Persia - pārsiyā

اسم خوب، دلیل بالا بودن سطح فرهنگ ایرانی است. پارسیا: منسوب به قوم پارس، پارسی، اهل پارس، از مردم پارس. تلفظ پارسیا: Persia - pārsiyā
ویژگیهای نقشها در تخت جمشید
اسم خوب، مثل: pārsiyā دلیل سطح فرهنگ بالای ایرانی است. پارسیا: منسوب به قوم پارس...
در نقشهای تخت جمشید، درخت و گیاه و بیش از همه نیلوفر آبی و سرو که نماد تقدس است، دیده میشوند. گل نیلوفر که در تمام نقاط تخت جمشید حجاری شده میتوان نماد تمدن هخامنشی دانست. این گل که در اکثر تصویر ها در دست پادشاهان و بزرگان است سمبلی از صلح و دوستی است. گفته میشود که 12 گلبرگ این گل بیانگر دوازده ماه است. تصویر زیاد گلها در تخت جمشید علاوه بر این که خوش بوئی و زیبائی این مکان را نشان میدهد، دلیلی بر بالا بودن سطح فرهنگ ایرانیان آن زمان نیز بودهاست وجود درخت سرو به دلیل سبزی و خرمی درختی بهشتی است. در نقش برجسته های پلکان آپادانا و کاخ تچر نماینده هر ملتی با یک درخت سرو از نماینده ملت دیگر جدا شدهاست. از نیلوفر نیز برای آرایش حاشیه نقشها و نیز پایه ستونها بسیار استفاده شدهاست.






آثار موجود در نقش رستم مربوط به دوره هخامنشی
نقش رستم محل است در سینه کوهی واقع در پنج کیلومتری شمال تخت جمشید که مقبره داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر دراز دست، اردشیر دوم در آن واقع است. این کوه چون نزدیک قریه حاجیآباد است به کوه حاجی آباد معروف میباشد. هر یک از مقابر چهارگانه شامل چند قسمت است. قسمت پائین این مقابر که به شکل مستطیل است و چیزی در آن حک نشدهاست. قسمت دوم خود ایوان است که در وسط قرار گرفته و دارای چهار ستون می باشد. قسمت سوم که قسمت بالای مقبره است تصویر شاه که ایستاده و کمانی در دست دارد و خورشید و فروهر در بالای سر اوست حجاری شدهاست. در نقش رستم از مقابر شاهان هخامنشی سه مقبره در پشت تخت جمشید و مابقی در یک فرسخی محل مزبور موسوم به نقش رستم واقع است.


آثار دیگر هخامنشیان
در ماه مه 1971 در اثر سیلی که در نزدیکی براز جان جاری گردید و زمینها را از ژرفا زیرو رو کرد، آثاری از کاخ دوره کوروش از سنگ مرم پیدا شد. بلافاصله هیئتی به سرپرستی علی اکبر سر فراز که توانسته بود دروازه ستون را از زیر خاک درآورد و ثابت شد که مربوط به دوره کوروش بزرگ است و استرابن جغرافیدان باستانی از کاخ هخامنشی در «ترکه» یاد میکند که همان منطقه برازجان است. در دو منطقه سروستان و فیروز آباد که در راه داراب گرد و بندر عباس واقع است، طاقها و گنبدهائی کشف شده که مرحوم پیرنیا از قول «دیولافوا» این دو بنا را مربوط به دوره کوروش میداند و او معتقد است که ساختن طاق اختراع ایرانی است نه اقتباس از یونانی و رومی.
غارت تخت جمشید
در 330 قبل از میلاد اسکندر خود را به پارسه (پرسپولیس) رسانید در آنجا جنگی روی نداد و مردم سر تسلیم فرود آوردند اسکندر در موقع ورود به شهر گفت: «یونان دشمنی بدتر از پایتخت شاهان پارس نداشتهاست.» سپس فرمان داد که مقدونیها به شهر وارد شده به کشتار مردم و غارت شهر دست زدند چون غنائم بقدری زیاد بود که نمیتوانستند تمامی آنها را برگیرند، آنها را خوب و بد جمع میکردند لباسهای شاهی به دست آنان پارهپاره میشد گلدانها و قدحهای چینی گرانبها را با تبر خرد میکردند. مجسمهها و ظروف بلورین را میشکستند. مردم شهر چون وضع را این چنین دیدند دست به خودکشی زدند و برخی نیز خانههای خود را آتش زدند و در میان آتش جان میسپردند. این غنائم که از ظروف زرین و سیمین تشکیل میشد به قدری بود که اسکندر برای حمل آنها سه هزار شتر و تعداد زیادی قاطر از شوش و بابل خواست.



پس از این خرابکاریها اسکندر جشن بزرگی گرفت و به لهو لعب پرداخت و خود و سردارانش از باده ناب سرمست گشته پایکوبان به رقص پرداختند. یکی از زنان بدکاره آتنی که در این جشن حاضر بود و «تائیس»(thais) نام داشت و به اسکندر پیشنهاد کرد که پایتخت پیشین پادشاهان هخامنشی را آتش بزند سپس مشعلهای زیادی حاضر کردند و هر یک مشعلی در دست گرفتند. تائیس در جلو آنها در حرکت بود. نخست اسکندر و پس از آن تائیس مشعلهای خود را به قصر شاهی انداختند. پردهها آتش گرفت و شعلههای آتش به تیرهای سقف رسید و یک باره تمام آن کاخ با عظمت در میان دود و آتش فرو رفت و کاخهای پادشاهان هخامنشی که شاهکار معماری دنیا قدیم بود به ویرانهای تبدیل گردید و این ننگ ابدی برای اسکندر و مقدونیان باقی ماند.


سر ستونها بیشتر آراسته به سر گاو و عقاب هستند. گاو نمادی از برکت و قدرت طبیعت بودهاست. عقاب پرندهایست بلند پرواز که تصویر او بر درفش هخامنشیان نقش می شده است. از ویژگیهای هنر هخامنشی در تخت جمشید ساختن ایوان های متعدد و قرینهسازی در طرح بنا و نقش برجستهها بودهاست. به عنوان نمونه در دروازه ملل در دو طرف ورودی دروازه گاوهای بالدار با صورت انسان کوچکترین تفاوتی ندارند و این امر نمایانگر هنر معجزه آسای هخامنشی است. ایرانیان در بنای تخت جمشید، هنر ملتها و سرزمینهای دیگر را با هنر سرزمین خود درآمیختند و هنری پدید آوردند که هنر عصر هخامنشی نامیده شد. شیوه معماری و تزئینی تخت جمشید، پس از سقوط هخامنشیان و در ایران و نیز خارج از ایران به ویژه در هند تقلید شد.


امروز نیز از این شیوه معماری الهام گرفته میشود. به طوری که از 1307 شمسی به بعد معماران و مهندسان ایرانی در ساختمان شهربانی کل کشور بانک ملی ایران و بسیاری از ساختمانها منجمله ساختمان مرکزی پست در ابتدای خیابان سپه ساب (امام خمینی) فعلی تقلیدی از معماری هخامنشی است. اخیراً که وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، ساختمان شهربانی سابق را از نیروی انتظامی خرید و به وزارت خارجه ملحق ساخت تمام پلکان ها و ستونها و کله گاویهائی که به سبک تخت جمشید احداث شده بود با مشورت میراث فرهنگی تعمیر نموده و آن را به صورت بازسازی شده تخت جمشید قبل از حریق آن توسط اسکندر آوردهاست. تختجمشید در سال 1979 میلادی از سوی سازمان فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به عنوان یکی از ده اثر برجسته میراث فرهنگی بشری به ثبت رسیده است . تخت جمشید از این نظر اهمیت دارد که بخش اعظم آن با تراشیدن قسمتی از کوه به وجود آمدهاست. هنگامی که اسکندر در سال 330 قبل از میلاد آن را ویران کرد، هنوز به اتمام نرسیده بود. تحقیقات نشان میدهد که ساختمانهای انتهائی نیمه تمام است.



تخت جمشید
ساخت این مجموعه در 518 قبل از میلاد به دستور داریوش اول هخامنشی آغاز شد و در زمان خشایارشاه بیش تر آن ساخته شد و در زمان اردشیر اول(دراز دست) به پایان رسید. داریوش اول هخامنشی کتیبه تخت جمشید را نگاشت. پادشاهان دیگر هخامنشی نیز اندکی بر آن افزودند و یا تغییر کوچکی در آن دادند. یکسانی و یکدستی بناهای تخت جمشید در طول 180 سال کار ساختمانی نشان می دهد که طراحی و شیوه مدیریت ساخت این مجموعه از آغاز برنامهریزی شده و بسیار دقیق بودهاست. داریوش اول و خشایارشا در کتیبهها و لوحهای گوناگون اطلاعات تاریخی فراوانی درباره چگونگی ساختن این مجموعه و نیز حوادث زمان خود ثبت کردهاند. آن طور که از مدارک تاریخی نشان میدهد، برای ساختن تخت جمشید، معماران، هنرمندان، بنایان، نجاران و سنگ تراشان از سراسر قلمرو وسیع حکومت هخامنشی به کار دعوت شدند. در این مجموعه سنگ، خشت (خشتها را بین دو ردیف سنگ چین قرار میدادند) آجر، آجر لعابدار، قیر، گچ، آهک، چوب و عاج به کار رفتهاست.







سنگها را از کوهها و معدنهای نزدیک به محل (که در استان فارس فعلی قرار دارد) میآوردند. سقفها، درها و بعضی از ستونها را با چوب درخت سدر (این چوب را از لبنان میآوردند) برای آرایش دیوارها، ستونها و سقفها، رنگهای طلایی، نقرهای، ارغوانی، آبی لاجوردی، سرخ، سفید و سبز به کار میبردند. (طلا را از سارد و بلخ ، سنگ لاجورد را از خوارزم، عاج را از حبشه و هند میآوردند). تخت جمشید شامل بناهائی برای برگزاری آئینهای ویژه مانند، جشن نوروز و دیدار پادشاه با مردم استان های مختلف و نمایندگان ملت های دیگر که تابعیت ایران را پذیرفته بودند و هم چنین نمایندگان ملیت های دیگر ساخته شده بود. شرق شناسان عقیده بر آن دارند که از نوروز به بعد اجتماع نمایندگان ملیت های مختلف در این مجموعه به صورت عمومی نمایندگان همه استان ها،ملیت های تابع دولت هخامنشی و حتی همسایگان امپراطوری ایران در نوروز به بعد تشکیل میشد و در آن از مشکلات موجود در سرزمینهای مختلف بحث به میان میآمد و پادشاه هخامنشی دستورات کلی درباره رفع مشکلات را صادر میکرد. در 331 قبل از میلاد، اسکندر مقدونی در حمله به ایران، تخت جمشید را غارت کرد و سپس به آتش کشید. در این آتش سوزی، سقفها و ستون های چوبی سوخت و از میان رفت.
ویژگیهای کاخ آپادانا
کاخ «آپادانا» که به «آپدنه» به معنی ستون دار معروف است به مناسبت بارعام در این کاخ اغلب مورخان آپادانا را به معنی بارعام معنی کردهاند. کاخ آپادانا از یک تالار مربع مرکزی و چهار ایوان مستطیل و 84 ستون هر یک به طول 18 متر و چند برج و چهار لوح نقره و طلا از داریوش بزرگ و چندین ردیف پله و صدها نقوش برجسته انسان و حیوان و تعدادی کتیبه به خط میخی و پارسی و عیلامی و بابلی و چندین در و پنجره تشکیل میگردید. این کاخ به فرمان داریوش اول (بزرگ) ساخته شدهاست. از این کاخ پس از آتشسوزی تخت جمشید 13 ستون و تعدادی سر ستون فرو ریخته و چندین پایه ستون و اسکلت ساختمان و چند کتیبه باقی ماندهاست. بلندی این ستونها 18 متر و قطر پائین آنها دو متر و تنه آنها دارای تراش قاشقی است. پا ستونهای تالار مکعبی شکل و پاستونهای ایوانها گرد و قسمت بالای ستونها شامل سه قسمت است. یکی سر ستون – دوم قسمت مارپیچی – سوم قسمت بالای آن که شامل دو تنه گاو است. پشت این گاوها سنگهائی به شکل مکعب قرار داشته که روی آنها سقف تالار استوار شدهاست. در کاوشهائی که تحت نظر پروفسور هرتسفلد آلمانی در این تالار به عمل آمد . چهار لوح طلا و نقره کشف گردید که روی هر چهار نوع عبارات زیر به خطوط پارسی میخی و عیلامی نقش شده است. «داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر گشتاسب هخامنشی. داریوش شاه گردید ک این است کشوری که من دارم، از سکاها که پشت سغد است گرفته تا کوشا (حبشه) و از هند گرفته تا لیدی که آن را اهورامزدا که بزرگترین خدایان است به من بخشیده. اهورامزدا مرا و خاندانم را بپاید.» بر دیوار پلههای این بنا، تصویر چند تن از سران سپاه و نگهبان قصر و سربازان پارسی و مادی و نمایندگان ملل تابعه در کمال مهارت حجاری شده و به راستی بشر قرن 21 که در امور معماری این همه پیشرفت کردهاست. از مشاهده این حجاریها به شدت گرفتار هیجان و اعجاب میگردد. همانطور که گفتیم بر دیوار پلکانها پوشیده از نقش برجستهاست. بر دیواره بیرونی پلکان، پیکرههائی به صورت قرینه حجاری شدهاند که امروزه تصویر این پیکرهها به صورت نمادهائی از تاریخ باستان درآمدهاند. بر دیوارههای چسبید به سکو نیز نقش برجسته بزرگان پارسی و مادی و بیش از 20 گروه از ملتهای تابع هخامنشی دیده میشوند که همه هدیههائی به همراه دارند. این هدیهها، اسب، شتر، گاو و گوسفند، پارچه و مواد غذایی هستند. هر یک از این گروهها را سربازی پارسی یا مادی هدایت میکند. دست این سرباز در دست نخستین نفر گروه است. هر گروه را نقشی از «سرو» که درخت مقدسی است و نشانه زندگی جاوید و بیمرگی و سرسبزی همیشگی است از دیگری جدا میکند. همه پیکرها حالتی آرام و مقر دارند و ریزهکاری چهره، مو و لباسها چنان دقیق است که گوئی پیکرهها را از فلز ساختهاند. پژوهشگران، این نقشها را از منابع برجسته شناخت فضای سیاسی و فرهنگی ایران در دوره هخامنشی میدانند. یکی از کتیبههای موجود که از خشایارشا است در کاخ آپادانا مضمون آن به شرح زیر است. «خدای بزرگی است اهورا مزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که بشر را آفرید که شادی را برای بشر آفرید که خشایارشا را شاه کرد .یگانه شاهی از شاهان یگانه فرمانداری از بسیاران. منم خشایارشا پادشاهی بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهائی که دارای ملتهای مختلف است. شاه این سرزمین بزرگ پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی، خشایارشا، شاه بزرگ گوید: آن چه من در این جا کردهام و آن چه را که پدرم کرده همه را به کمک اهورا مزدا کردهایم و اهورا مزدا پادشاهی مرا و آنچه که کردهام پاینده بدارد.»
منابع:
http://daneshnameh.roshd.ir
فرهنگنامه کودکان و نوجوانان /خانم توران میر هادی /جلد نهم /ص 141.