http://s1.picofile.com/file/6813937622/ali.jpg

http://ahlolbait.com/files/65/image/233225063553202533810120875239218181108.jpg

شب است و زمين در هيأت پيري ژنده ‏پوش، دل به خوابي سنگين سپرده است و نگاه مبهوت آسمان-ماه-با سر انگشتان سيمينش بر گرداگرد خويش، گرد نقره نثار مي‏ كند. صداي مؤذّن در پيچ درّه‏ ها مي‏ پيچد و پيراهن خاكستري صبح از بوي نفس ‏هاي نسيم آكنده مي ‏شود. هوا كمي خنك‏ تر شده و نبض زندگي در چادرهاي تودرتوي قافله مدينه به تپش درآمده است. پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم پيشاپيش صفوف نماز، دل به عظمت حضرت حقّ مي‏ سپرد و نياز به درگاه ...


استفاده از مطالب بلامانع است.

 

زیباساز

 

زیباساز

 

 غدیر ...

 

 ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰

شب است و زمين در هيأت پيري ژنده‏پوش، دل به خوابي سنگين سپرده است و نگاه مبهوت آسمان - ماه - با سر انگشتان سيمينش بر گرداگرد خويش، گرد نقره نثار مي‏كند. صداي مؤذّن در پيچ درّه‏ها مي‏پيچد و پيراهن خاكستري صبح به بوي نفس‏هاي نسيم آك ده مي‏شود. هوا كمي خنك‏تر شده و نبض زندگي در چادرهاي تودرتوي قافله مدينه به تپش درآمده است. پيامبرصلّي الله عليه وآله وسلّم پيشاپيش صفوف نماز، دل به عظمت حضرت حق مي‏سپرد و نياز به درگاه بي‏نياز مي‏برد.

سیر و سفر
مناسبت های خاصّ
دقیق و مستند بدانیم

اينك قافله پاي در راه نهاده ‏است. صبح است و نسيم هم‏ چنان در پيچ درّه‏ ها مي‏پيچد و دلبري مي‏ كند. جمعيّت، شادان از حجّي كه در ركاب رسول‏ صلّي الله عليه وآله وسلّم گزارده، به شوق ديدار زن و فرزند و اهل و ديار سر از پا نمي‏شناسد و فوج فوج خاطره در برابر ديدگانشان رژه مي‏رود. راه، طولاني است و عزمي جزم مي‏طلبد و همّتي مردانه و شوقي كه پيشاپيش رفته باشد. تا هوا نفس‏گير نشده بايد گام‏ها را تيزتر برداشت. كم كمك، سازِ سخن‏هاي پراكنده كوك مي‏شود و گاهي شكوفه لبخندي بر لبي مي‏شكفد و گلبوته خنده‏اي به بار مي‏نشيند. گروهي گرداگرد پيامبرصلّي الله عليه وآله وسلّم را گرفته‏اند و سؤال پشت سؤال تكرار مي‏شود و پاسخ‏هاي فرو پيچيده به عطر اثيري ايمان بر مشام جانشان مي‏وزد. چند پيرمرد كه از قافله عقب مانده‏اند، هر چه بر شتاب گام‏ها مي‏افزايند، از توانشان كاسته مي‏شود: "آهاي! كمي يواش‏تر، بگذاريد ما هم برسيم!". و صدا در كوه مي‏پيچد و پژواك مي‏گيرد، ولي كسي پاسخي نمي‏دهد. انگار نشنيده‏اند. دوباره فرياد مي‏زنند. عرق از سرو رويشان جاري است. گرما هم طاقت فرسا شده‏است. شماري در گوشه و كنار به سايه تخته سنگ‏هاي بزرگ پناه مي‏برند و لحظاتي نفس تازه مي‏كنند و دوباره به راه مي‏پيوندند. مشك‏هاي آب، يك به يك ته مي‏كشند. دشت زير سُم سوزان اسب آفتاب شيهه مي‏كشدو له‏له مي‏زند. كاروان مدينه نيز خسته‏تر از هميشه مي‏رود تا آخرين رمق‏هايش را نثار سختي راه كند. پيامبرصلّي الله عليه وآله وسلّم با انگشت اشاره، دانه‏هاي درشت عرق از پيشاني آسماني‏اش بر مي‏گيرد و نگاهي به پشت سر مي‏افكند. جمعيّتي عظيم تمام راه را پوشانده‏است. تا چشم كار مي‏كند، سرهاي تراشيده نمايان است و چهره‏هاي آفتاب سوخته و دستمال‏هاي سفيد عربي و عقال‏هاي سياه. ناگهان، فرشته امين وحي به پيامبر خدا رو مي‏كند. محمّدصلّي الله عليه وآله وسلّم چهره تكيده‏اش به زردي مي‏زند، دانه‏هاي عرق چون نقره خام بر محاسن مباركش جاري مي‏شود. سنگيني وحي بر سينه بزرگش چنگ مي‏اندازد و بانگي در سلّول‏هاي و ودش مي‏پيچد:

يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ واللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ(مائده/66)

سیر و سفر

http://ahlolbait.com/files/65/image/233225063553202533810120875239218181108.jpg

شب است و زمين در هيأت پيري ژنده ‏پوش، دل به خوابي سنگين سپرده است و نگاه مبهوت آسمان-ماه-با سر انگشتان سيمينش بر گرداگرد خويش، گرد نقره نثار مي‏ كند. صداي مؤذّن در پيچ درّه‏ ها مي‏ پيچد و پيراهن خاكستري صبح از بوي نفس ‏هاي نسيم آكنده مي ‏شود. هوا كمي خنك‏ تر شده و نبض زندگي در چادرهاي تودرتوي قافله مدينه به تپش درآمده است. پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم پيشاپيش صفوف نماز، دل به عظمت حضرت حقّ مي‏ سپرد و نياز به درگاه ...


استفاده از مطالب بلامانع است.

زیباساز

زیباساز

 غدیر ...

 ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰

رسول خداصلّي الله عليه وآله وسلّم كم‏كم به خود مي‏آيد. اطرافيانش از حالت او فهميده‏اند كه بايد فرشته وحي بر او نازل شده‏باشد. جمعي كه گرداگرد او حلقه زده‏اند، به دهان مباركش چشم دوخته‏اند و سكوتي ژرف سر به آسمان مي‏سايد. عمر كوتاه انتظار سر مي‏رسد. يامبرصلّي الله عليه وآله وسلّم با دست اشاره مي‏كند كه "بايستيد"! آناني كه پيشاپيش كاروان حركت مي‏كنند، در جا ميخكوب مي‏شوند. به دستور وي چند تن غريو بر مي‏آورند و افراد عقب مانده را به حضور در پيشگاه پيامبرصلّي الله عليه وآله وسلّم دعوت مي‏كنند. كاروان مدينه اكنون به "جُحفه" رسيده است. همان جا كه راه مدينه از مكّه جدا مي‏شود. بركه غدير در چند قدمي است. مردم گروه گروه به سوي بركه هجوم مي‏برند؛ آبي به سر و رو مي‏زنند و مشك‏هاي خالي و نيمه پر دوباره سيراب مي‏شوند. شتران يك به يك زانو مي‏زنند و كاروانيان رهنورد، در سايه اسبان و اشتران به ستوه آمده و تخته سنگ‏هاي ستبر، پناه مي‏گيرند. چيزي نمي‏گذرد كه توده‏اي بزرگ از جهاز اشتران فراهم مي‏شود و پيامبر بزرگ بر فرازشان مي‏ايستد. همگان با بهتي عظيم خيره‏خيره نگاه مي‏كنند و پرسشي بزرگ مخيّله حاجيان به ستوه آمده از گرما و خستگي را به خود مشغول مي‏كند كه "قصّه چيست"؟! يكصد و بيست هزار حاجي از زن و مرد، سراپا چشم و گوش، به نقطه‏اي خيره مانده‏اند. جارچياني چند آماده تكرار سخنان آسماني پيامبرند تا به گوش همه نسل‏هايش برسانند. محمّدصلّي الله عليه وآله وسلّم پس از حمد و ثناي خداي بزرگ به ايراد "خطبه غديريّه" قيام مي‏كند... . جارچيان پي‏درپي غريو برمي‏آورند و تكرار مي‏كنند: "... و يَقولُ‏صلّي الله عليه وآله وسلّم،

" مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلاهُ..."

زیباساز

زیباساز

و بدين سان نبوّت نبي‏صلّي الله عليه وآله وسلّم به ولايت علي‏عليه السلام ختم مي‏شود و افول آفتاب نبوّت را ماه ولايت به طلوع مي‏نشيند. ... و مردمي كه اندكي پيش بر وداع قريب الوقوع حبيب خدا از جان گريسته‏اند، اكنون با شنيدن مژده ولايت علي‏عليه السلام، شور و شادي در نگاه‏هاشان موج مي‏زند و "غدير" بر پيشاني آسمان و سينه زمين جاودانه مي‏شود. چندي نمي‏گذرد كه نداي آسماني:

"اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَاَتْمَمْتُ عَلَيْكُم نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمْ الإسْلامَ ديناً"(مائده /3)

 

در زواياي جان پيامبرصلّي الله عليه وآله وسلّم مي‏پيچد. لبخندي بر لبانش مي‏شكفد؛ خرسند از تبليغ رسالتي عظيم خداي را سپاس مي‏گويد و علي‏عليه السلام را به لقب پرافتخار "اميرالمؤمنين" مفتخر مي‏سازد. خورشيد بر زمين آتش مي‏ريزد و گرما مغز استخوان را مي‏گدازد كه حاجيان، سرمست و شوقمند، گروه گروه دست خيبرگشاي علي‏عليه السلام را مي‏فشارند و دل‏هاي تشنه ولايت از چشمه هميشه جوشان "غدير" سيراب مي‏شوند.

زیباساز

زیباساز

آه، اي علي‏عليه السلام! اي كرامت شگرف! تو از طلوع كدامين ستاره برآمدي كه زمين چنين عظمت نامت را متحيّر ماند؟! آنك، در معبر غدير، ساكنان آسمان نيز به تماشاي جلوه‏هاي جاوداني جمالت نشسته‏اند و "عشق" نيز هنوز مجذوب آن چهره و قامت است! اي بزرگ شكوهمند كه عشق و نيايش دو پناهگاه هميشگي توست، بگذار در معبد نگاه آسماني‏ات، زانو زنيم و از سبوي صفايت، ساغري برگيريم! اي قلّه فرازمند انديشه وعشق! جام‏هاي تهيِ جانمان را به شراب‏هاي روحاني ژرف‏ترين نگاه‏ها بارور كن و زنبيل‏هاي كوچك احساسمان را از عطر نجيب مهرباني‏هاي به تصوّر نيامده‏ات بيا كن! آه، چه قدر به تو محتاجيم؛ در جهاني كه برگه هويّتش را گم كرده‏است و در سطل‏هاي زباله اتمي، در پي تصويرهاي ماهواره‏اي موهوم خويش مي‏گردد! نامت، آفتاب اميدي است كه فقط پنج بهار بر ظلمت زمين گذشت و گرمي اين سال‏هاي سرد، ادامه مهربان اوست. اي شكوفه بارور! اي نسيم نوازشگر و اي توفان برخاسته! زمين را درياب كه در گاهواره غفلتي عظيم خفته است و آسمان را كه معبر ماهواره‏هاي توطئه است. گردبادي بپراكن! طوفاني برانگيز! نهيبي بزن! اي دستت، خيبر كن و اي ذوالفقارت، كفر شكن! دنيا به تو محتاج است و عشق كه در كوره راه‏هاي خشونت مانده‏است و مهرباني‏اي كه مقبره‏اش غارت شده و غارتي كه عالم‏گير است! اي مظلوم قدرتمند! يا علي‏عليه السلام!

زیباساز

زیباساز

در زبان عربی، به سرزمين‌هایی كه در مسير سيلاب قرار دارند و آب سيل‌ها با عبور از ميان آن‌ها به دريا می‌ريزد "وادی" گفته می‌شود. در اين مسيرها، آب‌گيرهایی طبيعی به وجود آمده كه پس از عبور سيل از آن‌ها، آب‌های باقی‌مانده در آن جمع می‌شوند. به چنين گودال‌ها و آب‌گيرهایی در عربی "غدير" می‌گويند. منطقه‌ی "غدير خم" نيز در مسير سيلاب‌هایی واقع شده است كه پس از عبور از غدير به "جُحْفه" می‌رسند و سپس تا دريای سرخ ادامه پيدا می‌كنند و آب سيل‌ها را به درياها می‌ريزد.در مناطق مختلف عربستان، غديرهای زيادی در مسير سيل‌ها وجود دارد كه با نام‌گذاری از يكديگر شناخته می‌شوند. اين غدير هم برای شناخته شدن از غديرهای ديگر، به نام "خم" نامگذاری شده است.غدیر در ۳ يا ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه (يكی از ميقات‌های 5 گانه) نيز در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود. غدیر خم به علت وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود. اين سرزمين گرمایی طاقت فرسا و شدید دارد.جبرئيل در اين محل بر پيامبر نازل شد و به حضرت محمد(ص) فرمود:"ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‌ای"در نقشه‌های زير، مسير حركت پيامبر(ص) و امام علی(ع) در حجة‌الوداع و موقعيت غدير خم و ... نمايش داده شده است.

زیباساز

زیباساز

 سیر و سفر

http://s1.picofile.com/file/6813937622/ali.jpg

http://ostad-samadi.blogfa.com/

http://ahlolbait.com/files/65/image/233225063553202533810120875239218181108.jpg

شب است و زمين در هيأت پيري ژنده ‏پوش، دل به خوابي سنگين سپرده است و نگاه مبهوت آسمان-ماه-با سر انگشتان سيمينش بر گرداگرد خويش، گرد نقره نثار مي‏ كند. صداي مؤذّن در پيچ درّه‏ ها مي‏ پيچد و پيراهن خاكستري صبح از بوي نفس ‏هاي نسيم آكنده مي ‏شود. هوا كمي خنك‏ تر شده و نبض زندگي در چادرهاي تودرتوي قافله مدينه به تپش درآمده است. پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم پيشاپيش صفوف نماز، دل به عظمت حضرت حقّ مي‏ سپرد و نياز به درگاه ...


استفاده از مطالب بلامانع است.

زیباساز

زیباساز

 غدیر ...

 ۱۳۲۴، ۱۳۲۳، ۱۳۲۲، ۱۳۲۱، ۱۳۲۰، ۱۳۱۹، ۱۳۱۸، ۱۳۱۷، ۱۳۱۶، ۱۳۱۵، ۱۳۱۴، ۱۳۱۳؛ ۱۳۱۲، ۱۳۱۱، ۱۳۱۰