شكوهمندترين عبادت در ماه رجب
عمره، زيارت خانه خدا و از شكوهمندترين مراسم و اعمالي است كه همه ساله ميليون ها دل باخته كعبه، از ديار خود عاشقانه به سويش پر مي كشند تا با انجام آن، هر يك به ميزان آگاهي و شعور خويش، بهره اي برگيرند و قلب خود را از عشق و محبت خدا لبريز كنند.«عمره»، در لغت به معناي زيارت است و آن از«عماره» گرفته شده، زيرا زائر بيت الله به وسيله زيارت خانه، سبب آباداني آن جا مي شود.[جواهر، ج20، ص441] امّا بهترين وقتِ آن در ماه رجب است كه روايات زيادي در فضيلت و برتري آن وارد شده است.[غنية النزوع، ص 197، وسائل الشّيعة، ج14، صص303 ـ 301] از اين عبادت و عمل معنوي، در قرآن كريم و روايات اهل بيت عليهم السّلام با تعابير و عبارات گوناگون ياد شده است:
«عمره» در قرآن
با تعبير«عمره»: وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ للهِِ....[ بقره: 196] و با تعبير«اعتمر»: إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوْ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ....[بقره: 158]
«عمره» در روايات
براساس روايات متعدد از«عمره» به حجّّ اصغر ياد شده و آثار و فوايد حجّّ بر آن مترتب شده است. چنان كه از پيامبر(ص) روايت شده:«للحاجّ والمعتمر احدي ثلاث خصال: امّا يقال له: قد غفر لك ما مضي و ما بقي و امّا بقال له: قد غفرلك ما مضي فأستأنف العمل و اما بقال له: قد حفظت في اهلك و ولدك و هي أخسهن؛ براي حاجي و عمره گذار سه ويژگي است يا به او گفته مي شود: گذشته و آينده تو آمرزيده شد و يا به او گفته مي شود گذشته تو آمرزيده شد و از نو زندگي را شروع كن و يا به او گفته مي شود؛ همسر و فرزندانت در پناه خدا بودند و اين كمترين فايده حجّّّ و عمره است».(وسايل الشيعه، ج 11، ص 106). گفتني است اين تفاوت ها براساس كيفيت برگزاري حجّّ و عمره و شدت و ضعف معرفت و عمل حاجي و عمره گذار است.
عمره رجبيه در روايات:
خوشا به حال کساني که در ايّام پربرکت ماه رجب در کنار کعبه يعني زادگاه حضرت علي عليه السّلام به انجام مراسم عمره توفيق يابند و در زادروز مولود کعبه به نشانه ارج نهادن بر پايمردي قهرمان توحيد، پروانه وار بر گرد سمبل توحيد طواف کنند. رسول خدا(ص) در اين باره فرمود: افضل العمره، عمره رجب(تفسير العيّاشي، 1/88/223) شيخ طوسي نيز از ائمه عليه السّلام روايت ميكند كه: ان العمرة في رجب، تلي الحجّّّ في الفضل(مصباح المتهجد: 798). روايت شده كه امام علي بن الحسين عليه السّلام در ماه رجب، معتمر ميشد و شب و روز در مناجات بود و پيوسته سجده ميكرد و مكرراً ميفرمود: عظم الذّنب من عبدك، فليحسن العفو من عندك. زائراني كه در رجب المرجّب ـ ماه خدا ـ توفيق حضور در ضيافت الهي در مكّه و مدينه مييابند، قدر اين نعمت بزرگ را بدانند و با مراجعه به كتب ادعيه ـ به ويژه مفاتيح الجنان ـ و انجام كامل اعمال و عبادات و نيايشهاي مأثوره اين ماه، حلاوت بندگي و رستگاري و نزديكي به خداوند متعال را با تمام وجود تجربه كنند. انجام«عمره»، در ماه رجب فضيلت فراوان دارد. طبق روايات اهل بيت عليه السّلام«عمره» در ماه رجب فضيلتى همرديف حجّّ(تمتع) دارد. انجام عمره در ماه رجب فضيلت فراوان دارد. طبق روايات اهل بيت عليهم السّلام«عمره» در ماه رجب فضيلتى هم رديف حجّّ دارد. در روايتى از امام صادق عليه السّلام آمده که از حضرت پرسيدند«عمره در ماه رجب افضل است يا ماه رمضان؟» فرمود:«عمره در ماه رجب افضل است». و نيز در روايت ديگرى از امام صادق عليه السّلام آمده است: أَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضيلت ترين عمره، عمره در ماه رجب است».(مفاتيح نوين، صفحه 619) عمره رجبيه فضيلت بسياري دارد و در فضائل آن روايات فراوان وارد شده است، از جمله:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام«أَنَّهُ سُئِلَ أَيُّ الْعُمْرَةِ أَفْضَلُ، عُمْرَةٌ فِي رَجَب، أَوْ عُمْرَةٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ؟ فَقَالَ: لاَ بَلْ عُمْرَةٌ فِي شَهْرِ رَجَب أَفْضَلُ».«از امام صادق عليه السّلام سؤال شد كدام عمره فضيلت بيشتري دارد است، عمره رجبيه يا عمره ماه رمضان؟ حضرت فرمود: خير، بلكه عمره در ماه رجب برتر و افضل است». [وسائل الشّيعة، ج14، ص300]
معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود:«المعتمر، يعتمر في أيّ شهور السنة شاء، «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ «عمره گزار در هر ماه از سال مي تواند عمره انجام دهد و افضل عمره ها، عمره رجب است.»[وسائل الشّيعة، ج14، ص303]
زراره از امام باقر عليه السّلام نقل مي كند كه حضرت فرمود:«أفضل العمرة عمرة رجب».«بهترين عمره، عمره اي است كه در ماه رجب انجام شود.»[وسائل الشّيعة، ج14، ص301]
از امام صادق عليه السّلام پرسيدند:«أيّ العمرة أفضل، عمرة في رجب أو عمرة في شهر رمضان؟ فقال: لا، بل عمرة في رجب أفضل».«فضيلت كدام عمره بيشتر است، عمره ماه رجب يا عمره در ماه رمضان؟ حضرت در پاسخ فرمود: نه، بلكه عمره در ماه رجب افضل است.»[وسائل الشّيعة، ج14، ص301]
از امام صادق عليه السّلام نقل شده که حضرت محمّد(ص) فرمود: رجب ماه استغفار امّت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش کنيد که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را«اصب» مي گويند زيرا که رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مي شود پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبة(مفاتيح الجنان، ص 228) شيخ مفيد گفته است: عمره رجبيه فضيلت بسياري دارد و در فضائل آن روايات فراوان وارد شده است، امام صادق عليه السّلام فرمود: عمره بر مردم واجب است مثل حجّّ و افضل عمره، عمره رجب است.(شرح زيارت رجبيه، شيخ محمّد باقر بيرجندي، ص 129 - 130) المراقبات، ص 108) هم چنين خواندن زيارت امام حسين عليه السّلام در آغاز و ميان اين ماه توصيه شده است(شرح زيارت رجبيه، شيخ محمّد باقر بيرجندي، ص 129 - 130 و المراقبات، ص 108)خوشا به حال کساني که در چنين ايام پربرکتي در کنار کعبه يعني زادگاه حضرت علي عليه السّلام به انجام مراسم عمره توفيق يابند و در زادروز مولود کعبه به نشانه ارج نهادن بر پايمردي قهرمان توحيد، پروانه وار بر گرد سمبل توحيد طواف کنند.
اشارات عرفاني عمره
1. به بزرگي گفتند: حجّّ«همّت» است يا«قسمت» فرمود: نه همّت است نه قسمت بلکه«دعوت» است. مواظب باشيم که آداب ميهماني را رعايت کنيم.
2. خدايا به چه زباني شکر تو گويم که مرا لايق دانستي و توفيق عمره رجبيه دادي. پيامبر(ص) فرمود: برترين عمره، عمره رجب است(تهذيب الاحکام، 5/433).
3. خدايا چون ميهمان تو هستم و تو جز قلب پاک را خريدار نيستي، کينهها و عداوتها را کنار گذاشتم و از همه حليّت طلبيدم.
4. خدايا: اموالم را پاک کردم و تمام حقوق الهي(خمس، زکات و...) و حقالناس را پرداخت کردم چون اگر با لباس ناپاک محرم شوم و بگويم: لبيک تو خواهي فرمود: لا لبيک و لا سعديک.
5. به هنگام خروج از منزل به نيت توبه از گناه و پاک شدن براي سفر حجّّ غسل کردم.
6. با دادن صدقه بخل را از خود دور کردم و از ادعيه سفر(11 بار سورهي توحيد سوره قدر آيةالکرسي و معوذتين) غفلت نکردم.
7. چون باطن حجّّ ولايت است، تربت امام حسين عليه السّلام و انگشتر عقيق بر ميدارم.
8. به هنگام خريد لباس احرام، به ياد کفن و پيچيدن خود در آن ميافتم.
9. ميدانم که لباس احرام شبيه لباس مرگ است، همان طوري که خانه خدا را با لباسي که مخالف عادت است زيارت ميکنم پس از مرگ نيز خداوند را در لباسي که متفاوت با لباس اهل دنيا است ديدار خواهم کرد.
مدينه منوّره
کُلُّنا فداکَ يا رَسُولَ اللهِ السّلامُ عَليکَ يا رَسُول الله و علي اهل بيتک الطاهرين. سلامٌ من الرّحمنِ نَحوَ جِنَابِکُمْ // فَإنَّ سَلامِي لايَلِيقُ بِبَابِکُمْ.
1. خدايا: ميدانم كه محبت حبيب ا... انسان را محبوب تو ميكند.
2. خدايا: ميدانم كه انسان با محبوبش محشور ميشود، پس مرا با اهل بيت محشور كن.
3. خدايا ميدانم كه زندگي و مرگ پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم يكسان است لذا در حضور حضرت صدايم را بلند نميكنم.
4. خدايا: در حضور پيامبر با يكديگر مؤانسه نميكنيم و سخني را كه در آن اثري از حكمت و معرفت نيست ترك ميكنيم.
5. خدايا ميدانم كه مجلس پيامبر مجلس علم وحكمت است، نه محفل انس و سرگرمي.
6. خدايا: ميدانم كه در مدينه بايد سميع وبصير بود، نه اينكه اوقات خود را به گفتوشنود درباره مسائل دنيا و مؤانسههاي صوري گذراند.
7. خدايا ميدانم كه بد خوري، پر خوري، مجلس وقت گذراني داشتن در مسافرخانهها و پرسه زدن در كوي و برزن و مانند اينها مانع لذت مناجات و زيارت در مدينه است.
8. خدايا: ميدانم كه پرخوري با هوشمندي، و تبعيت از شهوات نفساني با حكيم بودن، و مصمم بودن با سورچراني سازگار نيست.
9. خدايا مي دانم كه ميهمان رسول خدا نوراني شده و انسان نوراني به طبيعت تيره وامور بي ارزش مادي چشم نميدوزد.
10. خدايا: ميدانم كه حرم مطهر ائمه بقيع بيوت رفيع حق است، لذا با كفش وارد حرم مطهر ائمه بقيع نميشوم.«فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى»(طه/ 12).
11. خدايا: ميدانم كه اگر تغيير كنم ائمه بقيع در روح من به اذن تو اثر گذاشتهاند.
12. خدايا: ميدانم كه اين آيه شريفه«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»(نساء/ 64) در تمام 5 زيارت رسول اعظم آمده، لذا ما با بار گناه فراوان نزد رسولت آمدهايم و اميدواريم كه توبه ما را بپذيري.
13. خدايا با كمال ادب و فروتني به پيامبرت عرض ميكنيم: يـَـا خَيرَ مَنْ دُفِنَتْ بِالقَاعِ اَعْظُمُهُ // فَطَابَ مِنْ طِيبِهِـنَّ اَلْقَاعُ وَ الاَكُمْ. نَفسِـيَ الفِــدَاءُ لِقَبْرٍ اَنْتَ سَاكِنُهُ // فِيهِ اَلعِفَافُ وَ الْجُـــودُ وَ الْكَـَـرمُ.اي بهترين كسيكه جسد مطهرش در اين خاك دفن شده است. كه ازبوي خوش بدن حضرت آن سرزمين خوش-بو شده است. جان من به فداي قبري كه تو در آنجا ساكن هستي. آنجا مركز پاكدامني، بخشش و كرم است.(در ضمن اين ابيات در ضريح مطهر نبوي نوشته شده است.)
14. ميدانم که مدينه حرم رسول خدا است(از«عير» تا«ثور»)(کنزالعمال، 12/231) لذا سعي ميکنم حُرمت حرم را نگه دارم.
15. ميدانم که پيامبر(ص) فرمود: ايمان به مدينه باز ميگردد، آن گونه که مار بر لانه خود، باز ميگردد(کنزالعمال: 12/230) اين حديث در روضه مبارکه نوشته شده است.
16. ميدانم که مدينه تنها شهري است که شش معصوم عليه السّلام را در خود جاي داده است.
17. ميدانم که يک نماز در مسجد پيامبر برابر با هزار نماز در مساجد ديگر است بجز مسجدالحرام(الکافي: 4/556).
18. ميدانم زرنگ واقعي کسي است که از هميشه بيشتر در مسجدالنبي نماز بخواند«اعْلَمُوا أَنَّ الرَّجُلَ قَدْ يَكُونُ كَيِّساً فِي أَمْرِ الدُّنْيَا فَيُقَالُ مَا أَكْيَسَ فُلَاناً فَكَيْفَ مَنْ كَانَ كَاسَ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ»(تهذيبالاحکام، ج 6، ص 19، ح 43).
19. ميدانم که پيامبر(ص) فرمود: هر کس چهل نماز در مسجد من بخواند بي آنکه حتي يک نماز او فوت شود براي او برائت از دوزخ نوشته ميشود و از نفاق هم پاک ميشود(کنزالعمال، ج 12، ص 259، ح 34939).
20. ميدانم کسي که در مقابل قبر مطهّر پيامبر بايستد و آيه:«إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»(احزاب/ 56) را تلاوت کند سپس هفتاد مرتبه بگويد:«صلّي اللهُ عَليْکَ يا مُحَمَّدُ و أهلِ بَيتِکَ» آنگاه فرشته ندا ميدهد«صلوات خدا بر تو باد اي فلاني» و حاجتي باقي نميماند مگر اينکه برآورده ميشود.
21. چون وارد مدينه شوم سعي ميکنم روز چهارشنبه پنجشنبه و جمعه روزه بگيرم(الکافي، 4/558/3).
22. ميدانم پيامبر(ص) فرمود: ميان منبر و خانهام، بوستاني از بوستانهاي بهشت است(اين حديث در روضه نوشته شده)(الکافي: 4/553/1).
23. ميدانم که پيامبر خدا(ص) فرمود: خداوند متعال دو فرشته آفريده است که هر کس از شهرهاي شرق و غرب به من سلام دهد، سلام را به من ميرسانند، به جز کسي که در خانهي خودم بر من سلام دهد که خودم پاسخ سلام او را ميدهم(کنزالعمال، 4/553/5).
24. ميدانم که پيامبر(ص) فرمود: هر کس به زيارت من بيايد، روز قيامت شفيع او خواهم بود(حجّّ و عمره در قرآن و حديث، الکافي: 4/543/3).
25. ميدانم که بايد قبل از ورود به حرم نبوي غسل کنم و پاکيزهترين لباسهايم را بپوشم و با پاي راست وارد شوم و بگويم:«وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا»(اسراء/ 80).
26. ميدانم وقتي خواستم از مدينه خارج شوم بايد غسل کرده نزد قبر پيامبر(ص) بروم و بگويم:«اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ فَإِنْ تَوَفَّيْتَنِي قَبْلَ ذَلِكَ فَإِنِّي أَشْهَدُ فِي مَمَاتِي عَلَى مَا شَهِدْتُ عَلَيْهِ فِي حَيَاتِي أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ»(الکافي: 4/562/1).
27. ميدانم که نماز خواندن در مسجد قبا، مانند گزاردن يک عمره است(حجّّ و عمره در قرآن و حديث؛ کنزالعمّال: 12/263/34962).
28. از اين که ميبينم در بالاي ضريح مطهر پيامبر گرامي(ص) نوشته:«نبي عظيم خلقه...» و اينکه خداوند فرمود:«وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» ميفهمم که بزرگترين سوغات اين سفر خلق خوش نبوي است.
29. ميدانم هر بار که به مسجدي بروم دو رکعت نماز تحيّت دارد.
30. چون به زيارت کريم اهلالبيت در بقيع رفتم فهميدم که بايد اهل جود و بخشش و مهماننوازي باشم.
31. چون به زيارت امام سجاد عليه السّلام رفتم به ياد پيشاني پينه بسته حضرت افتادم و تصميم گرفتم که در شبانهروز حداقل يک سجده طولاني داشته باشم که بهترين حالت نماز سجده است.
32. چون به زيارت باقرالعلوم عليه السّلام رفتم تصميم گرفتم که تا زندهام در تحصيل و نشر معارف اهل بيت کوتاهي نکنم.
33. چون به زيارت صادق آل محمّد رفتم يادم آمد که به هنگام ارتحال فرمود: هر کس نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما نميرسد. لذا تصميم گرفتم که هميشه نمازم را به اول وقت و در صورت امکان به جماعت بخوانم.
34. چون خواستم صديقه طاهره را زيارت کنم به ياد رنجهاي فراوان و غربت شديد حضرت براي دفاع از اسلام افتادم و بدون اختيار اشکم جاري شد. لذا تصميم گرفتم من براي دفاع از دينم سختيها و مشکلات را تحمل کنم.
ميقات
1. به هنگام تعويض لباس: خدايا لباس نافرماني را از تن در آوردم و لباس بندگي پوشيدم و خود را از ريا و دورويي و ورود به شبههها برهنه كردم.
2. به هنگام غسل: خدايا خود را از اشتباهات و گناهان شستشو ميدهم و بانور توبه خود را پاكيزه ميسازم.
3. به هنگام پوشيدن لباس احرام: خدايا هرچه را بر من روا نداشتهاي بر خود حرام كردم.
4. پس از پوشيدن لباس احرام آنچه مرا از ياد خدا باز ميدارد و مانع طاعت الهي ميشود بر خود حرام کردم.
5. به هنگام بستن پيمان حجّّ: خدايا هر پيمان غيرالهي را گشودم و فقط با تو پيمان بستم.
6. به هنگام نماز احرام: خدايا من با اين نمازم كه بهترين اعمال است به تو تقرب ميجويم.
7. به هنگام تلبيهگويي: خدايا به هر چه فرمانبرداري محض تو است سخن ميگويم و از هر نافرماني و معصيتي سكوت ميكنم.
شهر مكّه
هنگام ورود به حرم، از مسجد تنعيم به بعد:
1. خدايا غيبت و بدگويي مسلمانان را بر خود حرام ميكنم.
2. هنگام رسيدن به مكه: خدايا فقط تو را ميخواهم و ميجويم.
3. هنگام ورود به محل سكونت:«وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ»(سوره مومنون آيه 28).
4. هنگام ديدن كعبه: به محض ديدن كعبه سجده شكر بجا ميآورم و ميدانم كسي كه چشمش به جمال كعبه ميافتد دعايش مستجاب است ان شاء الله(بحارالانوار: 88/129). قبلاً فکر ميکنم از خدا چه بخواهم عارفان گويند: مـــا از تـو نداريم به غير از تو تمنا // حلوا به كسي ده كـه محبت نچشيده.
طواف و نماز طواف
1. دقت دارم كه طواف به سمت چپ است و قلب من هم در سمت چپ است، لذا قلب خود را حرم خدا قرار دادم و در حرم خدا غيرخدا راه نميدهم. خدايا حركت به چپ حركت به بالا است، پس مرا از فرش به عرش الهي برسان تا فرشتهخو شوم و به سان فرشتگان بر عرش تو طواف كنم.
2. خدايا: به من توفيق ده تا اسرار طواف را بفهمم تا خدامحوري در زندگيام حاكم شود و خودمحوري را براي هميشه از ياد ببرم. خدايا: به من توفيق ده تا با استلام حجّّر(دست زدن به حجّّر) با تو عهد ببندم تا ديگر دست خود را به گناه نيالايم، ربا و رشوه ندهم و نگيرم، امضاي به باطل نكنم و ميگويم:«أمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ يَوْمَ الْقِيَامَة».
3. خدايا: حال كه دستم به نشان ميثاق تو در زمين رسيد، هرگز دست به بيگانه نميدهم.
4. خدايا: اكنون كه به جايگاه ابراهيم خليل قدم گذاشتهام با هر طاعتي آشنايي برقرار كرده و از هر معصيتي ابراز انزجار ميكنم.
5. خدايا ما ابراهيم را به پدري قبول كرديم كاري كن كه او مارا به فرزندي قبول كند.
6. خدايا ديدم به هنگام نماز، طواف خانهات قطع شد پس فهميدم که بايد همه کارها را به خاطر نماز رها کنم.
آب زمزم
1. خدايا از آب زمزم مينوشم و با ريختن آن بر سر و روي خود به آن تبرك ميجويم.
2. خدايا به آب زمزم به شدت علاقه دارم و آن را بهترين سوغات ميدانم و براي دوستانم به ارمغان ميبرم.
3. خدايا: وقتي كه بالاي چاه زمزم آمدم قصدم اين بود كه هر آنچه را طاعت تو است بپذيرم و آنچه معصيت تو است ترك كنم.
4. خدايا من با نوشيدن آب زمزم جام طاعت نوشيدم وجام معصيت را ترك كردم. در روايت وارد شده است: وقتي از آب زمزم نوشيدي ميگويي:«اَلَّلهُمَّ اَجْعَلْهُ عِلمَاً نَافِعاً وَ رِزقاً وَاسِعاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ و سُقمٍ».
سعي بين صفا و مروه
1. خدايا با دويدن بين صفا و مروه به سوي تو ميدوم.
2. خدايا با رفت و آمد بين صفا و مروه در حالت بين خوف و رجا ميباشم.
3. خدايا سعي ميكنم از صفا درس تصفيه و تهذيب روح و از مروه درس مروت و مردانگي بگيرم.
تقصير
1. خدايا ميدانم که وجود مو در بدن انسان نشان بهيميت است، لذا با چيدن مو زندگي همچون گوسفند را از خود دور ميکنم.
2. خدايا ميدانم که ناخن در انسان نشان سبعيت و درندهخويي است، لذا با کوتاه کردن ناخن درندهخويي را ترک ميکنم.
دعاي ويژه احرام عمره مفرده
مرحوم ابوالصلاح حلبي، در كتابش( كافي)، دعاي ويژه احرام عمره مفرده را آورده است كه آن را در جاي ديگر نيافتم، گفتني است دعاهايي كه در مناسك و رساله هاي حجّّ و عمره آمده، تنها دعاي احرام حجّّ است و از دعاي احرام عمره مفرده ذكري به ميان نيامده است:«اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ الْعُمْرَةَ فَيَسِّرْهَا لِي وَأَعِنِّي عَلَي أَدَائِهَا فَإِنْ عَرَضَ لِي عَارِضٌ يَحْبِسُنِي فَحُلَّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي لِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَبَشَرِي مِنَ النِّسَاءِ وَالطِّيبِ وَالصَّيدِ وَمِنْ كُلِّ مَا يَحْرُمُ عَلَي الْمُحْرِمِينَ. أَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَكَ وَالدَّارَ اْلآخِرَةَ».[الكافي، ابوالصلاح حلبي، ص221]
منتخب تقويم ماه رجب:
طلوع آفتاب دين و دانش
رجب طلايه دار انس و محبت با خداي يکتاست و حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام طليعه آن ماه خجسته، آفتاب دين و دانش از مطلع رجب جان افسردگان خاکي را گرمي روحاني مي افزايد، کيست که با ماه رجب انسي داشته باشد و پنجمين فروغ امامت را نشناسد و کيست که امام رجب را اقتدا کرده باشد و ماه امام را درنيافته باشد، در روز جمعه نخستين روز ماه رجب سال 57 هجري کودکي در مدينه ديده به جهان گشود که او را محمّد ناميدند و ابوجعفر کنيه و باقرالعلوم لقبش بود و به هنگام تولد او هاله اي از شکوه و عظمت اين نوزاد نوراني را فرا گرفت.
غروب هادي امّت
در روز سوم رجب سال 254 هجري حضرت امام هادي عليه السّلام پس از 33 سال مجاهدت علمي و فرهنگي و صيانت از ديانت در حالي که 41 سال و چند ماه از عمر بابرکتش مي گذشت با دسيسه معتز عباسي توسط سم به شهادت رسيد و پس از آن که امام عسکري عليه السّلام بر پدر خود نماز گذارد پيکر پاک آن حضرت در خانه اش در سامرا دفن گرديد که بارگاه مبارکشان در نهايت بلندپايگي و درخشندگي تا امروز به آسمان فخر مي فروشد.(24) نک: تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 503; حيات الامام الهادي، باقر شريف قرشي، ص 348) انجام حجّّ عمره در ماه رجب بسيار سفارش شده است، به طوري كه عمره رجبيه از با فضيليتترين عمرهها محسوب ميشود و در اين ماه مسجدالحرام مملو از جمعيت است، حال اگر كسي نتوانست به حجّّ عمره در ماه رجب برود، زيارت امام رضا عليهالسلام كه به«زيارت رجبيه» معروف است، توصيه شده است.
فوائد و آثار و دستاوردهاي حجّ
حجّ و عمره داراي فوائد و آثار و دستاوردهاي مهم و ارزشمندي است که به برخي اشاره مي شود:
1-کسب تقوا و توشه و اندوخته معنوي و روحي.«الحجّ اشهر معلومات ... و تزودوا فان خير الزاد التقوي؛ يعني در سفر حجّ موارد زيادي براي تهيه زاد و توشه معنوي و روحاني وجود دارد که نبايد از آنها غفلت کرد». در آن جا تاريخ مجسم اسلام و صحنه هاي فداکاري ابراهيم عليه السّلام قهرمان توحيد و جلوه هاي خاصي از پروردگار ديده مي شود که در هيچ جاي ديگر يافت نمي شود و آنهايي که روحي بيدار و انديشه اي زنده دارند مي توانند از اين سفر روحاني و چند بعدي، براي يک عمر، توشه معنوي فراهم سازند.
2-مهمّ-ترين فلسفه حجّ و عمره و دستاورد آن، دگرگوني اخلاقي و انقلاب و تحول روحي است که در انسان به وجودمي آورد. مراسم احرام انسان را از تمنيات مادي و امتياز ظاهري و لباس هاي رنگارنگي که مايه تفاخر بشر است بيرون مي برد و با تحريم لذائذ و پرداختن به خودسازي که از وظايف فرد محرم است او را از تعلقات مادي و جهان ماده جدا کرده و در عالم نور روحانيت و صفا پرواز مي دهد. مراسم حجّ و عمره يکي پس از ديگري، علاقه هاي معنوي انسان را لحظه به لحظه با خدايش محکم تر و رابطه او را نزديک تر مي سازد، او را از گذشته تاريک و گناه آلودش بريده و به آينده اي روشن و پر از صفا و نور پيوند مي زند. همه اين امور زمينه يک انفلاب اخلاقي را در دل هاي آماده فراهم مي سازد و صفحه نويني را در حيات او آغاز مي کنند. به همين جهت است که در روايات مي خوانيم:«کسي که حجّ را به طور کامل انجام دهد، همانند روزي که از مادر متولد شده از گناهان خود بيرون مي آيد» (بحار الانوار، ج99، ص26، و تفسير نمونه، ج14، ص77).
3-از ره آوردهاي حجّ، تواضع و فروتني در برابر عظمت خداوند و اعتراف به بزرگي و قدرت او و تسليم در برابر فرامين و دستورات و احکام الهي است. امير مؤمنان عليه السّلام در خطبه اول نهج البلاغه (ترجمه محمّد دشتي) در فراز 51 مي فرمايد:«و جعله سبحانه علامه لتواضعهم لعظمته و اذعانهم لعزته و ...».
4-امير مؤمنان عليه السّلام در خطبه 110 نهج البلاغه درباره آثار حجّ و عمره مي فرمايد:«حجّ البيت و اعتماره فانهما ينفيان الفقر و يرحضان الذنب؛ حجّ و عمره نابود کننده فقر و شستشو دهنده گناهان است» و نيز باعث وسعت رزق و روزي و سلامتي بدن و تقويت ايمان مي شود. (ميزان الحکمه، ج2، ص266، ح3271)
5-از آثار حجّ و تداوم بخشيدن به آن، دفع سختي ها و گرفتاري هاي دنيا و روز قيامت است. (ميزان الحکمه، ج2، ص266، ح3269).
6-آشنايي با فرهنگ ملل اسلامي و تبادل نظر و فکر و انديشه با آنان و انتقال يافتن اخبار اهل بيت عليه السّلام توسط حاجيان به ساير نقاط و نواحي و آشنا شدن آنها با مکتب اهل بيت عليه السّلام و ايجاد همبستگي و يکدلي و صميميت بين مسلمانان. (همان، ح3272)
جهت اطلاعات بيشتر مي توانيد ر . ک به:
1-صهباي صفا: آيت الله جوادي آملي
2- عمره دانشجويي: حجّه الاسلام نجفي
3-حجّ عارفان: رحيم کارگر (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/14758)
«عمره» در قرآن
با تعبير«عمره»: وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ للهِِ....[ بقره: 196] و با تعبير«اعتمر»: إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوْ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ....[بقره: 158]
«عمره» در روايات
براساس روايات متعدد از«عمره» به حجّّ اصغر ياد شده و آثار و فوايد حجّّ بر آن مترتب شده است. چنان كه از پيامبر(ص) روايت شده:«للحاجّ والمعتمر احدي ثلاث خصال: امّا يقال له: قد غفر لك ما مضي و ما بقي و امّا بقال له: قد غفرلك ما مضي فأستأنف العمل و اما بقال له: قد حفظت في اهلك و ولدك و هي أخسهن؛ براي حاجي و عمره گذار سه ويژگي است يا به او گفته مي شود: گذشته و آينده تو آمرزيده شد و يا به او گفته مي شود گذشته تو آمرزيده شد و از نو زندگي را شروع كن و يا به او گفته مي شود؛ همسر و فرزندانت در پناه خدا بودند و اين كمترين فايده حجّّّ و عمره است».(وسايل الشيعه، ج 11، ص 106). گفتني است اين تفاوت ها براساس كيفيت برگزاري حجّّ و عمره و شدت و ضعف معرفت و عمل حاجي و عمره گذار است.
عمره رجبيه در روايات:
خوشا به حال کساني که در ايّام پربرکت ماه رجب در کنار کعبه يعني زادگاه حضرت علي عليه السّلام به انجام مراسم عمره توفيق يابند و در زادروز مولود کعبه به نشانه ارج نهادن بر پايمردي قهرمان توحيد، پروانه وار بر گرد سمبل توحيد طواف کنند. رسول خدا(ص) در اين باره فرمود: افضل العمره، عمره رجب(تفسير العيّاشي، 1/88/223) شيخ طوسي نيز از ائمه عليه السّلام روايت ميكند كه: ان العمرة في رجب، تلي الحجّّّ في الفضل(مصباح المتهجد: 798). روايت شده كه امام علي بن الحسين عليه السّلام در ماه رجب، معتمر ميشد و شب و روز در مناجات بود و پيوسته سجده ميكرد و مكرراً ميفرمود: عظم الذّنب من عبدك، فليحسن العفو من عندك. زائراني كه در رجب المرجّب ـ ماه خدا ـ توفيق حضور در ضيافت الهي در مكّه و مدينه مييابند، قدر اين نعمت بزرگ را بدانند و با مراجعه به كتب ادعيه ـ به ويژه مفاتيح الجنان ـ و انجام كامل اعمال و عبادات و نيايشهاي مأثوره اين ماه، حلاوت بندگي و رستگاري و نزديكي به خداوند متعال را با تمام وجود تجربه كنند. انجام«عمره»، در ماه رجب فضيلت فراوان دارد. طبق روايات اهل بيت عليه السّلام«عمره» در ماه رجب فضيلتى همرديف حجّّ(تمتع) دارد. انجام عمره در ماه رجب فضيلت فراوان دارد. طبق روايات اهل بيت عليهم السّلام«عمره» در ماه رجب فضيلتى هم رديف حجّّ دارد. در روايتى از امام صادق عليه السّلام آمده که از حضرت پرسيدند«عمره در ماه رجب افضل است يا ماه رمضان؟» فرمود:«عمره در ماه رجب افضل است». و نيز در روايت ديگرى از امام صادق عليه السّلام آمده است: أَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ با فضيلت ترين عمره، عمره در ماه رجب است».(مفاتيح نوين، صفحه 619) عمره رجبيه فضيلت بسياري دارد و در فضائل آن روايات فراوان وارد شده است، از جمله:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام«أَنَّهُ سُئِلَ أَيُّ الْعُمْرَةِ أَفْضَلُ، عُمْرَةٌ فِي رَجَب، أَوْ عُمْرَةٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ؟ فَقَالَ: لاَ بَلْ عُمْرَةٌ فِي شَهْرِ رَجَب أَفْضَلُ».«از امام صادق عليه السّلام سؤال شد كدام عمره فضيلت بيشتري دارد است، عمره رجبيه يا عمره ماه رمضان؟ حضرت فرمود: خير، بلكه عمره در ماه رجب برتر و افضل است». [وسائل الشّيعة، ج14، ص300]
معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود:«المعتمر، يعتمر في أيّ شهور السنة شاء، «اَفْضَلُ الْعُمْرَةِ، عُمْرَةُ رَجَب؛ «عمره گزار در هر ماه از سال مي تواند عمره انجام دهد و افضل عمره ها، عمره رجب است.»[وسائل الشّيعة، ج14، ص303]
زراره از امام باقر عليه السّلام نقل مي كند كه حضرت فرمود:«أفضل العمرة عمرة رجب».«بهترين عمره، عمره اي است كه در ماه رجب انجام شود.»[وسائل الشّيعة، ج14، ص301]
از امام صادق عليه السّلام پرسيدند:«أيّ العمرة أفضل، عمرة في رجب أو عمرة في شهر رمضان؟ فقال: لا، بل عمرة في رجب أفضل».«فضيلت كدام عمره بيشتر است، عمره ماه رجب يا عمره در ماه رمضان؟ حضرت در پاسخ فرمود: نه، بلكه عمره در ماه رجب افضل است.»[وسائل الشّيعة، ج14، ص301]
از امام صادق عليه السّلام نقل شده که حضرت محمّد(ص) فرمود: رجب ماه استغفار امّت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش کنيد که خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را«اصب» مي گويند زيرا که رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مي شود پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبة(مفاتيح الجنان، ص 228) شيخ مفيد گفته است: عمره رجبيه فضيلت بسياري دارد و در فضائل آن روايات فراوان وارد شده است، امام صادق عليه السّلام فرمود: عمره بر مردم واجب است مثل حجّّ و افضل عمره، عمره رجب است.(شرح زيارت رجبيه، شيخ محمّد باقر بيرجندي، ص 129 - 130) المراقبات، ص 108) هم چنين خواندن زيارت امام حسين عليه السّلام در آغاز و ميان اين ماه توصيه شده است(شرح زيارت رجبيه، شيخ محمّد باقر بيرجندي، ص 129 - 130 و المراقبات، ص 108)خوشا به حال کساني که در چنين ايام پربرکتي در کنار کعبه يعني زادگاه حضرت علي عليه السّلام به انجام مراسم عمره توفيق يابند و در زادروز مولود کعبه به نشانه ارج نهادن بر پايمردي قهرمان توحيد، پروانه وار بر گرد سمبل توحيد طواف کنند.
اشارات عرفاني عمره
1. به بزرگي گفتند: حجّّ«همّت» است يا«قسمت» فرمود: نه همّت است نه قسمت بلکه«دعوت» است. مواظب باشيم که آداب ميهماني را رعايت کنيم.
2. خدايا به چه زباني شکر تو گويم که مرا لايق دانستي و توفيق عمره رجبيه دادي. پيامبر(ص) فرمود: برترين عمره، عمره رجب است(تهذيب الاحکام، 5/433).
3. خدايا چون ميهمان تو هستم و تو جز قلب پاک را خريدار نيستي، کينهها و عداوتها را کنار گذاشتم و از همه حليّت طلبيدم.
4. خدايا: اموالم را پاک کردم و تمام حقوق الهي(خمس، زکات و...) و حقالناس را پرداخت کردم چون اگر با لباس ناپاک محرم شوم و بگويم: لبيک تو خواهي فرمود: لا لبيک و لا سعديک.
5. به هنگام خروج از منزل به نيت توبه از گناه و پاک شدن براي سفر حجّّ غسل کردم.
6. با دادن صدقه بخل را از خود دور کردم و از ادعيه سفر(11 بار سورهي توحيد سوره قدر آيةالکرسي و معوذتين) غفلت نکردم.
7. چون باطن حجّّ ولايت است، تربت امام حسين عليه السّلام و انگشتر عقيق بر ميدارم.
8. به هنگام خريد لباس احرام، به ياد کفن و پيچيدن خود در آن ميافتم.
9. ميدانم که لباس احرام شبيه لباس مرگ است، همان طوري که خانه خدا را با لباسي که مخالف عادت است زيارت ميکنم پس از مرگ نيز خداوند را در لباسي که متفاوت با لباس اهل دنيا است ديدار خواهم کرد.
مدينه منوّره
کُلُّنا فداکَ يا رَسُولَ اللهِ السّلامُ عَليکَ يا رَسُول الله و علي اهل بيتک الطاهرين. سلامٌ من الرّحمنِ نَحوَ جِنَابِکُمْ // فَإنَّ سَلامِي لايَلِيقُ بِبَابِکُمْ.
1. خدايا: ميدانم كه محبت حبيب ا... انسان را محبوب تو ميكند.
2. خدايا: ميدانم كه انسان با محبوبش محشور ميشود، پس مرا با اهل بيت محشور كن.
3. خدايا ميدانم كه زندگي و مرگ پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم يكسان است لذا در حضور حضرت صدايم را بلند نميكنم.
4. خدايا: در حضور پيامبر با يكديگر مؤانسه نميكنيم و سخني را كه در آن اثري از حكمت و معرفت نيست ترك ميكنيم.
5. خدايا ميدانم كه مجلس پيامبر مجلس علم وحكمت است، نه محفل انس و سرگرمي.
6. خدايا: ميدانم كه در مدينه بايد سميع وبصير بود، نه اينكه اوقات خود را به گفتوشنود درباره مسائل دنيا و مؤانسههاي صوري گذراند.
7. خدايا ميدانم كه بد خوري، پر خوري، مجلس وقت گذراني داشتن در مسافرخانهها و پرسه زدن در كوي و برزن و مانند اينها مانع لذت مناجات و زيارت در مدينه است.
8. خدايا: ميدانم كه پرخوري با هوشمندي، و تبعيت از شهوات نفساني با حكيم بودن، و مصمم بودن با سورچراني سازگار نيست.
9. خدايا مي دانم كه ميهمان رسول خدا نوراني شده و انسان نوراني به طبيعت تيره وامور بي ارزش مادي چشم نميدوزد.
10. خدايا: ميدانم كه حرم مطهر ائمه بقيع بيوت رفيع حق است، لذا با كفش وارد حرم مطهر ائمه بقيع نميشوم.«فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى»(طه/ 12).
11. خدايا: ميدانم كه اگر تغيير كنم ائمه بقيع در روح من به اذن تو اثر گذاشتهاند.
12. خدايا: ميدانم كه اين آيه شريفه«وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا»(نساء/ 64) در تمام 5 زيارت رسول اعظم آمده، لذا ما با بار گناه فراوان نزد رسولت آمدهايم و اميدواريم كه توبه ما را بپذيري.
13. خدايا با كمال ادب و فروتني به پيامبرت عرض ميكنيم: يـَـا خَيرَ مَنْ دُفِنَتْ بِالقَاعِ اَعْظُمُهُ // فَطَابَ مِنْ طِيبِهِـنَّ اَلْقَاعُ وَ الاَكُمْ. نَفسِـيَ الفِــدَاءُ لِقَبْرٍ اَنْتَ سَاكِنُهُ // فِيهِ اَلعِفَافُ وَ الْجُـــودُ وَ الْكَـَـرمُ.اي بهترين كسيكه جسد مطهرش در اين خاك دفن شده است. كه ازبوي خوش بدن حضرت آن سرزمين خوش-بو شده است. جان من به فداي قبري كه تو در آنجا ساكن هستي. آنجا مركز پاكدامني، بخشش و كرم است.(در ضمن اين ابيات در ضريح مطهر نبوي نوشته شده است.)
14. ميدانم که مدينه حرم رسول خدا است(از«عير» تا«ثور»)(کنزالعمال، 12/231) لذا سعي ميکنم حُرمت حرم را نگه دارم.
15. ميدانم که پيامبر(ص) فرمود: ايمان به مدينه باز ميگردد، آن گونه که مار بر لانه خود، باز ميگردد(کنزالعمال: 12/230) اين حديث در روضه مبارکه نوشته شده است.
16. ميدانم که مدينه تنها شهري است که شش معصوم عليه السّلام را در خود جاي داده است.
17. ميدانم که يک نماز در مسجد پيامبر برابر با هزار نماز در مساجد ديگر است بجز مسجدالحرام(الکافي: 4/556).
18. ميدانم زرنگ واقعي کسي است که از هميشه بيشتر در مسجدالنبي نماز بخواند«اعْلَمُوا أَنَّ الرَّجُلَ قَدْ يَكُونُ كَيِّساً فِي أَمْرِ الدُّنْيَا فَيُقَالُ مَا أَكْيَسَ فُلَاناً فَكَيْفَ مَنْ كَانَ كَاسَ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ»(تهذيبالاحکام، ج 6، ص 19، ح 43).
19. ميدانم که پيامبر(ص) فرمود: هر کس چهل نماز در مسجد من بخواند بي آنکه حتي يک نماز او فوت شود براي او برائت از دوزخ نوشته ميشود و از نفاق هم پاک ميشود(کنزالعمال، ج 12، ص 259، ح 34939).
20. ميدانم کسي که در مقابل قبر مطهّر پيامبر بايستد و آيه:«إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»(احزاب/ 56) را تلاوت کند سپس هفتاد مرتبه بگويد:«صلّي اللهُ عَليْکَ يا مُحَمَّدُ و أهلِ بَيتِکَ» آنگاه فرشته ندا ميدهد«صلوات خدا بر تو باد اي فلاني» و حاجتي باقي نميماند مگر اينکه برآورده ميشود.
21. چون وارد مدينه شوم سعي ميکنم روز چهارشنبه پنجشنبه و جمعه روزه بگيرم(الکافي، 4/558/3).
22. ميدانم پيامبر(ص) فرمود: ميان منبر و خانهام، بوستاني از بوستانهاي بهشت است(اين حديث در روضه نوشته شده)(الکافي: 4/553/1).
23. ميدانم که پيامبر خدا(ص) فرمود: خداوند متعال دو فرشته آفريده است که هر کس از شهرهاي شرق و غرب به من سلام دهد، سلام را به من ميرسانند، به جز کسي که در خانهي خودم بر من سلام دهد که خودم پاسخ سلام او را ميدهم(کنزالعمال، 4/553/5).
24. ميدانم که پيامبر(ص) فرمود: هر کس به زيارت من بيايد، روز قيامت شفيع او خواهم بود(حجّّ و عمره در قرآن و حديث، الکافي: 4/543/3).
25. ميدانم که بايد قبل از ورود به حرم نبوي غسل کنم و پاکيزهترين لباسهايم را بپوشم و با پاي راست وارد شوم و بگويم:«وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا»(اسراء/ 80).
26. ميدانم وقتي خواستم از مدينه خارج شوم بايد غسل کرده نزد قبر پيامبر(ص) بروم و بگويم:«اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ فَإِنْ تَوَفَّيْتَنِي قَبْلَ ذَلِكَ فَإِنِّي أَشْهَدُ فِي مَمَاتِي عَلَى مَا شَهِدْتُ عَلَيْهِ فِي حَيَاتِي أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُكَ وَ رَسُولُكَ»(الکافي: 4/562/1).
27. ميدانم که نماز خواندن در مسجد قبا، مانند گزاردن يک عمره است(حجّّ و عمره در قرآن و حديث؛ کنزالعمّال: 12/263/34962).
28. از اين که ميبينم در بالاي ضريح مطهر پيامبر گرامي(ص) نوشته:«نبي عظيم خلقه...» و اينکه خداوند فرمود:«وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» ميفهمم که بزرگترين سوغات اين سفر خلق خوش نبوي است.
29. ميدانم هر بار که به مسجدي بروم دو رکعت نماز تحيّت دارد.
30. چون به زيارت کريم اهلالبيت در بقيع رفتم فهميدم که بايد اهل جود و بخشش و مهماننوازي باشم.
31. چون به زيارت امام سجاد عليه السّلام رفتم به ياد پيشاني پينه بسته حضرت افتادم و تصميم گرفتم که در شبانهروز حداقل يک سجده طولاني داشته باشم که بهترين حالت نماز سجده است.
32. چون به زيارت باقرالعلوم عليه السّلام رفتم تصميم گرفتم که تا زندهام در تحصيل و نشر معارف اهل بيت کوتاهي نکنم.
33. چون به زيارت صادق آل محمّد رفتم يادم آمد که به هنگام ارتحال فرمود: هر کس نماز را سبک بشمارد به شفاعت ما نميرسد. لذا تصميم گرفتم که هميشه نمازم را به اول وقت و در صورت امکان به جماعت بخوانم.
34. چون خواستم صديقه طاهره را زيارت کنم به ياد رنجهاي فراوان و غربت شديد حضرت براي دفاع از اسلام افتادم و بدون اختيار اشکم جاري شد. لذا تصميم گرفتم من براي دفاع از دينم سختيها و مشکلات را تحمل کنم.
ميقات
1. به هنگام تعويض لباس: خدايا لباس نافرماني را از تن در آوردم و لباس بندگي پوشيدم و خود را از ريا و دورويي و ورود به شبههها برهنه كردم.
2. به هنگام غسل: خدايا خود را از اشتباهات و گناهان شستشو ميدهم و بانور توبه خود را پاكيزه ميسازم.
3. به هنگام پوشيدن لباس احرام: خدايا هرچه را بر من روا نداشتهاي بر خود حرام كردم.
4. پس از پوشيدن لباس احرام آنچه مرا از ياد خدا باز ميدارد و مانع طاعت الهي ميشود بر خود حرام کردم.
5. به هنگام بستن پيمان حجّّ: خدايا هر پيمان غيرالهي را گشودم و فقط با تو پيمان بستم.
6. به هنگام نماز احرام: خدايا من با اين نمازم كه بهترين اعمال است به تو تقرب ميجويم.
7. به هنگام تلبيهگويي: خدايا به هر چه فرمانبرداري محض تو است سخن ميگويم و از هر نافرماني و معصيتي سكوت ميكنم.
شهر مكّه
هنگام ورود به حرم، از مسجد تنعيم به بعد:
1. خدايا غيبت و بدگويي مسلمانان را بر خود حرام ميكنم.
2. هنگام رسيدن به مكه: خدايا فقط تو را ميخواهم و ميجويم.
3. هنگام ورود به محل سكونت:«وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلا مُبَارَكًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ»(سوره مومنون آيه 28).
4. هنگام ديدن كعبه: به محض ديدن كعبه سجده شكر بجا ميآورم و ميدانم كسي كه چشمش به جمال كعبه ميافتد دعايش مستجاب است ان شاء الله(بحارالانوار: 88/129). قبلاً فکر ميکنم از خدا چه بخواهم عارفان گويند: مـــا از تـو نداريم به غير از تو تمنا // حلوا به كسي ده كـه محبت نچشيده.
طواف و نماز طواف
1. دقت دارم كه طواف به سمت چپ است و قلب من هم در سمت چپ است، لذا قلب خود را حرم خدا قرار دادم و در حرم خدا غيرخدا راه نميدهم. خدايا حركت به چپ حركت به بالا است، پس مرا از فرش به عرش الهي برسان تا فرشتهخو شوم و به سان فرشتگان بر عرش تو طواف كنم.
2. خدايا: به من توفيق ده تا اسرار طواف را بفهمم تا خدامحوري در زندگيام حاكم شود و خودمحوري را براي هميشه از ياد ببرم. خدايا: به من توفيق ده تا با استلام حجّّر(دست زدن به حجّّر) با تو عهد ببندم تا ديگر دست خود را به گناه نيالايم، ربا و رشوه ندهم و نگيرم، امضاي به باطل نكنم و ميگويم:«أمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ يَوْمَ الْقِيَامَة».
3. خدايا: حال كه دستم به نشان ميثاق تو در زمين رسيد، هرگز دست به بيگانه نميدهم.
4. خدايا: اكنون كه به جايگاه ابراهيم خليل قدم گذاشتهام با هر طاعتي آشنايي برقرار كرده و از هر معصيتي ابراز انزجار ميكنم.
5. خدايا ما ابراهيم را به پدري قبول كرديم كاري كن كه او مارا به فرزندي قبول كند.
6. خدايا ديدم به هنگام نماز، طواف خانهات قطع شد پس فهميدم که بايد همه کارها را به خاطر نماز رها کنم.
آب زمزم
1. خدايا از آب زمزم مينوشم و با ريختن آن بر سر و روي خود به آن تبرك ميجويم.
2. خدايا به آب زمزم به شدت علاقه دارم و آن را بهترين سوغات ميدانم و براي دوستانم به ارمغان ميبرم.
3. خدايا: وقتي كه بالاي چاه زمزم آمدم قصدم اين بود كه هر آنچه را طاعت تو است بپذيرم و آنچه معصيت تو است ترك كنم.
4. خدايا من با نوشيدن آب زمزم جام طاعت نوشيدم وجام معصيت را ترك كردم. در روايت وارد شده است: وقتي از آب زمزم نوشيدي ميگويي:«اَلَّلهُمَّ اَجْعَلْهُ عِلمَاً نَافِعاً وَ رِزقاً وَاسِعاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ و سُقمٍ».
سعي بين صفا و مروه
1. خدايا با دويدن بين صفا و مروه به سوي تو ميدوم.
2. خدايا با رفت و آمد بين صفا و مروه در حالت بين خوف و رجا ميباشم.
3. خدايا سعي ميكنم از صفا درس تصفيه و تهذيب روح و از مروه درس مروت و مردانگي بگيرم.
تقصير
1. خدايا ميدانم که وجود مو در بدن انسان نشان بهيميت است، لذا با چيدن مو زندگي همچون گوسفند را از خود دور ميکنم.
2. خدايا ميدانم که ناخن در انسان نشان سبعيت و درندهخويي است، لذا با کوتاه کردن ناخن درندهخويي را ترک ميکنم.
دعاي ويژه احرام عمره مفرده
مرحوم ابوالصلاح حلبي، در كتابش( كافي)، دعاي ويژه احرام عمره مفرده را آورده است كه آن را در جاي ديگر نيافتم، گفتني است دعاهايي كه در مناسك و رساله هاي حجّّ و عمره آمده، تنها دعاي احرام حجّّ است و از دعاي احرام عمره مفرده ذكري به ميان نيامده است:«اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ الْعُمْرَةَ فَيَسِّرْهَا لِي وَأَعِنِّي عَلَي أَدَائِهَا فَإِنْ عَرَضَ لِي عَارِضٌ يَحْبِسُنِي فَحُلَّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي لِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيَّ. أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَبَشَرِي مِنَ النِّسَاءِ وَالطِّيبِ وَالصَّيدِ وَمِنْ كُلِّ مَا يَحْرُمُ عَلَي الْمُحْرِمِينَ. أَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَكَ وَالدَّارَ اْلآخِرَةَ».[الكافي، ابوالصلاح حلبي، ص221]
منتخب تقويم ماه رجب:
طلوع آفتاب دين و دانش
رجب طلايه دار انس و محبت با خداي يکتاست و حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام طليعه آن ماه خجسته، آفتاب دين و دانش از مطلع رجب جان افسردگان خاکي را گرمي روحاني مي افزايد، کيست که با ماه رجب انسي داشته باشد و پنجمين فروغ امامت را نشناسد و کيست که امام رجب را اقتدا کرده باشد و ماه امام را درنيافته باشد، در روز جمعه نخستين روز ماه رجب سال 57 هجري کودکي در مدينه ديده به جهان گشود که او را محمّد ناميدند و ابوجعفر کنيه و باقرالعلوم لقبش بود و به هنگام تولد او هاله اي از شکوه و عظمت اين نوزاد نوراني را فرا گرفت.
غروب هادي امّت
در روز سوم رجب سال 254 هجري حضرت امام هادي عليه السّلام پس از 33 سال مجاهدت علمي و فرهنگي و صيانت از ديانت در حالي که 41 سال و چند ماه از عمر بابرکتش مي گذشت با دسيسه معتز عباسي توسط سم به شهادت رسيد و پس از آن که امام عسکري عليه السّلام بر پدر خود نماز گذارد پيکر پاک آن حضرت در خانه اش در سامرا دفن گرديد که بارگاه مبارکشان در نهايت بلندپايگي و درخشندگي تا امروز به آسمان فخر مي فروشد.(24) نک: تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 503; حيات الامام الهادي، باقر شريف قرشي، ص 348) انجام حجّّ عمره در ماه رجب بسيار سفارش شده است، به طوري كه عمره رجبيه از با فضيليتترين عمرهها محسوب ميشود و در اين ماه مسجدالحرام مملو از جمعيت است، حال اگر كسي نتوانست به حجّّ عمره در ماه رجب برود، زيارت امام رضا عليهالسلام كه به«زيارت رجبيه» معروف است، توصيه شده است.
فوائد و آثار و دستاوردهاي حجّ
حجّ و عمره داراي فوائد و آثار و دستاوردهاي مهم و ارزشمندي است که به برخي اشاره مي شود:
1-کسب تقوا و توشه و اندوخته معنوي و روحي.«الحجّ اشهر معلومات ... و تزودوا فان خير الزاد التقوي؛ يعني در سفر حجّ موارد زيادي براي تهيه زاد و توشه معنوي و روحاني وجود دارد که نبايد از آنها غفلت کرد». در آن جا تاريخ مجسم اسلام و صحنه هاي فداکاري ابراهيم عليه السّلام قهرمان توحيد و جلوه هاي خاصي از پروردگار ديده مي شود که در هيچ جاي ديگر يافت نمي شود و آنهايي که روحي بيدار و انديشه اي زنده دارند مي توانند از اين سفر روحاني و چند بعدي، براي يک عمر، توشه معنوي فراهم سازند.
2-مهمّ-ترين فلسفه حجّ و عمره و دستاورد آن، دگرگوني اخلاقي و انقلاب و تحول روحي است که در انسان به وجودمي آورد. مراسم احرام انسان را از تمنيات مادي و امتياز ظاهري و لباس هاي رنگارنگي که مايه تفاخر بشر است بيرون مي برد و با تحريم لذائذ و پرداختن به خودسازي که از وظايف فرد محرم است او را از تعلقات مادي و جهان ماده جدا کرده و در عالم نور روحانيت و صفا پرواز مي دهد. مراسم حجّ و عمره يکي پس از ديگري، علاقه هاي معنوي انسان را لحظه به لحظه با خدايش محکم تر و رابطه او را نزديک تر مي سازد، او را از گذشته تاريک و گناه آلودش بريده و به آينده اي روشن و پر از صفا و نور پيوند مي زند. همه اين امور زمينه يک انفلاب اخلاقي را در دل هاي آماده فراهم مي سازد و صفحه نويني را در حيات او آغاز مي کنند. به همين جهت است که در روايات مي خوانيم:«کسي که حجّ را به طور کامل انجام دهد، همانند روزي که از مادر متولد شده از گناهان خود بيرون مي آيد» (بحار الانوار، ج99، ص26، و تفسير نمونه، ج14، ص77).
3-از ره آوردهاي حجّ، تواضع و فروتني در برابر عظمت خداوند و اعتراف به بزرگي و قدرت او و تسليم در برابر فرامين و دستورات و احکام الهي است. امير مؤمنان عليه السّلام در خطبه اول نهج البلاغه (ترجمه محمّد دشتي) در فراز 51 مي فرمايد:«و جعله سبحانه علامه لتواضعهم لعظمته و اذعانهم لعزته و ...».
4-امير مؤمنان عليه السّلام در خطبه 110 نهج البلاغه درباره آثار حجّ و عمره مي فرمايد:«حجّ البيت و اعتماره فانهما ينفيان الفقر و يرحضان الذنب؛ حجّ و عمره نابود کننده فقر و شستشو دهنده گناهان است» و نيز باعث وسعت رزق و روزي و سلامتي بدن و تقويت ايمان مي شود. (ميزان الحکمه، ج2، ص266، ح3271)
5-از آثار حجّ و تداوم بخشيدن به آن، دفع سختي ها و گرفتاري هاي دنيا و روز قيامت است. (ميزان الحکمه، ج2، ص266، ح3269).
6-آشنايي با فرهنگ ملل اسلامي و تبادل نظر و فکر و انديشه با آنان و انتقال يافتن اخبار اهل بيت عليه السّلام توسط حاجيان به ساير نقاط و نواحي و آشنا شدن آنها با مکتب اهل بيت عليه السّلام و ايجاد همبستگي و يکدلي و صميميت بين مسلمانان. (همان، ح3272)
جهت اطلاعات بيشتر مي توانيد ر . ک به:
1-صهباي صفا: آيت الله جوادي آملي
2- عمره دانشجويي: حجّه الاسلام نجفي
3-حجّ عارفان: رحيم کارگر (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 2/14758)
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط محمّدرضا عابدی
|