ميلاد امام موسي بن جعفر(ع)
العبد الصالح: به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به "العبد الصالح" و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به "الكاظم" گرديد. آن حضرت به كنيه هاي "ابو ابراهيم و ابو علي" نيز معروف بوده است. مادر آن حضرت "حميده" فردي از اهل مغرب يا اندلس(اسپانيا) بود. نام پدر حميده "صاعد مغربي(بربري)" بود. برادران امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج هستند. امام موسي الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه ...ادامه مطلب![]()
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
مطالب دیگر:![]()
۱۳۵۶، ۱۳۵۵، ۱۳۵۴، ۱۳۵۳، ۱۳۵۲، ۱۳۵۱، ۱۳۵۰، ۱۳۴۹، ۱۳۴۸، ۱۳۴۷، ۱۳۴۶، ۱۳۴۵، ۱۳۴۴، ۱۳۴۳، ۱۳۴۲، ۱۳۴۱، ۱۳۴۰، ۱۳۳۹، ۱۳۳۸، ۱۳۳۷، ۱۳۳۶، ۱۳۳۵، ۱۳۳۴، ۱۳۳۳، ۱۳۳۲، ۱۳۳۱، ۱۳۳۰، ۱۳۲۹، ۱۳۲۸، ۱۳۲۷،۱۳۲۶، ۱۳۲۵، ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰ ، ۲۷۴ ... دقیق و مستند بدانیم.
![]()
امام موسي كاظم(ع) ابوالحسن موسي بن جعفر(ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر(ع) ونهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) تولد آن حضرت در ابواء(محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد. العبد الصالحبه جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به(العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به(الكاظم) گرديد. آن حضرت به كنيه هاي ابو ابراهيم و ابو علي نيز معروف بوده است. مادر آن حضرت حميده كنيزي از اهل مغرب يا اندلس(اسپانيا) بوده است و نام پدر حميده را صاعد مغربي(بربري) گفته اند ..... برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده اند. امام موسي الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه فقهاي مشهور مثل ابوحنيفه از او مسئله مي پرسيدند و كسب علم مي كردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع)(148 ق) در بيست سالگي به امامت رسيد و 35 سال رهبري و ولايت شيعيان را برعهده داشت.... چگونگي به امامت رسيدندر زمان حيات امام صادق(ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق(ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. ـ پس از وفات حضرت صادق(ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد -در ارشاد- متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه فطحيه موسوم هستند. ـ برادر ديگر امام موسي كاظم(ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم(ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است. ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم(ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق(ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق(ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم(ع) را از امام صادق(ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد. شخصيت اخلاقي او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود. شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار(كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود. برخورد حاكمان سياسي معاصر با اماممهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم(ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به(العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است. ـ زمخشري در(ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه(آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود:مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به مامسترد نخواهي كرد(يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق منست) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر(ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله(ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخر فروشي به ديگران گفت. امام كاظم(ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت(يعني سلام بر تو اي پدر من)مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد. زندان نمودن امام و چگونگي شهادت درباره حبس امام موسي(ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي(ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول(ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند. عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند. استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
العبد الصالح: به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به "العبد الصالح" و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به "الكاظم" گرديد. آن حضرت به كنيه هاي "ابو ابراهيم و ابو علي" نيز معروف بوده است. مادر آن حضرت "حميده" فردي از اهل مغرب يا اندلس(اسپانيا) بود. نام پدر حميده "صاعد مغربي(بربري)" بود. برادران امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج هستند. امام موسي الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه ...ادامه مطلب![]()
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
مطالب دیگر:![]()
۱۳۵۶، ۱۳۵۵، ۱۳۵۴، ۱۳۵۳، ۱۳۵۲، ۱۳۵۱، ۱۳۵۰، ۱۳۴۹، ۱۳۴۸، ۱۳۴۷، ۱۳۴۶، ۱۳۴۵، ۱۳۴۴، ۱۳۴۳، ۱۳۴۲، ۱۳۴۱، ۱۳۴۰، ۱۳۳۹، ۱۳۳۸، ۱۳۳۷، ۱۳۳۶، ۱۳۳۵، ۱۳۳۴، ۱۳۳۳، ۱۳۳۲، ۱۳۳۱، ۱۳۳۰، ۱۳۲۹، ۱۳۲۸، ۱۳۲۷،۱۳۲۶، ۱۳۲۵، ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰ ، ۲۷۴ ... دقیق و مستند بدانیم.
![]()
نجمه همسر امام:نجمه , مادر بزرگوار امام رضا(ع) ) و از زنان مومنه , پارسا, نجيب و پاكيزه بود.حميده ، همسر امام صادق(ع) )، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.نجمه در خانه امام صادق(ع) )، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست !روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام(ص )را ديد كه به او فرمودند:اى حميده ! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خودموسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد.پس از اين پيام ، حميده به فرزندش امام كاظم(ع) ) فرمود: پسرم !.نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام ، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق ، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم ، تو نيز در حق او نيكى كن .ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر(ع) ) و نجمه ، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن ، احـسـاس سنگينى نمى كرد وچون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت ، سر را به سوى آسمان بلندكرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى كرد.پس از تولد امام هشتم(ع) )، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك ، ارزشى فراتر يافت. فرزندان امامبنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم(ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا(ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند. تأثير علمي آن بزرگوارامام هفتم(ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد(ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت. سخنان برگزيده -امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسينعليه السلام است. -روايت شده است: أنّهُ(الكاظِم َعليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛امام كاظم همواره از بيم خدا مىگريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مىشد. -امام كاظم عليه السلام:ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ:نَكثُ الصَّفَقَةِ وتَركُ السُّنَّةِ وفِراقُ الجَماعَةِ؛3چيز تباهى آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن ازجماعت.-امام كاظم عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛ كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.-امام كاظم عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛ اگر به تعداد اهل بدر(مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مىكرد.-امام كاظم عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛ كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.-امام كاظم عليه السلام: ما مِن شَىءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛ در هر چيزى كه چشمانت مىبيند، موعظهاى است.-امام كاظم عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مىدارد.-امام كاظم عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛هر گاه سه نفر در خانه اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مىكند.-امام كاظم عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آنگاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.-امام كاظم عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛مبادا حريم ميان خود و برادرت را(يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است. -امام كاظم عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمانبرِ هر كس مباش.-امام كاظم عليه السلام: المُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.-امام كاظم عليه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِيَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛شكيبايى در عافيت بزرگتر است از شكيبايى در بلا.-امام كاظم عليه السلام: علمی که یاد گرفتن آن بیش از علوم دیگر بر تو لازم است آن عملی است که خیر و صلاح قلبت را به تو ارائه کند و آخرت تو را اصلاح نماید. مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 355-امام موسی کاظم (عليه السلام): سعی کنید که دین خدا و دستوراتش را بشناسید و از مقررات آن آگاه گردید و گرنه در نزد خدا و ملائکه و مومنین همانند صحرانشین های نادان و بی فرهنگ خواهید بود. بحارالانوار جلد 17 صفحه 208-امام کاظم عليه السلام: هر عبادتیکه از برای خدا کنی در آن عبادت پیش نفس خود صاحب تقصیر باش بدرستیکه بندگان همه در عملهائیکه میکنند میان خود و خدا مقصرند مگر کسی که خدا او را معصوم گردانیده باشد. عین الحیوه صفحه 182-امام كاظم عليه السلام: محمد بن فضیل گوید به امام (عليه السلام) عرض کردم به من خبر میرسد که یکی از برادرانم مرتکب عمل زشتی شده که من از انجام آن ناراضی ام وقتی من از خودش در این باره پرسش میکنم انکار مینماید در صورتی که آنان که به من این خبر را داده اند مورد وثوق و اعتماند حضرت در پاسخ فرمودند : ای محمد گوش و چشم خود را بر ضرر برادرانت تکذیب کن حتی اگر شهودی نزد تو گواهی دادند ترتیب اثر مده و گفته برادر مومن ات را بپذیر و سخن آنانرا رد کن مبادا چیزی را که مایه زشتی و آبروریزی اوست در میان مردم نشر دهی و شرف انسانیش را در هم بکوبی که در این صورت شامل این آیه از کتاب خدا میشوی سوره 24 آیه 19 : آنکسانی که دوست دارند گناه و فحشاء در میان مردم پراکنده و شایع شود در دنیا و آخرت عذابی دردناک خواهند داشت. تفسیر برهان جلد 2 صفحه 730-امام کاظم عليه السلام: عمل نیک خویش را بسیار مشمارید و گناه اندک خویش را کم نشمارید زیرا گناه اندک اندک جمع میشود و بسیار میشود. کافی جلد 4 صفحه 426-امام کاظم عليه السلام: کسی که صلوات بر پیغمبر و آلش میفرستد معنایش این است که با میثاق و عهدی که در عالم در پروردگار از ایشان درباره نبوت رسول الله و ولایت ائمه اطهار (عليه السلام) تجدید به بیعت مینماید و آن را یاد آوری میکنند. تفسیر جامع جلد 5 صفحه 371-امام کاظم عليه السلام: در تفسیر آیه 20 سوره لقمان (( خدا تمام کرد برای شما نعمت های ظاهر و باطن خود را )) فرمودند منظور نعمت ظاهر امامان آشکارند و منظور از نعمت باطن امام غائب مهدی آل محمد (صلي الله عليه و آله) است. تفسیر جامع جلد 5 صفحه 292-امام كاظم عليه السلام: هیچ چیزی شیطان و لشکر او را مجروح و خسته نمیکند مثل زیارت برادر مومن از برای خدا به درستی که دو مومن که با یکدیگر ملاقات میکنند و خدا را یاد مینمایند و بعد از آن فضایل ما اهل بیت را یاد میکنند گوشتهای روی شیطان تمام می ریزد و از بسیاری غمی که به او میرسد بفریاد می آید ملائکه آسمانها و خازنان حال او را می فهمند و بر او لعنت میکنند پس بر زمین می افتد و وامانده و رانده میشود. عین الحیوه صفحه 233-امام كاظم عليه السلام: پدرم به یکی از پسرانش گفت : از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز ، زیرا که این دو ، تو را از رسیدن به بهره دنیا و آخرتت باز می دارند. وسائل الشیعه جلد 12 صفحه 37 الی 3-امام كاظم عليه السلام:از شوخی خودداری كن زیرا شوخی جلوه معنوی ترا می زداید .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321) -امام کاظم عليه السلام:صبر بر تنهایی ، نشانه قوت عقل است ، هر كه از طرف خداوند تبارك و تعالی تعقل كند از اهل دنیا و راغبین در آن كناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده ، و خداوند در وحشت انیس اوست و در تنهایی یار او ، و در نداری توانگری او و در بی تیره و تباری عزت او .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319)-امام کاظم عليه السلام:برای هر چیزی دلیلی باید ، و دلیل خردمند تفكر است ، و دلیل تفكر خاموشی .(تحف العقول ، ص 406)-امام کاظم عليه السلام:از كبر و خودخواهی بپرهیز ، كه هر كسی در دلش به اندازه دانه ای كبر باشد ، داخل بهشت نمی شود .(تحف العقول ، ص 425)-امام کاظم عليه السلام:نماز نافله راه نزدیك شده هر مؤمنی به خداوند است .(تحف العقول ، ص 425)-امام کاظم عليه السلام:كمك كردنت به ناتوان از بهترین صدقه است .(تحف العقول ، ص 437)
سخنانى كوتاه از امام كاظم عليه السّلام كه در زمينه های پند و حكمت
1- آن كس كه در باره خدا انديشه می كند سزاست كه خداوند را در روزى، كند كار نشمارد و در قضاء الهى خدا را متهم نكند. 2- مردى گفت: از امام كاظم عليه السّلام در مورد يقين پرسيدم. امام عليه السّلام فرمود: بر خدا توكل كند و فرمانبردار خدا باشد و به قضاء و خواسته الهى راضى باشد و [كار خويش را] به خدا بسپارد. 3- عبد اللَّه بن يحيى گفت: در دعايى به امام كاظم عليه السّلام نوشتم: «سپاس خداى را به نهايت علم او». امام عليه السّلام [در جواب] نوشت: نبايد بگويى: «به نهايت علم او»؛ چرا كه براى علم خداوند نهايتى نيست، ولى بگو: به نهايت خشنودى او 4- مردى از امام كاظم عليه السّلام در باره [معنى] جواد پرسيد. امام عليه السّلام فرمود: سخن تو دو صورت دارد. اگر در باره آفريدگان می پرسى، به درستى كه جواد و بخشنده كسى است كه آنچه خداوند بر او واجب نموده را اداء كند و تنگ نظر كسى است كه از اداء آنچه خداوند بر او واجب نموده مضايقه كند و اگر مقصود تو آفريدگار است، او اگر عطا كند جواد و بخشنده است و اگر مضايقه كند [نيز] جواد و بخشنده است؛ زيرا او اگر به تو عطا كند، آنچه را كه براى تو نيست عطا نموده و اگر مضايقه كند، آنچه را كه براى تو نيست مضايقه نموده است. 5- امام كاظم عليه السّلام به يكى از شيعيان خويش فرمود: اى فلانى! از خدا پروا دار و حق را بگو هر چند هلاكت تو در آن باشد كه بی گمان نجات تو در آن است. اى فلان! از خدا، پروا دار و باطل را ترك كن هر چند نجات تو در آن باشد كه بی گمان هلاكت تو در آن است. 6- وكيل امام كاظم عليه السّلام به او گفت: به خدا سوگند كه بر شما خيانت نكردم. امام عليه السّلام فرمود: خيانت ورزى تو در دارايی ام و تلف كردن آن [بدون سوء نيت] براى من يكسان است و حال آن كه خيانت ورزيدن بدترين آن دو براى توست. 7- بپرهيز از اينكه در راه طاعت خدا از دارايى خويش مضايقه كنى كه دو برابرش را در نافرمانى خدا خرج كنى. 8- مؤمن همانند دو كفه ترازوست. هر آنچه ايمانش فزونى يابد بلايش نيز بيشتر شود. 9- امام كاظم عليه السّلام بر سر قبرى حضور يافت و فرمود: به راستى، چيزى كه پايانش اين باشد سزاست كه از ابتدايش مورد بی علاقگى قرار گيرد و چيزى كه ابتدايش اين است سزاست كه از پايانش بيمناك باشند. 10- هر كه در باره [ذات] خدا سخن گويد تباه شود و هر كه جوياى رياست باشد تباه شود و هر كه خود بزرگ بينى در او رخنه كند تباه گردد. 11- دستاورد دنيا و دين [آخرت]، دشوار شده است. امّا دستاورد دنيا؛ بر چيزى از آن دست دراز نكنى جز آن كه تبهكارى را يابى كه در دست درازى بر آن، بر تو پيشى گرفته است و امّا دستاورد دين؛ يارانى را نيابى كه تو را در آن كمك كنند. 13- خوش همسايگى [تنها] خوددارى از آزار رسانى [به همسايه] نيست بلكه خوش همسايگى صبر بر آزار [از جانب همسايه نيز] است. 14- احترام بين خويش و برادرت را از ميان مبر و اندكى از آن را باقى گذار؛ چرا كه از ميان رفتن احترام در واقع از ميان رفتن حياست. 15- امام كاظم عليه السّلام به يكى از فرزندانش فرمود: پسر عزيزم، مبادا خداوند تو را در گناهى كه از آن نهى فرموده ات، ببيند و مبادا تو را در عبادتى كه تو را به آن فرمان داده نيابد و بر تو باد كه تلاش كنى و خويشتن را از كوتاهى در عبادت و فرمانبردارى خداوند بر كنار ندارى؛ چرا كه خداوند آن گونه كه حقّ عبادت اوست، عبادت نمی شود. و از شوخى دورى گزين؛ زيرا آن، روشنى ايمانت را بزدايد و از جوانمردى تو بكاهد و از بی قرارى و بی حالى دورى گزين؛ زيرا آن دو، تو را از نصيب دنيا و آخرت، باز دارند. 16- آن هنگام كه ستم بر حقّ چيره آمد و بيشتر شد براى هيچ كس جايز نباشد كه به كسى نيك گمان باشد تا آن زمان كه به نيكى او آگاهى يابد. 18- تلاش كنيد كه وقت شما چهار ساعت باشد: ساعتى براى مناجات با خدا، ساعتى براى كار زندگى، ساعتى براى معاشرت با برادران و اشخاص مورد اعتماد كه شما را از عيبهايتان آگاه نمايند و از دل با شما خالص و يك رو باشند و ساعتى كه در آن براى لذتهاى غير حرام خويش خلوت كنيد و با اين ساعت، براى سه ساعت ديگر نيرو می يابيد. به خود تلقين تنگدستى و عمر دراز ننماييد؛ چرا كه هر كس تنگدستى را به خود تلقين كند بخيل گردد و هر كس به خود عمر دراز را تلقين كند زياده خواه شود. براى خويشتن سهمى از دنيا قرار دهيد، به آن مقدار به خويشتن بدهيد كه حلال خواهد و جوانمردى را از بين نبرد و زياده روى در آن نباشد و با اين سهم از دنيا، براى كارهاى دينى يارى جوييد؛ زيرا روايت شده است كه «از ما نيست هر كه دنيايش را براى دينش رها سازد يا دينش را براى دنيايش رها نمايد». 19- دين خدا را بشناسيد و عميقنگرى كنيد كه دينشناسى كليد بينش و كمال عبادت است و راه رسيدن به جايگاههاى بلند و مراتب ستبر و با عظمت در دين و دنياست و برترى دينشناس بر عبادت پيشه همانند برترى خورشيد بر ستارگان است و هر كس دينش را نشناسد خدا از هيچ كردار او خرسند نباشد. 20- امام كاظم عليه السّلام به على بن يقطين فرمود: كفاره خدمتگزارى به سلطان احسان به برادران است. 21- هر آنگاه كه مردم گناهان تازه اى پديد آورند كه پيش از اين، آن را انجام نمی دادند خداوند گرفتاریهاى تازه اى بر ايشان پديد آورد كه آن را حساب نمی كردند. 22- آن هنگام كه پيشوا دادگر باشد [از جانب خدا] اجر برد و بر تو باد كه او را سپاس گزارى و آن هنگام كه بيدادگر باشد بار گناه را برد و بر تو باد كه صبر پيشه كنى. 23- ابو حنيفه گفت: در دوران ابى عبد اللَّه، صادق عليه السّلام، به حج رفتم.پس چون به مدينه رسيدم. به خانه ايشان وارد شدم و در دالان به انتظار اجازه ورود امام عليه السّلام نشستم كه ناگهان كودكى نوپا خارج شد،گفتم: اى پسر! شخص غريبى كه وارد شهرتان شده كجا قضاى حاجت می كند؟گفت: آرام گير. آنگاه بر ديوار تكيه داده، نشست، سپس فرمود، از كناره نهرها و جاى افتادن ميوه ها [از درخت] و سايهگاه هاى مسجدها و از ميانه راه دورى گزين و پشت ديوار مخفى شو و لباست را بالا بزن و رو به قبله و پشت به قبله نباش و هر جا خواستى قضاى حاجت كن. آنچه از كودك شنيدم مرا به شگفت واداشت. به او گفتم: نامت چيست؟ گفت: من موسى بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب هستم. به او گفتم: گناه از چه كسى باشد؟ گفت: بی گمان گناهان از سه صورت خارج نيست: يا از خداست- و [بی شك] از او نيست- پس پروردگار را نشايد كه بنده را بر آنچه مرتكب نشده عذاب نمايد و يا از خدا و بنده [با هم] است- و [بی شك] اين گونه نيست- پس شريك توانمند را شايسته نيست كه بر شريك ضعيف ستم روا دارد و يا از بنده است- و بی شك از اوست- پس اگر خداوند ببخشد به لطف و بخشندگى خويش، بخشوده است و چون به او كيفر دهد به سبب گناه و جرم بنده است. ابو حنيفه گفت: بدون ملاقات با ابى عبد اللَّه بازگشتم و به واسطه آنچه شنيدم بی نياز شدم. 24- ابو احمد خراسانى به امام كاظم عليه السّلام عرض كرد: كفر پيشينتر است يا شرك؟امام عليه السّلام فرمود: تو را چه به آن. مرا پيمانى با تو نيست [و قرار نيست] كه با مردم در باره اعتقادات سخن گويى. عرض كردم: هشام بن حكم به من گفت كه از شما بپرسم.امام عليه السّلام فرمود: به او بگوى، كفر پيشين تر است. نخستين كسى كه كفر ورزيد ابليس بود «سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد». [بقره (2)، آيه 34] و كفر چيز واحدى است و شرك يك چيز را ثابت می كند و همراه آن چيز ديگرى را شريك قرار می دهد. 25- امام كاظم عليه السّلام دو مرد را ديد كه به همديگر دشنام می دهند. پس فرمود:شروع كننده، ستمگرتر است و بار گناه خويش و بار گناه دوستش را تا آن زمان كه مظلوم تجاوز نكند، بر دوش می كشد. 26- روز واپسين ندا دهنده اى ندا سر دهد: هان! هر كس كه بر عهده خدا پاداشى دارد بپا خيزد، پس كسى بپا نخيزد جز آن كس كه بخشوده است و [مشكلات مردم را] اصلاح نموده است و پاداش او بر عهده خداست. 27- سخاوتمند نيك رفتار در حفاظت و حمايت خداست، او را وانگذارد تا به بهشت وارد كند و خداوند پيامبرى را برنيانگيخت جز آن كه سخاوت پيشه بود و همواره پدرم مرا به سخاوت و نيك رفتارى سفارش می فرمود تا اينكه درگذشت. 28- سندىّ بن شاهك- كه هارون الرشيد كه او را براى زندانى كردن امام موسى عليه السّلام گمارده بود- گفت: چون هنگام مرگ او رسيد به ايشان گفتم: اجازه دهيد كه من شما را كفن كنم [يعنى هزينه كفن و دفن بر عهده من باشد]. امام عليه السّلام فرمود: ما خاندانى هستيم كه اولين حج ما و مهر زنانمان و كفنهايمان از پاكترين دارايى ماست. 29- امام كاظم عليه السّلام به فضل بن يونس فرمود: خير را برسان و خير بگو و امّعة نباش.عرض كردم: امّعة چيست؟ فرمود: نگو «من با مردم هستم» و «من يكى از مردمم».همانا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله، فرمود: اى مردم! به راستى فقط دو راه آشكار وجود دارد، راه خير و راه شرّ، پس نبايستى راه شرّ در نزد شما از راه خير محبوبتر باشد. 33- شگفت زده شدن نادان از خردورز بيش از شگفت زده شدن خردورز از نادان است. 34- مصيبت براى شكيبا يكى است و براى بی قرار دوتاست. 35- سختى ستم را كسى بفهمد كه بر عليه او [به ستم] حكم شده است. تحف العقول-ترجمه حسن زاده، صفحه 735 الی صفحه 755
مبارك باد ميلاد امام موسي كاظم (ع)
مژده ای دل که شب میلاد کاظم آمده، فاطمه بر دیدن موسی بن جعفر آمده ، امام موسی کاظم(علیه السلام) فرمود:خسارت دیده و ورشكسته كسى است كه عُمْر خود را هر چند به مقدار یك ساعت هم كه باشد بیهوده تلف كرده باشد.نزهة الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى : ص 123، ح 6. قدم زد در جهان مولاى عالم موسى جعفر که از یمن قدومش، غرق زیور، عرش اعلا شد کاظمین امشب چراغان از وجود کاظم است خانه ی صادق چراغان از حضور کاظم است بر در دروازه ی حاجات دل تا سحرم مست مناجات دل راز و نیاز دل ما ذکر دوست نیست کسی هر آنچه باشد از اوست امام موسی کاظم علیه السلام:بر حذر باش از شوخى ومزاح بى جا، كه نور ایمان را از بین مى برد، جوانمردى و آبرو را سبك و بى اهمیّت مى گرداند.(وسائل الشّیعةج 12،ص118،ح15812) دیده ببندد همه دم به راهش جان بدهد بر سر یک نگاهش به سر رود به سوی جانانه اش تا که رسد بر در میخانه اش میلاد هفتمین فخر عالم امکان باب الحوئج ، موسی بن جعف بر شما مبارک باد.
العبد الصالح: به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به "العبد الصالح" و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به "الكاظم" گرديد. آن حضرت به كنيه هاي "ابو ابراهيم و ابو علي" نيز معروف بوده است. مادر آن حضرت "حميده" فردي از اهل مغرب يا اندلس(اسپانيا) بود. نام پدر حميده "صاعد مغربي(بربري)" بود. برادران امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج هستند. امام موسي الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه ...ادامه مطلب![]()
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
مطالب دیگر:![]()
۱۳۵۶، ۱۳۵۵، ۱۳۵۴، ۱۳۵۳، ۱۳۵۲، ۱۳۵۱، ۱۳۵۰، ۱۳۴۹، ۱۳۴۸، ۱۳۴۷، ۱۳۴۶، ۱۳۴۵، ۱۳۴۴، ۱۳۴۳، ۱۳۴۲، ۱۳۴۱، ۱۳۴۰، ۱۳۳۹، ۱۳۳۸، ۱۳۳۷، ۱۳۳۶، ۱۳۳۵، ۱۳۳۴، ۱۳۳۳، ۱۳۳۲، ۱۳۳۱، ۱۳۳۰، ۱۳۲۹، ۱۳۲۸، ۱۳۲۷،۱۳۲۶، ۱۳۲۵، ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰ ، ۲۷۴ ... دقیق و مستند بدانیم.
![]()
دل به طهورای ولایت برید حاجت خود به باب حاجت برید نگویم این را که خدا عالم است باب حوائج به خدا کاظم است ز کاظمینش که ندیدم بسی نیامده به دست خالی کسی اگر که دستی برود به سویش نمی رسد مگر به آرزویش امام موسی کاظم(علیه السلام) فرمود:هركس بخواهد(در هر جهتى) قوى ترینِ مردم باشد باید توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نماید.(بحارالا نوار: ج 75، ص 327، ضمن ح 4.) یوسف زهرا که به زندان شدی به قلب من همیشه مهمان شدی كاظم-تبريك ولادت امام كاظم-تولد امام هفتم-sms ولادت امام كاظمیاد تو مژده ی میلاد تو، نفحه ی باد صباست رایحه ی یاد تو با دل ما آشناست آمدی و باب هر حاجت دلها شدی باب حوائج تویی، نام تو ذکر خداست امام موسی کاظم(علیه السلام) فرمود: زمانى كه - دانشمند - مؤمنى وفات یابد و بمیرد، ملائكه ها براى او گریه مى كنند.(اصول كافى : ج 1، ص 38، بحارالا نوار: ج 82، ص 177، ح 18. ) عرش الهی اگر، جلوه گه حق بود بار گه ات کاظمین، خود حرم کبریاست قبله ی قدوسیان، کوی مصفای تو نام دل آرای تو، کعبه ی حاجات ماست گردآوری:گروه سرگرمی سایت تبیان زنجان مبارك بادميلاد مبارك باد ميلاد امام موسي كاظم(ع)
