تفریح مصداقی از سبک زندگی اسلامی
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.
تفریح در لغت و اصطلاح
واژه تفریح در لغت به معنای؛ شادمانی نمودن و گشاده شدن دل به لذّت عاجل است که مخالف حزن و اندوه است و فرح عبارت است از لذّت قلب و روح از رسيدن به آنچه ميل دارد. فَرَح در لغت به معنی احساس یک نوع لذّت و آرامش و به وجودآمدن شرح سینه و شادی درون است. واژه حزن، متضاد واژه «فرح» می باشد به این اعتبار که غم نفس انسان را جریحه دار می کند، غم را عامل «حزن» بیان کرده اند. (ر.ک. مفردات راغب؛ ص231 ) و در اصطلاح قرآنی و در باب اخلاق اسلامی فرح و اظهار شادی به لطف و کرم الهی یک نعمت الهی است که خداوند منّان آن را به عبدان مخلص خود ارزانی می دارد و با استشمام این نسیم از سوی انسان مومن، احساس شادی در روح و جسم برای وی فراهم می شود. تفریح را می توان به عملی که موجب ایجاد نشاط در فرد می شود، تعریف نمود.
واژه «فرح» با ساختار مختلفش بیش از بیست بار در قرآن کریم به کار رفدارای دو معناست که عمده ترین معنی آن دقیقا مقابل واژه «حزن» است. (ر.ک. معجم مقاییس اللغة، المجلد الرابع، ص 499) هرچند «فرح» به معنای انشراح صدر به لذّتی گذراست و اغلب این انشراح در مورد لذّات بدنی دنیوی به کار می رود. (ر.ک مفردات راغب، ص 628) و گاه این کلمه در معنای منفی شادی استعمال میشود و دارنده این صفت مغبوض خداوند است. چنان که در آیه 76 قصص اشاره به این مطلب دارد که خداوند فرحین را دوست نمی دارد و پیوستن این واژه به فخور، به معنای متکبّر و فخرفروش، دلیل این امر است. از دیگر واژه های مترادف شادی و فرح که در قرآن آمده است می توان به واژه های «مرح» و «سرور» اشاره کرد. «مرح» در لغت معادل «شدة الفرح و التّوسع فیه»(مفردات راغب، ص764) و به معنای شدّت خوشی و زیاده روی در آن است. این واژه در قرآن دارای جنبه ی منفی می باشد. چنان که در آیه 37 سوره اسراء اشاره شده است که حضرت لقمان از فرزندش می خواهد که با شادی فراوان که حاکی از غرور است بر روی زمین راه نرود. این شادی و مسرت به نوعی در پوست خود نگنجیدن و غلبه شادی بر انسان و سرمستی نیز اشاره می کند. در آیه 75 غافر «فرح و شادی» به غیر حقّ را در کنار مرح آورده است، این واژه در قرآن سه بار ذکر شده است. «سرور» این واژه از «سر» گرفته شده و به معنای صرف و خالص چیزی می باشد و سرور از سر گرفته شده چراکه سرور، به معنای امری است که خالی از حزن می باشد. (ر.ک. معجم المقاییس اللغة، المجلد الثالث،ص 68) انسان هنگامی می تواند مسرور گردد که قلبش خالی از حزن و اندوه باشد. این واژه سه بار در قرآن آمده است و هم برای بهشتیان در بهشت و هم برای کافران در دنیا نسبت به مال دنیا ذکر گردیده است. با بررسی آیات قرآن می توان به این نتیجه رسید که شادی در قرآن هرگاه به امور دنیوی و محدود تعلّق گیرد از مسیر واقعی خود خارج شده و دارای پیامد های منفی خواهد بود. ارزش شادی اولا به متعلق آن و ثانیا اندازه نگه داشتن آن است. پیداست که در هر دو صورت، چنان که متعلّق آن دنیا باشد و از حد تعادل خود خارج شود و به صورتی که به سرمستی و طغیان منجر شود این شادی، نوعی شادی کاذب و غیرواقعی تلقی خواهد شد. از ویژگی های شادی های کاذب این است که باعث انقباض روانی و انبساط روحی در انسان میشوند امّا در واقع نقش نوعی مخدّر را در انسان بازی می کنند که تاثیری کاذب و موقتی در روح و روان ایجاد می کنند و عوامل غفلت انسان را از اصل و حقیقت هستی باعث می شوند . تفریح از این نقطه نظر که آیا ضرورت زندگی هست یا خیر به دو قسم تقسیم می شود. ثمره این تقسیم آن است که در قسمی از تفریح به این امر توجه داده می شود که در این جا به نیازهای ضروری زیستن پرداخته می شود و طبعاً بحث تفریح به عنوان مطالعه در مورد امری که بازگشت به لوازم زیستن دارد، بیش تر مورد دقّت و تأمّل قرار خواهد گرفت تا قسمی که تنها در بهبود زیستن کمک می نماید. در این جا منظور آن قسم از تفریحاتی که ضروری زیستن است و فقدان این تفریحات به زندگی طبیعی خلل وارد می کند، مورد نظر است. اگر چه این تفریحات خود از حیث نیازهای بشری یا عصری و تمدنی و ... قابل تأمّل و تعریف می باشند که با توجّه به جوان بودن جامعه ما از اهمیّت خاصی برخوردار است.
فرهنگ اسلام، تفریح و انجام فعالیت های فرح بخش را از ابزارهای مناسب رفع غفلت و ایجاد نشاط روحی برای ادامه زندگی توحیدی می داند. بهره مندی هدفمند از نعمت های حلال دنیوی در آیات قرآن و از سوی اولیای دین بسیار توصیه شده است. از مهم ترین محورهای سبک زندگی اسلامی، جلوگیری از غفلت زدگی و روزمرگی در زندگی است، اصولاً نفس آدمی به دلیل طبع خاص خود، باید دائماً در معرض تذکر و تفکر قرار گیرد تا اتصالش با عوالم متعالی از بین نرود و سیر صعودی و استکمالی روحش در حدّ سیر جسمانیِ دنیوی محدود نشود. در دسته ای از روایات آمده است که مؤ من اوقات خویش را سه قسمت نماید: 1. معاد، 2. معاش و 3. لذایذ. مؤ من بید به این قسمت اخیر در انجام بهتر آن دوقسم دیگر بتواند کمک بگیرد. لذا اگر چه در فرهنگ اسلامی، لذّات هدف و محور نیستند، اما به عنوان عامل مهمّی که بدون آن نه عبادت و نه اقتصاد به سر منزل نخواهد رسید، مورد توجه قرار گرفته است.1 به همین مظور فرهنگ اسلام، تفریح و انجام فعالیت های فرح2 بخش را از ابزارهای مناسب رفع غفلت و ایجاد نشاط روحی برای ادامه زندگی توحیدی می داند.بهره مندی هدفمند از نعمت های حلال دنیوی در آیات قرآن3و از سوی اولیای دین بسیار توصیه شده است، تقسیم بندی اوقات زندگی مومن و قرار دادن بخشی از آن برای این امور، از مصادیق این سفارش هاست4اما متاسفانه مفاهیم دینی از این جهت برای مردم به درستی تبیین نشده و شاید در تلقی عمومی، دین به عنوان عنصری سخت گیرانه و مخالف با تفریح وشادی شناخته شده باشد. از سوی دیگر نوع نگاه فرهنگ اسلامی به مقوله تفریح و نشاط تفاوت های فراوانی با نگرش غرب به این مساله داردکه بررسی اصول کلی حاکم بر سبک زندگی غربی ما را با این تفاوت های بنیادین آشنا خواهد کرد. مرحوم شهید آیت الله بهشتی از متفکرینی بود که بر مساله تفریح و فعالیت های فرح بخش در معرفت دینی بسیار تاکید می نمود و معتقد بود اساساً تعالیم صوفیه و اشخاص زاهد منش، دین را مخالف استفاده های حلال از نعمت های دنیوی تفسیر کرده اند، دین اسلام مطابق فطرت آدمی است و فطرت هیچ گاه با تفریح و نشاط ناسازگاری ندارد5.
در دستورات دینی، سفارشهايي كه براي تبسّم و خنده رویی، پوشيدن لباسهاي شاد و روشن، بوي خوش، نظافت و پاكيزگي،نظم در امور، مسافرت و تفريح، حضور درطبيعت و نگريستن به سبزه و آب، مهرباني و محبت، زدودن كينه و حسد، شوخي و مزاح بدون تمسخر، ادخال سرور در قلب مردم، ورزش و فعالیت های جسمانی، صله رحم، تغذیه سالم و.... شده است، همه براي ايجاد فضاي شادي و راندن غم و اندوه و در نتيجه تجديد قوا براي ادامهي حركت تكاملي است، البته به شرطی که این امور در محدوده شرع انجام پذیرد و به معصیت آلوده نشود6. در ادامه به برخی دیگر از اثرات مفیدی که تفریح در ماهیت زندگی انسانی دارد اشاره می شود:
1- آسایش و آرامش روحی برای سیر و سلوک دینی:
دین اسلام، برای تمام ابعاد زندگی بشر برنامه دارد و تمام دستورات آن برای رشد تمام استعدادهای ظاهری و باطنی انسان وضع شده است7. به همین منظور، تنظیم نیازهای جسمی انسان و قرار دادن برنامه ی مناسب جهت تامین آن ها از کارکردهای مهم دستورات دینی به حساب می آید. اسلام با در نظر گرفتن این مساله، راه را برای رشد و تعالی روحی و معنوی شخص هموار می کند و با رهبانیت و ترک مطلق مواهب دنیوی بسیار مخالف است8.
2- انعطاف شخصیتی و رشد فضایل اخلاقی:
چند بعدی بودن ماهیت انسانی، به این معنی است که برنامه زندگی او باید از منبعی سرچشمه گرفته باشد که برتمامی این ابعاد و نحوه شکوفایی آن آگاه باشد. برای همین انسان ها نیازبه دینی کامل دارند. تعالیم دینی و روایات معصومینعلیهم السلام بر تفریح و نشاط به عنوان عاملی مهم برای افزایش انعطاف شخصیت مومنین و از میان رفتن سخت گیری های نابجا دلالت دارد9.
هر زیستنی زندگی نیست
در جهانبینی الهی هر زیستنی زندگی نیست، بلکه باید برخی اقتضائات مانند خداشناسی و توحید در آن موجود و برخی موانع هم چون ذلتپذیری و معصیت در آن مفقود باشد تا اسم زندگی بر آن صدق کند. حضرت على(علیه السلام): اجْعَلوا ـعبادَ اللّهِـ اجتهادَکُمْ فی هذِه الدُّنیا التَّزَوُّدَ مِن یومِهاالقَصیرِ لیومِ الآخِرهِ الطّویلِ، فإنَّها دارُ عَمَلٍ و الآخِرهُ دارُالقَرارِ و الجَزاءِ؛ بندگان خدا! بکوشید تا از چند روزه دنیا براى آخرت که دورهاش دراز وطولانى است، توشه بر گیرید؛ چه، دنیا سراى عمل است و آخرت سراى بقا و جزا(الکافی، ٨/١٧٤/١٩٤). إنّما الدُّنیا دارُ مَجازٍ و الآخِرهُ دارُ قَرارٍ، فَخُذُوا مِن مَمَرّکُملِمَقَرِّکُم؛ همانا دنیا سراى گذر است و آخرت سراى ماندن؛ پس، از گذرگاه خود براىاقامتگاهتان توشه برگیرید(نهجالبلاغه، خطبهی ٢٠٣). إنّما الدنیا مُنتهى بَصَرِ الأعمى، لا یُبصِرُ مِمّا وراءَها شیئاً والبَصیرُ یَنفُذُها بَصَرُهُ و یَعلَمُ أنّ الدارَ وراءَها، فالبصیرُ مِنها شاخِصٌ و الأعمى إلَیها شاخِصٌ و البصیرُ مِنها مُتزوِّدٌ و الأعمى لها مُتزوِّدٌ؛ همانا دنیا آخرین دید رس انسان کور است و فراتر از آن را نمىبیند، اماشخص بینا و با بصیرت نگاهش را از دنیا فراتر مىبرد و مىداند که سراى حقیقى دروراى این دنیاست. پس بینا از دنیا دل برکَند و کور به آن روى آورد. شخصِ بابصیرت از آن توشه بر مىدارد و کور براى آن توشه فراهم مىآورد(نهجالبلاغه، خطبهی ١٣٣).
عامل خوشی و سعادت زندگی
در جهانبینی الهی، یاد خدا عامل خوشی و سعادت زندگی انسان است. مطابق این جهانبینی، خوشی و سعادت زندگی در خوردن و آشامیدن و بهرهگیری هر چه بیشتر از مواهب مادی نیست، بلکه درقرآن کریم آمده است: «وَ مَنْ أعْرَضَ عَنْذِکْرِی فَإنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکا وَ نَحْشُرُهُ یَومَ القیامَهِ أعمى... وَکَذلِکَ نَجْزِی مَنْ أَسْرَفَ وَ لَمْ یُؤْمِنْ بِآیَاتِ رَبِّهِ وَ لَعَذَابُالاْخِرَهِ أَشَدُّ وَ أَبْقَى؛ هر کس که از یاد من دلبگرداند زندگى تنگى خواهد داشت و در روز رستاخیز نیز او را نابینا محشور میکنیم... و این چنین هر که را زیادهروى کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده،سزا مىدهیم، هر آینه عذاب آخرت سختتر و پایدارتر است.»(سورهی طه، آیات ١٢٤ تا ١٢٧)حضرت على(علیه السلام): اُذکُرُوا اللّه َ ذِکراً خالِصاً تَحْیَوا بِهِ أفضَلَ الحیاهِ وتَسلُکُوا به طُرُقَ النجاهِ؛ خدا را خالصانه یاد کنید، تا بهترین زندگى را داشته باشید و با آن راهنجات را بپویید(بحار الأنوار، ٧٨/٣٩/١٦).
بیارزش بودن زندگی مادّی دنیوی
در جهانبینی الهی، اگر دنیا ارزشی دارد، از آن حیث است که میتواند ابزاری باشد برای نیل به سعادت اخروی و زندگی واقعی وگرنه به سبب زوالپذیری و و توأم بودن آن با سختیها و... ارزش واقعی ندارد و جز بازیچهای موقتی برای کسانی که از خدا غافل شدهاند نیست. لذا قرآن کریم میفرماید: «وَ ما هذِهِ الْحَیاهُالدُّنْیا إِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الاْخِرَةَ لَهِیَالْحَیَوَانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ این زندگانى دنیا چیزى جزسرگرمى و بازى نیست. زندگانى واقعى سراى آخرت است، اگر مىدانستند.»(سورهی عنکبوت، آیهی ٦٤)«بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَالدُّنْیَا وَ الاْخِرَةُ خَیْرٌ و أبْقَى بلکه زندگى دنیا را بر میگزینند، در حالى که آخرت بهتر و ماندگارتر است.»(سورهی الأعلى، آیات ١٦ و ١٧) «فَأَمّا مَنْ طَغَى وَآثَرَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوَى پس هر که طغیان کرده وزندگى این جهانى را برگزیده، جهنم جایگاه اوست.»(سورهی النازعات، آیات ٣٧ و ٣٩) «وَ ما الْحَیاةُ الدُّنْیاإلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدّارُ الآخِرَهُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أ فَلاَتَعْقِلُونَ و زندگى دنیا چیزى جزبازیچه و لهو نیست و سراى آخرت براى پرهیزگاران بهتر است، آیا نمىاندیشید؟»(سورهی أنعام، آیهی ٣٢)
متأثر بودن خوشی و ناخوشی «زندگی»
بر حسب جهان بینی الهی، خوشی و ناخوشی دنیا صرفاً متأثر از بهرهمندی یا فقدان امکانات مادی دنیوی نیست، بلکه اساساً، در جهانبینی الهی، از عوامل غیرمادی خوشی و شیرینی زندگی تعریف دیگری دارد و عوامل فراهمکنندهی مجزایی برای آن تعریف شده است؛ برخی از آنها عبارت است از:
رسول اکرم(صلی الله علیه و آل): مُداراهُ النّاسِ نِصفُ الإیمانِ و الرِّفقُ بِهِم نِصفُ العَیشِ؛ مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمى و مهربانى کردن با آناننصف زندگى است(الکافی، ٢/١١٧/٥).
حضرت على(علیه السلام): ما زالَتْ نِعمَهٌ و لا نَضارَهُ عَیشٍ إلاّ بذُنوبٍ اجتَرَحُوا، إنّاللّه َ لَیسَ بِظَلاَّمٍ لِلعَبیدِ هیچ نعمتى و هیچ خرّمى زندگىاى زایل نشد، مگر به سبب گناهانى که مرتکبشدند؛ زیرا خداوند به بندگان ستم نمىکند(الخصال، ٦٢٤/١٠). السّهَرُ أحَدُ الحیاتَینِ شبزندهدارى یکى از دو زندگى است(غرر الحکم، ١٦٨٤). لا تَهنَأُ حیهاٌ مَعمَخافَهٍ و عدمُ العقلِ عدمُ الحیاهِ، و لا تُعاشَرُ الأمواتُ زندگى توأم با ترس گوارا نیست. نابخردى نیز مُردن است و کسى با مردگانمعاشرت نمىکند(غرر الحکم، ٣٧٨٥).
امام صادق(علیه السلام): یَعیشُ النّاسُ بإحسانِهِم أکثرَ مِمّا یَعیشُونَ بأعمارِهِم ویَموتُونَ بذُنوبِهِم أکثرَ مِمّا یَموتُونَ بآجالِهِم مردم بیش از آنکه با عمر خود زندگى کنند، با احسان و نیکوکارى خویش مىزیند و بیش از آن که به سبب فرا رسیدن اجل خود بمیرند، بر اثر گناهان خویش مىمیرند(بحار الأنوار، ٥/١٤٠/٧).
پرهیز از دلبستگی
در جهانبینی الهی، عدم توجّه افراطی به زندگی دنیوی و استفاده از مواهب مادی در حدّ نیاز نه تنها اشکالی ندارد، بلکه ضرورت و مقتضای تداوم حیات مادی است؛ ولی هرگونه دل بستگی و توجّه افراطی بدان مورد نکوهش واقع شده است: رسول اکرم(صلی الله علیه و آل): إنَّ اللّه َ تَعَالى یُعطی الدُّنیا على نِیّهِ الآخِرهِ وأبى أنْ یُعطیَ الآخرهَ على نِیّهِ الدُّنیا خداوند متعال دنیا را با نیّت آخرت به آدمى مىدهد، اما از دادن آخرتبا نیّت دنیا اِبا دارد(جامعالصغیر، ١/٢٩٢/١٩١٧).مَن أصبَحَ و أمسى و الآخِرهُ أکبرُ هَمِّهِ جَعلَ اللّه ُالغِنى فی قلبِهِ و جَمَع لَه أمرَهُ، و لَم یَخرُج مِن الدُّنیا حتّىیَستکمِلَ رزقَهُ و مَن أصبحَ و أمسَى و الدُّنیا أکبرُ هَمِّهِ جَعَلَ اللّه ُالفَقْرَ بینَ عینَیهِ و شتَّتَ علَیهِ أمْرَه و لَم یَنَلْ مِن الدُّنیا إلاّ ماقُسِمَ لَهُ هر آن کس که در شب و روز بزرگترین همّش آخرت باشد، خداوند بىنیازى را در دل او جاى مىدهد و کارش را سامان مىبخشد و از دنیا نمىرود، مگر وقتىکه روزىاش را کامل دریافت کرده باشد و هر آن کس که شب و روز، بزرگترین همّش دنیاباشد، خداوند فقر را در بین دو چشم او قرار مىدهد(همیشه چشمش گرسنه دنیا است) وکارش را پریشان مىسازد و از دنیا به چیزى بیش از قسمت خود نمىرسد(بحار الأنوار، ٧٧/١٥١/١٠٤).
حضرت على(علیه السلام): اُحَذِّرُکُمُ الدنیا، فَإنّها غَرّارهٌ، و لا تَعدُو ـإذا هِیَ تَناهَتْ إلىاُمْنِیَّهِ أهلِهاـ ما قالَ اللّه ُ عزّ و جلّ: «و اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیاهِ الدُّنیا کَماءٍ أنزَلْناهُ مِنَالسماءِ فاختلَطَ بِهِ نَباتُ الأرضِ فأصبَحَ هَشیما تَذْرُوهُ الرِیاحُ و کانَاللّه ُ عَلى کلِّ شَیءٍ مُقتَدِرا» شما را از دنیا پرهیز مىدهم؛ زیرا که بسیار فریبنده است ـو زمانى هم کهدنیاپرستان به آرزوى خود برسندـ دنیا از این توصیف خداوند عزّ و جلّ فراتر نیست که «براى آنان زندگى دنیا را مثل بزن که مانند آبى است که آن را از آسمان فرو فرستادیم، سپس گیاه زمین با آن درآمیخت و چنان خشک گردید که بادها پراکندهاشکردند و خداست که همواره بر هر چیزى تواناست.»(سورهی کهف، آیهی ٤٥) و(نهجالسعاده، ٣/٢٨٤) امام صادق(علیه السلام): مَن أحَبَّ الحیاهَ ذَلَّ هر که شیفته زندگى شود، خوار گردد(الخصال، ١٢٠/١١٠).
پانوشت:
1برای مطالعه بیشتر ر.ک جوادی آملی، عبدالله، تفسیر انسان به انسان و جعفری، محمدتقی، شناخت انسان در تصعید حیات تکاملی.
2واژه فرح در لغت به معنای مخالف حزن و اندوه استو عبارت است از لذت قلب و روح از رسيدن به آنچه ميل دارد.
3قرآن کریم در خطاب به پیامبر گرامی اسلام می فرماید: «لا تنسَ نصیبَک من الدنیا»، سوره مبارکه قصص، آیه 77.
4پیامبر اکرم(ص): خردمند اوقات روزانه اش را به چهاربخش تقسیم می کند: بخشی از آن را برای بهره جویی حلال قرار می دهد....، معانی الاخبار، ص334.
5«باید با تلاش و همت در این زمینه ها امکانات تفریح و نشاط را با سهلترینشرایط، در اختیار قشرهای جامعه قرار داد. دوستان علاقهمند ما بدانند که خرج کردن در این راه، انفاق فی سبیل الله و خرج کردن در راه خداست. ایجاد مدرسه، ایجاد وسیله سرگرمی، ایجاد باشگاه، ایجاد گردشگاه، تنظیم برنامههای مسافرتی دسته جمعی و امثال اینها، از واجبات قشر شماست.باید برای پسران و دختران برنامههایی تهیه کرد تا احساس نکنند به حکم ایمان و به حکم پایبندی به دین از مواهب زندگی کاملا محرومند. احساس این محرومیت خطری بزرگ برای ایده و هدفی است که ما به آن احترام میگذارید...»، سخنرانی شهید دکتر بهشتی در اردوی تابستانی مدرسه رفاه.
6امام کاظم(ع): برای خویش از لذایذ حلال دنیا بهره ای در نظر بگیرید، تا حدی که به بی مبالاتی و اسراف نرسد. تحف العقول، ص 409.
7برای مطالعه بیشتر ر.ک مطهری،مرتضی، انسان کامل.
8امام کاظم(ع): کسی که دنیایش را برای دینش رها کند از ما نیست. تحف العقول، ص410.
9پیامبر اکرم(ص): به سرگرمی و بازی بپردازید، زیرا دوست ندارم سختگیری و خشونت در دینتان مشاهده شود. الجامع الصغیر، ج1، ص239.
منابع:
- قرآن کریم
1. الآمدی التمیمی عبدالواحد؛غررالحکم و دررالکلم،بیروت،موسسهالأعلمی،چ1؛1407ق.
2. احمد بن فارس بن زکریا،معجم مقاییس اللغة،2جلد، قم،مکتب الاعلام الاسلامی،1404ق.
3. جوادی آملی، مبادی اخلاق در قرآن؛ قم؛ اسراء؛ چ پنجم؛1385.
4. حرّانی ابن شعبه، تحف العقول،قم،موسسه النّشر الاسلامی،1404ق.
5. چوپانی یدالله؛ دین و شادمانی؛ قم؛موسسه فرهنگی سماء، چ1؛1383.
6. دهشیری حسن و جعفری اریسمانی رحمت؛ زیبایی های عاشورا؛ قم؛ نشرروح؛ چ اول؛1383.
7. دیلمی احمد و آذربایجانی مسعود، اخلاق اسلامی، قم، دفتر نشر معارف، چ سی و پنجم، 1384
8. رازی نجم الدین؛ مرصاد العباد؛اهتمام محمدامین ریاحی؛تهران؛نشرعلمی وفرهنگی؛چ10؛1383.
9. راغب اصفهانی، مفرادات الفاظ قرآن الکریم، قم، طلیعه النور، چ الاولی، 1426 ق.
10. سراج ابونصر؛ ترجمه اللمع فی التصوف، مترجم : مهدی مجتبی؛ تهران؛ اساطیر؛ چ اول؛1382.
11. سید علوی سید ابراهیم؛ چگونه معاشرت کنیم، تهران؛ رسالت قلم؛ چ چهارم؛ 1366.
12. شریفی احمد حسین؛ آیین زندگی، قم؛ دفتر نشر معارف؛ چ یازدهم؛ 1384.
13. الطریحی فخرالدین؛ مجمع البحرین،تحقیق؛احمد الحسینی؛نشر فرهنگ اسلامی؛چ2؛1367.
14. طوسی خواجه نصیرالدّین؛شرح الاشارات والتنبیهات؛تحقیق حسن زاده آملی؛قم،بوستان؛1384.
15. عطّارنیشابوری فریدالدّین؛تذکرة الاولیاء،مصحّح محمداستعلامی؛تهران، زوار؛چ12؛1380.
16. غنی قاسم؛ تاریخ تصوف در اسلام؛ تهران؛ زوار؛ چ ششم،1374.
17. الغیومی احمد بن محمد بن علی المقری، المصباح المنیر، ج 1 و 2، قم، دار الهجره، 1414 ق
18. قشیری ابوالقاسم؛ ترجمة رسالة قشیریه؛ مترجم ابوعلی حسن عثمانی؛ مصحح بدیع الزّمان فروزانفر؛ تهران؛ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی؛ چ هفتم؛1381.
19. کاشانی کمال الدّین عبدالرّزاق؛شرح منازل السائرین،تحقیق محسن بیدارفر؛قم،بیدار؛چ3؛1385.
20. گوهرین سید صادق؛ شرح اصطلاحات تصوف؛ تهران؛ زوار؛ چ اول،1386.
21. مجلسی محمد باقر، بحار الانوار، 111 جلد، بیروت، دارالاضواء، 1413 ق
22. مهدوی کنی محمدرضا؛ نقطه های آغاز در اخلاق عملی؛بی جا؛ نشر فرهنگ اسلامی،چ1؛1371.
23. محمدی ری شهری؛ میزان الحکمه؛ بی جا، مکتب الاعلام و الاسلامی، چ اول،1386.
24. مصباح یزدی محمدتقی؛ اخلاق در قرآن، تحقیق و نگارش محمد حسین اسکندری، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چ اول؛1386.
25. مکی ابوطالب؛ قوت القلوب؛ بی جا، دارصاد؛ بی تا
26. نوری میرزاحسین، مستدرک الوسایل، قم، موسسه آل البیت، 1407 ق.
27. نیکلسن رنالدالین؛ عرفان عارفان مسلمان؛ ترجمه اسدالله آزاد؛ مصحح سید علی نقوی زاده؛ مشهد؛ دانشگاه فردوسی؛ چ اول؛1372.
28. نراقی ملااحمد؛ معراج السعاده؛ قم؛ هجرت، چ هشتم؛،1381.

