غدیر

غدیر یک مسئلة تاریخیِ صِرف نیست، بلکه یک رکن مهم هدایت دینی است. تلاش برای بزرگداشت آن محکم کردن پایة اعتقاد به اسلام و پیامبر است. زنده نگه داشتن آن، برافروختن مشعل هدایت بر سر راه بشریت برای ادامة حیات او است و غدیر برکهای گم در دامان صحرا نیست بلکه همچون رودی خروشان برای هدایت گمگشتگان و تشنگان وادی حقیقت است که پیوسته موج می زند و از پس پردة تیرة تاریخ، رنگ آبیِ زیبا و آرامشبخشِ خود را مینمایاند. پس، چگونه چنین روزی را که خداوند منّان بر آن تأکید کرده و نیز پیامبر اکرم آن را بزرگ شمرده و در منشور هدایتِ هستی، قرآن عظیم، از آن یاد شده، از یاد بُرد و رنگ ...
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
مطالب دیگر: ، ، ، ، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰
غدير نقشه راه است![]()
آیا غدیر فقط یک واقعة تاریخی است؟
غدیر، تنها یک واقعة تاریخی، و سرزمین غدیر یک سرزمین گرم و خشک در دامان صحرا نیست! بلکه این رخداد، واقعهای عظیم است که خَلقِ آن در چنین نقطهای، منوط به فرمان الهی بوده است. همانگونه که بعثت نبی اکرم به فرمان الهی از درون غاری در دامنة کوه آغاز شده است. غدیر، در عین این که پرچم جاودان هدایت و چشمة زلال ایمان است که پیوسته مؤمنین را در طول تاریخ سیراب کرده، مرزهای تاریخی و جغرافیایی را نیز در نوردیده و بندگان مؤمن خداوند را به یکدیگر متصل کرده است. آری، غدیر، یکی از مهمترین حوادث تاریخ اسلام است که تا کنون بیش از 160کتاب مستقل دربارة آن تالیف شده که نشان دهندة حساسیت و سرنوشتساز بودن آن است. و این حماسه به علت اهمیتی که در دین اسلام دارد هرگز کهنه نمی شود.
اعلام جانشینی امیرمؤمنان و گرفتن بیعت از مردم: غدیر، نه تنها حادثهای تاریخی نیست، بلکه برنامهای الهی برای استمرار آیین نبوی است که رمز جاودانگی دین اسلام در آن نهفته است. همه میدانیم که جانشینی رسول خدا، نقطة اصلی اختلاف بین شیعه و سنی است، که این امر در بیعت گرفتن پیامبر از همگان بر اعتقاد به مسئله جانشینی امیرمؤمنان، در غدیر اتفاق افتاده است. بیعتی که سه روز به طول انجامید تا این که پیامبرصلّی الله علیه و آله و سلّم از همه حاضرین در غدیر بر این مسئله پیمان گرفت. در آن جا علیابن ابیطالب علیه السّلام به عنوان امیرمؤمنان از جانب خداوند ـ نه از سوی پیامبر ـ به جانشینی رسول خاتم و به پیشوایی امت اسلام منصوب گشت تا همه، همان طور که از پیامبر اطاعت میکردند، از او اطاعت کنند و در برابر اوامر و نواهی او تخلف نورزند. آری، خداوند در آیاتی از کتاب مقدس خویش، دستور نصب علی را به پیامبر در واقعة غدیر، این گونه بیان میدارد که اهمیت آن را بیش از پیش نشان میدهد. آن جا (سوره مائده آیه 67 ) میفرماید: یا أیُّهَا الرَّسوُلُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ... ای رسول! آن چه را (نصب حضرت علی به جانشینی خود) که از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ( به مردم ) ابلاغ کن ...
2-عظمت غدیر در قرآن کریم به اندازه رسالت پیامبرصلّی الله علیه و آله و سلّم:
غدیر، اساسِ عقیده بر ولایت امیرمؤمنان و فرزندان معصوم او به عنوان جانشینان پیامبر و نیز خلفای خداوند بر روی زمین است که در قرآن کریم از عظمت ویژهای برخوردار است. خدای متعال در قرآن، اهمیت این واقعه را چنان بیان میدارد که هر مسلمانی را به شگفتی وامیدارد. خداوند در کلام خویش، خطاب به پیامبر گرامی اسلام میفرماید: که اگر ولایت امیرالمؤمنین را اعلام نکند، همانند این است که زحمات طاقتفرسای خود را در جهت انجام رسالت بر باد داده و نبوت خویش را به پایان نبُرده است! و البته، خداوند او را از شرّ کسانی که با این امر مخالف هستند و نمیخواهند که علی جانشین پیامبر گردد، محافظت خواهد کرد. آن جا (سوره مائده آیه 67 ) که میفرماید: ... وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النّاسِ ... و اگر (اعلام جانشینی علی را) انجام ندهی، پس رسالت او را به انجام نرساندهای و خداوند تو را از مردم حفظ میکند.
3-تأکید پیامبر اکرمصلّی الله علیه و آله و سلّم بر بزرگداشتغدیر:
یکی دیگر از اموری که اهمیت غدیر را به حقیقت جلوهگر ساخته و موجب شده تا این واقعه هرگز از اذهان مؤمنین و معتقدین به پیغمبر اکرم خارج نشود، بیانات خود پیغمبر چه در خود غدیر و چه بعد از آن میباشد. و نیز آن جا که پیامبر به امیرالمؤمنین وصیت میکند که این روز را عید بگیرد. (عوالم ج 3 ص 211) و دستور پیامبر بر این که: حاضران در آن روز، باید پیام غدیر را به غایبان برسانند. و نیز آن که، آن روز را بزرگترین عید امّت اسلام قرار دادند و فرمود: أفْضَلُ أعْیادِ أُمَّتی الْغَدیر عوالم ج 3 ص 208. بزرگترین عید امّت من، عید غدیر است.
4-تکامل دین در غدیر:
غدیر، منزلگاهی است برای تکامل آیینی که پیامبر خدا آن را از غار حرا آغاز کرد و در کنار برکة آسمانی این سرزمین، به اوج خویش رساند. و خداوند نیز نعمت جاودانه خویش، یعنی اسلام را که تا آن هنگام به وسیلة پیامبر به مردم رسانده بود در این واقعه کامل کرده و پرچم پیروز آن را به علی میسپارد تا دین را به او کامل کند و بدین ترتیب جانشین پیامبر در تمام امورات دین و دنیای مردم شود و حاکم بر آنها شده، زمام امور را در دست گیرد. آری! و به راستی همان گونه که پیامبر را خداوند انتخاب میکند تا اسلام را از جانب او بیاورد، بر خداوند است که جانشین پیامبر را نیز خود انتخاب نماید تا آیینش را تکامل و استمرار بخشد. و اگر این گونه نباشد اسلام فقط برای دوران حضور پیامبر خوب است و بس؛ و دیگر شرط جاودانگی اسلام از بین خواهد رفت. از این رو است که خداوند دین، بدون ولایتِ جانشین پیامبر را ناقص معرفی میکند و در کتاب جاودانه خویش از این حقیقت پرده برمیدارد. در سوره مائده آیه 3 میفرماید: ألْیَوْمْ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینًا.امروز (روز غدیر) دینتان را برایتان کامل کردم و نعمتم رابر شما تمام کردم و راضی شدم که دین شما اسلام باشد.
5-غدیر محور وحدت مسلمین:
مهمترین نقطة اختلاف بین مذاهب شیعه و سنی، جانشینی پیامبر اکرم است و غدیر از آن رو مهم است، چون میتواند اختلاف بین شیعه و سنی را جدای از هر گونه تعصب و کینه از بین بِبَرد و امت یکپارچة اسلامی را هویدا کند. زیرا غدیر و جانشینی امیرمؤمنان واقعهای نیست که فقط شیعیان آن را بیان کرده باشند، بلکه بسیاری از علمای اهل تسنن آن را پذیرفته و بیان کردهاند به خصوص، خطبة رسول خدا و حدیث معروف ایشان را که فرمود: ألَسْتُ أوْلی بِکُمْ مِنْ أنْفُسِکُمْ؟ . . فَمَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلیٌّ مَوْلاهُ، أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ ... آیا من اولی از خودتان نسبت به خودتان نیستم؟ . . . پس هرکس که من مولای اویم علی مولای او است. خدایا! هرکس که او را دوست دارد دوست بدار و هر که را که با او دشمن است دشمن بدار. حدیث مذکور، جزو احادیث متواتر و بلکه فراتر از آن است زیرا از بیش از 110 صحابی و 85 تابعی نقل شده است از این رو است که دانشمند مشهور سنی ضیاءُ الدین مُقْبِلی (م1108) میگوید: اگر بنا باشد حدیث غدیر را (با این همه مدارک) محرز و مسلّم ندانیم، باید قبول کنیم که هیچ واقعهای در دین اسلام قابل اثبات نیست. ( الغدیر ج1ص70) و یا این که شمس الدین جَزَری(م739)، منکِران حدیث غدیر را بیاطلاع قلمداد میکند. ( أسْنیَ الْمَطالب ص48 ) و به راستی که اگر همه مسلمانان بر این مسئله اتفاق میکردند و به حبل متین در غدیر به عنوان: "حبل الله" چنگ میزدند این همه اختلافات که اکنون در میان ایشان رایج است وجود نداشت.
6-پیام غدیر دعوت به ثَقَلَیْن ( کتابَالله و عترت ) است:
چگونه، حقیقتی کهنه گردد در حالی که پیوسته به قرآن دعوت میکند، و قرآن نیز با آیات زیبای خود، آن را برای همیشه زنده نگاه میدارد. مگر پیام غدیر چیزی جز سیمای قرآن واستمرار سنت پیغمبر است که پیوسته و در هر عصری به جانشین پیامبر و حجت خدا اشاره می کند. غدیر، هیچگاه در زوایای تاریکِ تاریخ گم نخواهد شد، زیرا همیشه در کنار خود، علمداری دارد که از او محافظت میکند و آن هیچ کس نیست جز امام معصوم از جانب خدا. اما غدیر موعودی نیز دارد که تا زمانی که برپا است به او برپا است و به او هم وعده میدهد. آری، مهدی(عج)، موعود، منتظَر و پرچمدار اکنون غدیر است. و همه میدانند پیام غدیر را درباره او: ألا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُروُنِ بَیْنَ یَدَیْهِ، ألا إِنَّهُ الْباقی حُجَّهً وَ لا حُجَّهَ بَعْدَهُ وَ لا حَقَّ إِلّا مَعَهُ وَ لا نوُرَ إِلّا عِنْدَهُ او است که پیشینیان به او بشارت دادهاند، او است که به عنوان حجت باقی میماند، و بعد از او حجتی نیست. هیچ حقی نیست مگر همراه او، و هیچ نوری نیست مگر نزد او. ازخطبه پیامبرصلّی الله علیه وآله وسلّم در روزغدیر،(کتاب اسرار غدیر ص 127.)
آن بعدي كه مورد نظر من است ـ بعد بين المللي اسلامي و بين الف رق اسلامي كه مخصوص شيعه نيست ـ اين است كه اگر فرض كنيم كه پيغمبر در اين اعلان، كه حتماً اين اعلان انجام گرفته و اين جمله از زبان پيغمبر صادر شده، اگر فرض كنيم نمي خواست رسول خدا حكومت بلافصل اميرالمؤمنين را بيان كند، حداقل اين بود كه مي خواست موالات و پيوند و رابطه عميق مسلمين با اميرالمؤمنين و با عترت خود را در اين بيان استقرار ببخشد و تثبيت كند. علت اينكه پيغمبر عترت را در كنار قرآن مي گذارد،هم در سخنراني مني و در حديث ثقلين ـ كه حديث ثقلين ظاهراً بارهاهم از پيغمبر صادر شده ـ و هم در حديث غدير و در واقعه غدير ـ تكيه روي اميرالمؤمنين و شخص او ـ علت اينكه اين رابطه را برقرار مي كند، از جمله اين است كه مردم در طول زمان اولاً يك نمونه هاي كامل از انسان طراز اسلام، از انسان مقبول و مورد پذيرش اسلام را ارائه بدهد به مردم و به همه نسل هاي آينده. نمونه كامل انسان را به صورت مجسّم و عيني با حالات واضح و غيرقابل ترديد در اختيارهمه انسان ها بگذارد، بگويد تربيت اسلامي بايد به اين سمت حركت كند و شخصيت انسان مسلمان، آن شخصيتي است كه غايت و نمونه كاملش اينهايند. انسان هايي كه طهارتشان، علمشان، تقوايشان، درست كاري شان، عبوديتشان درمقابل خدا، احاطه شان به مسائل اسلامي، فداكاري شجاعانه شان براي تحقق آرمان هاي اسلامي و ازخودگذشتگي شان براي همه آشكار و واضح است. اميرالمؤمنين را به عنوان يك نمونه معرفي مي كند كه مردم ـ چه مردم آن زمان، چه مردم نسل هاي ديگر ـ با او پيوند برقرار كنند، رابطه داشته باشند. حالا گيرم به عنوان خليفه بلافصل بعد از پيغمبرهم، عملاً نشد و بعد از گذشت بيست وپنج سال جانشين شد، بالاخره كه خليفه پيغمبر شد، بالاخره كه مقام امامت او تثبيت شد، بالاخره كه همه مسلمان ها او را به عنوان آن فردي كه پيشواي جامعه است قبول كردند. اين خصوصيت، اين پيوند، اين رابطه،همه مسلمان ها را نسبت به شخصيتي كه همه قبول دارند كه خليفه پيغمبر است ـ منتها بعضي مي گويند خليفه بلافصل پيغمبر، بعضي معتقدند نه، خليفه بعد از بيست وپنج سال ـ اين شخصيتي كه همه مسلمان ها او را به عنوان جانشيني پيغمبر قبول دارند بايد براي همه مسلمان ها به عنوان يك الگو، يك مسطوره1 كامل از انسان اسلامي، جاودانه بماند. و پيوند ميان او و ميان مسلمان ها بايد تا ابد به عنوان يك رابطه فكري، رابطه اعتقادي، رابطه عاطفي، رابطه عملي باقي بماند. اميرالمؤمنين با اين ديدگاه ديگر فقط متعلق به شيعيان نيست متعلق به همه مسلمان هاست. و مخصوص اميرالمؤمنين هم نيست، بلكه عترت و خاندان پيغمبر و ائمه شيعه كه اولاد اميرالمؤمنين هستند آنهاهم، چون كه مشمول عترت هستند، آنهاهم همواره به عنوان نمونه كامل انسان اسلامي در ديدگاه مسلمان ها بايد باقي بمانند، اين يك نكته. ثانياً با تعيين عترت در كنار قرآن و با اعلام لزوم پيوند ميان مسلمين و ميان عترت، درحقيقت رسول اكرم تكليف تحريف ها در قرآن و انحراف از مفاهيم اصلي قرآن راهم روشن كرده. آن جايي كه دستگاه هاي زر و زور براي مصالح خودشان مفاهيم اسلامي را منحرف مي كنند، قرآن را بد معنا مي كنند، مسلمان ها را گمراه مي كنند، از فهم آئين اسلامي مردم را محروم مي كنند، آن مرجعي، آن محوري و قطبي كه بايد مردم را آگاه كند كه حقيقت چيست، مفهوم و معرفت درست كدام است و مردم را از گمراهي نجات بدهد، و مردم بايد حرف او را گوش كنند، او عترت است. و اين همان چيزي است كه امروز براي دنياي اسلام يك ضرورت و يك امر لازم است. امروزهمه مسلمان ها احتياج دارند كه از معارف اسلامي كه از طريق اهل بيت پيغمبر مي رسد استفاده كنند، فرق نمي كند كه معتقد باشند به امامت بلافصل اميرالمؤمنين و امامت اولاد او يا معتقد نباشند. البته شيعه عقيده حق و مستفاد قطعي از اين حديث را خلافت بلافصل مي داند و به او معتقد و پايبند است. آنهايي هم كه به اين عقيده پايبند نيستند ـ يعني برادران اهل سنت ـ ارتباط و پيوند فكري و عقلاني و اعتقادي و عاطفي خودشان را از خاندان پيغمبر و از اميرالمؤمنين بايد قطع نكنند. لذا مسئله غدير از اين بعد دوم كه بعد ايجاد پيوند ميان علي بن ابي طالب عليه السلام و عترت پيغمبر با آحاد مسلمان هاست، مال همه مسلمان هاست. مسئله غدير يك مسئله تاريخي صرف نيست؛ نشانه اي از جامعيت اسلام است . اگر نبي مكرم كه در طول ده سال، يك جامعه بدوي آلوده به تعصبات و خرافات را با آن مجاهدت هاي عظيمي كه آن بزرگوار انجام داد و به كمك اصحاب باوفايش به يك جامعه مترقّي اسلامي تبديل كرد ، براي بعد از اين ده سال فكري نكرده بود و نقشه اي در اختيار امت نگذاشته بود، اين كار، ناتمام بود . رسوبات تعصبات جاهلي به قدري عميق بود كه شايد براي زدودن آنها سال هاي بسيار طولاني نياز بود. ظواهر، خوب بود؛ ايمان مردم، ايمان خوبي بود . البته همه در يك سطح نبودند، بعضي در زمان وفات پيغمبر اكرم يك سال بود، شش ماه بود، دو سال بود كه اسلام آورده بودند؛ آن هم هيمنه قدرت نظامي پيغمبر همراه با جاذبه هاي اسلام، اينها را به اسلام كشانده بود . همه كه جزو آن مسلمانان عميق دوران اول نبودند . براي پاك كردن رسوبات جاهلي از اعماق اين جامعه و مستقيم نگه داشتن خط ّ هدايت اسلامي بعد از ده سال زمان پيغمبر، يك تدبيري لازم بود. اگر اين تدبير انجام نمي شد، كار ناتمام بود . اينكه در آيه مباركه سوره مائده مي فرمايد: »اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم ن عمتي2 »، تصريح به همين معناست كه اين نعمت ـ نعمت اسلام، نعمت هدايت، نعمت نشان دادن صراط مستقيم به جامعه بشريت ـ آن وقتي تمام و كامل مي شد كه نقشه راه، براي بعد از پيغمبر هم معين باشد؛ اين يك امر طبيعي است . اين كار را پيغمبر در غدير انجام دادند؛ اميرالمؤمنين را كه از لحاظ شخصيت ـ چه شخصيت ايماني، چه شخصيت اخلاقي، چه شخصيت انقلابي و نظامي، چه شخصيت رفتاري با قشرهاي مختلف افراد ـ يك فرد ممتاز و منحصربه فردي بود، منصوب كردند و مردم را به تبعيت از او موظف كردند. اين هم فكر پيغمبر نبود، اين هدايت الهي بود، دستور الهي بود، نصب الهي بود؛ مثل بقيه سخنان و هدايت هاي نبي مكرم كه همه، الهام الهي بود . اين دستور صريح پروردگار به پيغمبر اكرم بود، پيغمبر اكرم هم اين دستور را عمل كردند . مسئله غدير اين است؛ يعني نشان دهنده جامعيت اسلام و نگاه به آينده و آن چيزي كه در هدايت و زعامت 3 امت اسلامي شرط است . آن چيست؟ همان چيزهايي كه شخصيت اميرالمؤمنين، مظهر آنهاست، يعني تقوا، تديّن، پايبندي مطلق به دين، ملاحظه غير خدا و غير راه حق را نكردن، بي پروا در راه خدا حركت كردن، برخورداري از علم، برخورداري از عقل و تدبير، برخورداري از قدرت عزم و اراده . اين يك عمل واقعي و درعين حال نمادين است . اميرالمؤمنين را با همين خصوصيات نصب كردند، درعين حال اين نماد زعامت امت اسلامي در طول عمر اسلام ـ هرچه كه بشود ـ همين عمل است؛ يعني نماد زعامت و رهبري اسلامي در طول زمان همين است، همان چيزي كه در انتخاب الهي اميرالمؤمنين تحقق پيدا كرد . غدير، يك چنين حقيقتي است.
غدیر یک مسئلة تاریخیِ صِرف نیست، بلکه یک رکن مهم هدایت دینی است. تلاش برای بزرگداشت آن محکم کردن پایة اعتقاد به اسلام و پیامبر است. زنده نگه داشتن آن، برافروختن مشعل هدایت بر سر راه بشریت برای ادامة حیات او است و غدیر برکهای گم در دامان صحرا نیست بلکه همچون رودی خروشان برای هدایت گمگشتگان و تشنگان وادی حقیقت است که پیوسته موج می زند و از پس پردة تیرة تاریخ، رنگ آبیِ زیبا و آرامشبخشِ خود را مینمایاند. پس، چگونه چنین روزی را که خداوند منّان بر آن تأکید کرده و نیز پیامبر اکرم آن را بزرگ شمرده و در منشور هدایتِ هستی، قرآن عظیم، از آن یاد شده، از یاد بُرد و رنگ کهنگی و تاریخی به آن زد.
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.

غدیر مسئلة ایی تاریخیِ صِرف نیست. غدیر یک رکن مهمّ هدایت دینی است. غدیر تلاش برای محکم کردن پایة اعتقاد به اسلام و پیامبر است. غدیر برافروختن مشعل هدایت بر سر راه بشریّت برای ادامة حیات او است و غدیر برکهای گم در دامان صحرا نیست بلکه غدیر همچون رودی خروشان برای هدایت گمگشتگان و تشنگان وادی حقیقت است که پیوسته موج می زند و از پس پردة تیرة تاریخ، رنگ آبیِ زیبا و آرامشبخشِ خود را مینمایاند. پس، چگونه چنین روزی "غدیر" را که خداوند منّان بر آن تأکید کرده و نیز پیامبر اکرم آن را بزرگ شمرده و در منشور هدایتِ هستی، قرآن عظیم، از آن یاد شده، از یاد بُرد و رنگ ... ؟!!!
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
۱۳۳۱،۱۳۳۰،۱۳۲۹،۱۳۲۸،۱۳۲۷،۱۳۲،۱۳۲۵،۱۳۲۴،۱۳۲۳،۱۳۲۲،۱۳۲۱،۳۱۳؛۱۳۲۹،۱۳۲۸،۱۳۲۷،۱۳۲۶، ۱۳۲۵۱۳۴۱۳۲۳۱۳۲۲،۱۳۲۱،۱۳۲۰،۱۳۱۹،۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶،۱۳۱۵،۱۳۱۴،۱۳۱۳؛۱۳۱۲،
پانوشت:
1. (سطر) نمونه
2. سوره مباركه مائده / آيه 3 ، «امروز دين شمارا براي شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم.»
3. (زعم) پيشوايي، رياست
منابع:
http://www.fetrat.com
http://www.inroozha313.blogfa.com
