پيشواي صادقان 1



مناسبت های خاصّ
دقیق و مستند بدانیم.
امام جعفر صادق عليه السّلام ، شيخ الائمه است، پيشواي صادقان، زبان برّان و راستين اسلام؛ امامي که کار و تلاش و خدمات راستينش، او را در صف برجستگان تاريخ بشر قرار داده و انديشه الهي اش، ريشه سوز انديشه هاي خود ساخته و سبب نام گذاري مذهب شيعه، به مذهب جعفري است. او حقايقي را در جهان آن روز آشکار ساخت که بالاتر از مرز زمان آن دوران بود. فرهنگ و تمدن اسلاميِ ديروز و امروز، بدهکار خدمات امام صادق عليه السّلام ، و ترقي و پيشرفت و بيداري مسلمانان، به ويژه در قرن هاي سوم و چهارم هجري قمري در گرو بيدارسازي آن امام است. آري، او پايه گذار فقه جعفري، روشنگر راستين و واقعي اسلام، و ششمين پيشواي به حق پس از رسول خداست.
خاندان و تبار
پدر بزرگوار حضرت صادق عليه السّلام ، امام محمدباقر عليه السّلام فرزند حضرت علي بن الحسين زين العابدين امام چهارم عليه السّلام مي باشد. امام باقر عليه السّلام در سال 57 هجري در مدينه منوره به دنيا آمد و پس از 57 سال زندگي، در سال 114 ق در همان شهر، چشم از جهان فروبست. مادر آن حضرت، اُمّ فَروِه، دختر قاسم بن محمد بن ابي بکر است. امام صادق عليه السّلام درباره مادر خود فرمود: «مادر من، از کساني است که ايمان آورد و تقواي الهي پيشه ساخت و کار نيک انجام داد، و خدا نيکوکاران را دوست مي دارد». امام صادق عليه السّلام در دامن رسالت و مرکز وحي تولد يافت و رشد کرد و بخشي از دوران زندگي خود را تحت توجهات و عنايات جدّ خود، امام زين العابدين عليه السّلام و نيز پدر بزرگوار خويش، امام باقر عليه السّلام سپري کرد.
امام صادق عليه السّلام از منظر ديگران
حافظ محمدشمس الدين دمشقي، معروف به ذهبي، در کتاب ميزان الاعتدال، ج 1، ص 192 مي گويد: «ابوعبداللّه جعفر بن محمدبن علي بن الحسين هاشمي، امامي بزرگوار و نيک مردي صادق و داراي شأن و مقامي بس والا بوده است».شَبْلَنْجي از علماي اهل سنت نيز در اين زمينه بيان مي کند: «فضيلت ها و صفات پسنديده امام صادق عليه السّلام ، آن اندازه فراوان است که به محاسبه عادي در نمي آيد و نويسنده هر قدر هوشيار و چيره دست باشد، از عهده بررسي و قلم فرسايي درباره آنها برنمي آيد».ابوالمواهب عبدالوهاب شافعي مصري، معروف به شعراني در کتاب لواقح الانوار مي گويد: «امام صادق عليه السّلام هر موقع به درگاه الهي دست بلند مي کرد و عرض حاجت مي نمود و مي گفت خدايا، من نيازي چنين و چنان دارم، هنوز دعايش به پايان نرسيده، خداوند حاجت او را برمي آورد».
دوران پُر رنج
امام صادق عليه السّلام ، نوزده سال با پدر بزرگوار خويش زندگي کرد و پس از شهادت آن حضرت، جانشين او گرديد و مسئوليت خطير امامت را بر دوش گرفت. بخش مهمي از دوران زندگي امام صادق عليه السّلام ، دوران خفقان و فشار حکومت بني اميه بود. پيدايش نوعي تشنج، اضطراب و بي ثباتي حاکم بر جامعه مشکل ديگر آن عصر بود؛ از اين رو، بعضي از مردم، براي اينکه خود را دوستدار زمامداران و طرف داران آنها، قلمداد کنند تا از خطر مصون و محفوظ بمانند، يکديگر را متهم مي کردند و از اين راه، خود را مقرب درگاه حکمرانان خود کامه مي ساختند. در اين ميان، از کساني که بيش از ديگران تحت شکنجه قرار گرفتند، امام صادق عليه السّلام و پيروان و شيعيان خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله بودند؛ زيرا در مقابل ظلم ها و ستم هايي که از سوي اموي ها به مردم مي رسيد، ساکت نمي نشستند و در برابر آنها مقاومت مي کردند.
اوضاع سياسي و اجتماعي عصر امام صادق عليه السّلام
در ميان امامان، عصر امام صادق عليه السّلام ، ممتاز بوده و شرايط اجتماعي و فرهنگي آن دوران، در زمان هيچ يک از امامان ديگر وجود نداشته است؛ زيرا از نظر سياسي، اين دوره، دوره ضعف و تزلزل حکومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بود و اين دو گروه، مدتي در حال کشمکش و مبارزه با يکديگر بودند. از آنجا که بني اميه در اين مدت گرفتار مشکلات سياسي فراوان بودند، فرصت ايجاد فشار و اختناق به امام و شيعيان را نداشتند. عباسيان نيز چون پيش از دست يابي به قدرت، در پوشش طرف داري از خاندان پيامبر صلي الله عليه و آله و گرفتن انتقام خون آنان عمل مي کردند، فشاري از سوي آنان مطرح نبود. ازاين رو، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق عليه السّلام و شيعيان و فرصت بسيار خوبي براي فعاليت علمي و فرهنگي آنان به دست آمد و امام نيز از اين زمان، بهره فراواني بردند.
جنبش فکري و فرهنگي
عصر امام صادق عليه السّلام ، دوران جنبش فکري و فرهنگي بود. در آن زمان، شور و شوق علميِ بي سابقه اي در جامعه اسلامي به وجود آمده بود و علوم مختلفي اعم از علوم اسلامي همچون: علم قرائت قرآن، علم تفسير، علم حديث، علم فقه و علم کلام، يا علوم بشري مانند طب، فلسفه، نجوم، رياضيات و... مشتاقان بسياري داشت، به طوري که هر کس متاع فکري خود را به بازار علم و دانش عرضه مي کرد.
دانشگاه بزرگ جعفري عليه السّلام امام صادق عليه السّلام با توجه به فرصت مناسب سياسي که به وجود آمده بود و با ملاحظه نياز شديد جامعه و زمينه اجتماعي موجود، نهضت علمي و فرهنگي پدرش امام باقر عليه السّلام را ادامه داد و حوزه وسيع علمي و دانشگاه بزرگي به وجود آورد و در رشته هاي مختلفِ علوم عقلي و نقلي آن روز، شاگردان بزرگ و برجسته اي همچون هشام بن حکم، محمدبن مسلم، اَبان بن تَغْلَب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مُفضّل بن عمر، جابر بن حيان و... تربيت کرد که تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته اند. گروهي از آنان، داراي آثار علمي و شاگردان متعددي بودند. براي نمونه، هشام بن حکم، 31 جلد کتاب نوشته و جابربن حيان نيز بيش از دويست کتاب در زمينه علوم گوناگون، به ويژه رشته هاي عقلي، طبيعي و شيمي تصنيف کرده که به همين دليل، به عنوان پدر علم شيمي مشهورشده است.
وسعت دانشگاه امام صادق عليه السّلام
امام صادق عليه السّلام باتمام جريان هاي فکري و عقيدتي آن روز برخورد کرد و موضع اسلام و تشيع را در برابر آنها روشن ساخته، برتري بينش اسلام را ثابت نمود. پيشوايان مشهور اهل سنت، بدون واسطه يا با واسطه، شاگرد امام بوده اند. در رأس اين پيشوايان، ابوحنيفه قرار دارد که دو سال شاگرد امام بوده است. خود او، اين دو سال را پايه علوم و دانش خود معرفي مي کند و مي گويد: «اگر آن دو سال نبود، نُعمان هلاک مي شد».شاگردان امام از نقاط مختلف همچون کوفه، بصره، واسط، حجاز و امثال اينها و نيز از قبايل گوناگون بودند که به مکتب آن حضرت مي پيوستند.در وسعت دانشگاه امام همين قدر بس که حسن بن علي وَشّاء، که از شاگردان امام رضا عليه السّلام و از محدثان بزرگ بود، مي گفت: «در مسجد کوفه، نهصد نفر استاد حديث مشاهده کردم که همگي از جعفر بن محمد عليه السّلام حديث نقل مي کردند».
دانش آموختگان مکتب صادق عليه السّلام
امام صادق عليه السّلام هر يک از شاگردان خود را، در رشته اي که با ذوق و قريحه او سازگار بود، تشويق و تعليم مي نمود و در نتيجه، هر کدام از آنها، در يک يا دو رشته از علوم مانند حديث، تفسير، کلام و... تخصص پيدا مي کردند. گاهي امام، دانشمنداني را که براي بحث و مناظره مراجعه مي کردند، راهنمايي مي کرد تا با يکي از شاگردان که در آن رشته تخصص داشت، مناظره کنند. هشام بن سالم مي گويد: روزي باگروهي از ياران امام صادق عليه السّلام در محضر آن حضرت نشسته بوديم. يک نفر مرد شامي اجازه ورود خواست و پس از کسب اجازه، وارد مجلس شد. مرد شامي مي خواست درباره کيفيت قرائت قرآن با امام مناظره کند. امام رو به حَمران کرد تا با او مناظره کند. مرد شامي درباره لغت و ادبيات عرب با اَبان بن تعلب، درباره کلام با مؤمن طاق و درباره فقه با زرارة بن اَعْيَن مناظره کرد و در تمامي مناظرات شکست خورد. با مشاهده اين صحنه هيجان انگيز، از خوشحالي، خنده اي شيرين بر لبان امام نقش بست.
عظمت شاگردان امام صادق عليه السّلام
از شاگردان نمونه امام جعفر صادق عليه السّلام هشام است. هشام، دانشمندي برجسته، متکلمي بزرگ، داراي بياني شيرين و رسا، و در فن مناظره فوق العاده زبردست بود.يکي ديگر از شاگردان آن حضرت، مؤمن طاق است که مناظرات او در دفاع از حقانيت شيعه امامي، معروف مي باشد. مخالفان، از روي حسادت او را شيطان الطاق ناميدند. امام صادق عليه السّلام درباره او فرمود: «محبوب ترين فرد نزد من، چه در حيات و چه در مَمات اوست». چهره ماندگار ديگر، اَبان بن تغلب است که از اصحاب امامان سجاد عليه السّلام ، باقر عليه السّلام و صادق عليه السّلام به شمار مي آيد. وي بيشترين حديث را از امام صادق عليه السّلام روايت کرده است. امام صادق عليه السّلام پس از وفات او فرمود: «خدا او را رحمت کند! به خدا سوگند، مرگ او قلب مرا متأثر کرد» و باز فرمود: «دوست دارم شيعياني مثل ابان داشته باشم».
فعاليت هاي سياسي امام صادق عليه السّلام
برخلاف تصور عمومي، حرکت امام صادق عليه السّلام ، تنها در زمينه هاي علمي خلاصه نمي شود؛ بلکه امام فعاليت سياسي نيز داشت، ولي اين بُعد حرکت امام، بر بسياري از گويندگان و نويسندگان پوشيده مانده است.امام عليه السّلام به منظور تبليغ جريان اصيل امامت، نمايندگاني به مناطق مختلف مي فرستاد. از آن جمله، شخصي از اهل کوفه به نمايندگي از طرف امام عليه السّلام به خراسان رفت و مردم را به ولايت او دعوت کرد. در اين قضيه، فرستاده امام از اهل کوفه، منطقه مأموريت خراسان و محل اقامت امام عليه السّلام مدينه است و اين سه منطقه، وسعت حوزه فعاليت سياسي امام عليه السّلام را نشان مي دهد.
خلفاي معاصر حضرت صادق عليه السّلام
امام صادق عليه السّلام ، در سال 114 ق به امامت رسيد. دوران امامت آن حضرت، مصادف با اواخر حکومت امويان که در سال 132 به عمر آن پايان داده شد و اوايل حکومت عباسيان بود. امام صادق عليه السّلام از ميان خلفاي اموي، با افراد زير معاصر بود: هشام بن عبدالملک، وليد بن يزيد بن عبدالملک، يزيد بن وليد بن عبدالملک، ابراهيم بن وليد بن عبدالملک و مروان بن محمد مشهور به مروان حمار. ازميان خلفاي عباسي نيز با عبداللّه بن محمد مشهور به سفاح و ابوجعفر مشهور به منصور دوانيقي معاصر بود.
امام صادق عليه السّلام و منصور دوانيقي
منصور دوانيقي، دومين خليفه عباسي، از تحرک و فعاليت سياسي امام صادق عليه السّلام سخت نگران بود و محبوبيت عمومي و عظمت علمي امام، همواره بر بيم و نگراني او مي افزود. به همين جهت، هر از چند گاهي امام عليه السّلام رابه بغداد احضار مي کرد و نقشه قتل او را مي کشيد، ولي هر بار، به نحوي خطر از وجود مقدس امام برطرف مي گرديد.روزي منصور به امام صادق عليه السّلام نوشت چرا مانند ديگران نزد ما نمي آيي؟ امام در پاسخ نوشت: ما از لحاظ دنيوي چيزي نداريم که به خاطر آن از تو بيمناک باشيم، و تو نيز از جهات اُخروي چيزي نداري که به خاطر آن به تو اميدوار گرديم. تو نه داراي نعمتي هستي که به خاطر آن به تو تبريک بگوييم و نه خود را در بلا و مصيبت مي بيني که به تو تسليت دهيم؛ پس چرا نزد تو بياييم؟ منصور نوشت: بياييد ما را نصيحت کنيد. امام پاسخ داد: اگر کسي اهل دنيا باشد، تو را نصيحت نمي کند و اگر هم اهل آخرت باشد، نزد تو نمي آيد.
مبارزه با انحرافات عقيدتي
اولين قدم برجسته امام جعفر صادق عليه السّلام براي جلوگيري از زوال مذهب شيعه، مخالفت با عقيده اي بود که گويا به تقليد از مسيحيان، بين شيعيان به وجود آمده بود. عده اي از شيعيان، فکر مي کردند که در وجود پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و هر يک از ائمه عليهم السّلام ، دو ماهيت وجود دارد: يکي ماهيت خدايي و ديگري ماهيت بشري. به عقيده آنها، سرشت پيشوايان شيعه، نيمي خدايي و نيمي آدمي است. از نخستين روزي که امام صادق عليه السّلام شروع به تدريس کرد، به شدت با اين عقيده به مخالفت برخاست؛ زيرا مي دانست اين عقيده، سبب تفرقه مذهب شيعه خواهد شد و بر اثر آن، شيعه ضعيف خواهد گرديد و از بين خواهد رفت.
امام جعفر صادق عليه السّلام و نشر معارف اسلامي.
جمع شدن چند امر، زمينه را مساعد ساخت تا امام ششم عليه السّلام بتواند معارف اسلامي را نشر بدهد و دانش هاي به ارث مانده از رسول خدا صلي الله عليه و آله را منتشر کند:
1. دوران امامت و زعامت امام صادق عليه السّلام ، به نسبت طولاني و بيش از سي سال بود و هر چند روزگار امامت جدش، امام زين العابدين عليه السّلام ، فرزندش امام موسي بن جفعر عليه السّلام و نواده اش امام علي النقي عليه السّلام نيز از سي سال گذشت، ولي فرصت و موقعيتي که براي آن حضرت فراهم شد، براي آن بزرگواران پيش نيامد.
2. عصر امام صادق عليه السّلام ، عصر شکوفايي فقه، کلام، مناظره و حديث بود و در روزگار آن حضرت، بدعت ها، نوآوري ها و گمراهي ها نيز رواج پيدا کرده بود و اين فرصتي شد تا امام، علم و دانش خويش را آشکار نموده و ريشه گمراهي ها را بخشکاند.
3. در زمان امامت حضرت صادق عليه السّلام ، بني هاشم در يک رفاه نسبي به سر مي بردند که در دوران ديگر امامان، از آن خبري نبود.
عظمت علمي امام صادق عليه السّلام
در مورد عظمت علمي امام صادق عليه السّلام شواهد فراواني وجود دارد و اين مسئله مورد قبول دانشمندان شيعه و سني است. فقيهان و دانشمندان بزرگ، در برابر عظمت علمي آن حضرت سر تعظيم فرود مي آورند و برتري علمي او را مي ستودند. ابوحنيفه، پيشواي مشهور فرقه حنفي مي گفت: «من دانشمندتر از جعفر بن محمد عليه السّلام نديده ام». مالک، پيشواي فرقه مالکي مي گفت: «مدتي نزد جعفر بن محمد عليه السّلام رفت و آمد مي کردم، او را همواره در يکي از سه حالت مي ديدم يا نماز مي خواند يا روزه بود و يا قرآن تلاوت مي کرد و هرگز او را نديدم که بدون وضو، حديث نقل کند. در علم و عبادت و پرهيزکاري، هيچ چشمي برتر از جعفربن محمد نديده و هيچ گوشي نشنيده و به قلب هيچ بشري خطور نکرده است».
علل برخي از بيماري ها
يکي از نظريه هاي علمي امام صادق عليه السّلام انتقال بيماري از راه نور است. امام صادق عليه السّلام مي فرمود: برخي از نورها اگر از يک بيمار به شخص سالم بتابد، ممکن است که شخص سالم را بيمار کند. دانشمندان، اين نظريه را در شمار خرافات مي دانستند تا اينکه تحقيقات علمي جديد، ثابت کرد که اين نظريه حقيقت دارد. نخستين بار، در اتحاد جماهير شوروي، پس از بيست سال آزمايش، اين فرضيه اثبات شد. از آزمايش هاي گوناگون آنها، اين نتيجه به دست آمد که هر يک از سلول هاي بدن، مانند يک فرستنده و گيرنده عمل مي کنند که اشعه و نور مي فرستد و همچنين تحت تأثير نور نيز قرار مي گيرد، و نورها را ضبط مي کند. حال اگر اشعه اي که ضبط مي کند، از نوع ماوراي بنفش باشد که از يک سلول بيمار ساطع مي شود، سلول سالم که آن اشعه را دريافت مي نمايد نيز بيمار خواهد شد.
توصيه به مادران
امام صادق عليه السّلام ، به مادران توصيه مي کند که کودکان شيرخوار خود را در طرف چپ بخوابانند. اين توصيه، قرن ها چون يک سفارش زائد يا بي مورد جلوه مي کرد و علتش اين بود که هيچ کس به فايده آن پي نمي برد و بعضي هم به کار بستن آن را خطرناک مي دانستند و فکر مي کردند اگر طفل شيرخوار را در طرف مادر بخوابانند، ممکن است مادر هنگام خواب بغلطد و طفل را زير تنه خود خفه کند. براساس آزمايش هاي مکرر دانشمندان عادتي که جنين، قبل از تولد به شنيدن صداي قلب مادر دارد، طوري در وي نافذ مي شود که بعد از تولد، اگر ضربان قلب او را نشنود، احساس اضطراب مي نمايد و به همين جهت، وقتي نوزاد را در طرف چپ مادر مي خوابانند، چون صداي ضربان قلب مادر را مي شنود، آرام مي گيرد؛ ولي چون در طرف راست آن صدا به گوشش نمي رسد، مضطرب مي شود.
طيبه چراغي
منابع:
http://www.taghribnews.ir
گلبرگ :: آذر 1383، شماره 57 ،ص 64 و 132.
مقاله زندگي امام صادق (ع)، آيت الله محمد علي تسخيري.
مغزمتفكر جهان شيعه امام صادق (ع)، مركز مطالعات اسلامي استراس بورگ، ذبح الله منصوري.



مناسبت های خاصّ
دقیق و مستند بدانیم.
ادامه دارد...