزی شود. مطالعه سبک زندگی دارای اهمیت است، زیرا:

1- آیا سبک زندگی یک پروژه است یا یک پروسه، پاسخ به این سوال می تواند ما را به این امر هدایت کند که اگر سبک زندگی یک پروژه است و دارای اهداف و مبانی طراحی شده برای هجمه به خانواده و اجتماع است، برنامه ای منسجم برای آن طراحی شود؛ زیرا عدم پایداری خانواده ها و فروپاشی خانواده یکی از طرح های مهمی است که سرویس های رسانه ای : جاسوسی به همراهی اتاق های فکر به صورت مشترک آن را دنبال می کنند.

2- آیا سبک زندگی همان آمریکایی نمودن زندگی است. بسیاری از متفکران عقیده دارند که سبک زندگی نوعی تلاش آمریکایی، برای آمریکایی نمودن همه زندگی ها است. آمریکا در تلاش است بحران های خانواده غربی را با برنامه جهانی سازی به تمام جهان سرایت دهد که از طریق تهاجم نرم بتواند ماهیت زندگی را که آرامش و تربیت فرزندان است از بین ببرد.

3- آیا سبک زندگی برنامه ای برای مصرف بیشتر و گرم کردن کوره صنایع غرب است؟ الگوهای مصرف شامل سبدی از کالاها و خدمات است که مصرف کنندگان آن را در دوره ای خاص مصرف می کنند، این الگو از یک سو تابع درآمد و از سوی دیگر، تابع شرایط اقلیمی، معیشتی و هنجارهای فرهنگی حاکم بر جامعه است، اما هنگامی که الگوی مصرف معیوب می شود که مصرف نقش نمادی برای افزایش منزلت و توجه دیگران داشته باشد و غرب با توجه به ابزارهای تکنولوژیکی و رسانه ای که دارد، هر لحظه بر حرص و ولع مردم برای خرید بیشتر می افزاید و پاداش شرطی آن را هم لذت بیشتر و هم منزلت بالاتر قرار می دهد.

4- آیا سبک زندگی می تواند به فرهنگ و هویت هجوم ببرد؟ سبک زندگی بیش از آنکه یک فعالیت اقتصادی باشد، یک فعالیت فرهنگی و هویتی است. زیرا سبک زندگی خود نشأت گرفته از یک فرهنگ و هویت است که در اثر تکرار، ارزش گذاری و شرطی سازی به صورت یک اپیدمی جهانی در می آید و محققاً زندگی ها و فرهنگ هایی که با فرهنگ مبدع سبک زندگی همخوانی و هم آوایی نداشته باشند، مورد هجمه قرار می گیرند.

5- آیا سبک زندگی فقط خانه و خانواده را تحت تأثیر قرار می دهد؟ گزینش سبک زندگی تهاجمی باعث افزایش مصرف و در نهایت اسراف می شود و در نتیجه، جامعه مصرفی با فرهنگ تن آسایی خو می گیرد، ضمن اینکه افزایش مصرف باعث رشد واردات کالاهای مصرفی نیز می شود در نتیجه در این زنجیره، چند فعالیت ضداجتماعی صورت می گیرد: ۱- ترجیح تن آسایی و تنبلی بر تولید ۲- نیاز به کالای وارداتی به جای کالای تولیدی ۳- افزایش بیکاری ۴- شکاف طبقاتی و احساس نارضایتی از سیستم سیاسی. عوامل فوق نشان می دهد که رواج سبک زندگی تنها به زندگی یک یا چند خانواده محدود نمی شود و به عنوان موضوعی جزئی و فاقد اهمیت نباید به آن نگریسته شود.

6- شخصیت انسان ها بر اثر سبک زندگی چه تحولی پیدا می کند؟ روانشناسان شخصیت را نتیجه و محصول تأثیر متقابل فرد و محیط طبیعی و اجتماعی او می دانند و در بررسی شخصیت افراد، به خصوصیات بدنی، نحوه تفکر، ایده آل ها، علایق، استعدادها و چگونگی سازگاری فرد با محیط و طرز برخورد او با دیگران توجه می کنند.عامه مردم شخصیت فرد را جلوه او در نظر دیگران می دانند. هر شخصیتی با توجه به جایگاه فردی و اجتماعی خود به بازتولید و گرایش نوع ویژه ای از سبک زندگی می اندیشد.سبک زندگی از آنجایی که امر نمادین و صوری برای برون یافت شخصیت در نگاه دیگران است و از طرف دیگر، دارای سیالیت و عدم تعادل نیز می باشد، شخصیت هایی را تربیت می کند که دارای تعادل فکری، عقلی و احساسی نیستند و مجبورند که براساس سبکی که برای زندگی پذیرفته اند، به یک فعالیت اجتماعی و سیاسی بپردازند. یعنی با مقدم کردن امر نمادین بر امور عقلانی و مذهبی، شخصیت خود را به نمایش می گذارند.

7- آیا سبک زندگی با فضاسازی رسانه ای ارتباط دارد؟ ارتباط سبک زندگی با رسانه از دیرباز مورد تأکید محققان غربی بوده است و از آن به عنوان صنایع فرهنگی نام برده اند. آنها صنایع فرهنگی را به عنوان صنایع جدیدی معرفی کردند که شامل موسسه های سینمایی، تولید فیلم، موسسه های رادیویی و موسسه های مطبوعاتی است و تأثیرات نامطلوبی را در جوامع ایجاد می کنند. از نظر مکتب فرانکفورتی ها، فرهنگ، جنبه تجارتی یافته و هدف آن، تولید بیشتر برای مصرف بیشتر است. به اعتقاد آنها، این گونه فرهنگ نقش تخدیرکننده دارد و فرهنگی جهت داده شده و ساختگی است.

8- آیا سبک زندگی قشر خاصی از جامعه را هدف قرار داده است؟ در سبک زندگی برخلاف سایر برنامه های دشمن که نوعی تقابل با یک طیف خاص در آن دیده می شود، همه گروه های سنی و طیف های اجتماعی را دربرمی گیرد.در این شیوه از زندگی همه کسانی که در یک نظام اقتصادی زندگی می کنند به طور فعال در تصمیمات مربوط به مصرف کالاها درگیر می شوند، از کودکانی که والدین شان را برای خرید اسباب بازی و خوراکی های تبلیغ شده، ترغیب می کنند؛ تا افراد بزرگی که تمام زندگی خود را براساس خرید کالاها و خدمات (خانه، مبلمان و غذاها) شکل می دهند.

فارغ از این‌که اصطلاح «سبک زندگی» در فرهنگ واژگان آیت‌الله خامنه‌ای تازگی دارد یا نه، آن‌چه که در کشور ما از آن به عنوان سبک زندگی یاد می‌کنند، از‌‌ همان آغاز رهبری ایشان یا حتی قبل‌تر از آن دغدغهٔ ایشان بوده است: «بنده زمان ریاست‌جمهورى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى قضیه‌ى طرح لباس ملى را مطرح کردم و گفتم بیایید یک لباس ملى درست کنیم [...] عرب‌ها لباس ملى خودشان را دارند، هندى‌ها لباس ملى خودشان را دارند، اندونزى‌یایى‌ها لباس ملى خودشان را دارند [...] من و شما که ایرانى هستیم، لباسمان چیست؟» (بیانات در دیدار جمعی از جوانان استان همدان، ۱۳۸۳/۴/۱۷) این‌گونه دغدغه‌ها نسبت به «روش‌ زندگی» در اوایل رهبری آیت‌الله خامنه‌ای بیشتر از پیش نمایان گشت. نگاهی گذرا به نام‌گذاری سال‌ها در دههٔ هفتاد شمسی نشان می‌دهد که ارتقای فرهنگ عمومی در کشور برای ایشان اهمیتی فوق‌العاده داشته است. انتخاب‌ نام‌هایی همچون «وجدان کاری، انضباط اجتماعى»، «انضباط اقتصادى و مالی» و «صرفه‌جویی» ناظر بر آسیب‌شناسی جامعهٔ آن روز ایران بود؛ آسیب‌هایی همچون زیاده‌روى و نابودکردن اموال عمومى و اموال شخصى و نیز ریخت و پاش و اسراف. در این میان نام‌هایی مانند «حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف» و «همت مضاعف و کار مضاعف» برای نسل‌های جوان‌تر جامعهٔ ایرانی آشنا‌تر است. البته انتخاب نام سال، تنها زمینهٔ طرح این بحث برای رهبری نبود، بلکه ایشان در سخنرانی‌های مختلفی در این سال‌ها به مسائلی مثل آپارتمان‌نشینی، معماری، اصلاح موی سر، شیوهٔ راه‌رفتن، کتاب‌خوانی، الگوى مصرف وسایل زندگى، مُد و… نیز پرداخته‌اند.
 
منبع:
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای

استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.                      

 

 

مطالب دیگر:

۱۳۴۵، ۱۳۴۴، ۱۳۴۳، ۱۳۴۲، ۱۳۴۱، ۱۳۴۰، ۱۳۳۹، ۱۳۳۸، ۱۳۳۷، ۱۳۳۶، ۱۳۳۵، ۱۳۳۴، ۱۳۳۳، ۱۳۳۲، ۱۳۳۱، ۱۳۳۰، ۱۳۲۹، ۱۳۲۸، ۱۳۲۷، ۱۳۲۶، ۱۳۲۵، ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰