«سمرقند»؛ آیینهدار تاریخ و بخارا ...


آيا مي دانيد سمرقند، بخارا و بلخ کجایند؟
سمرقند جایی است که رودکی از آن جا برخاست. بخارا خاستگاه ابوعلی حسین ابن سینا است. بلخ آن جاست که مولوی را به جهان تحویل داد. تا همين حدود نود سال پيش قبل از اين كه برادران محترم روسيه تزاري هوس كنند آن جا را جزء سر زمين خودشان قرار دهند. اين شهر ها عظمتشان از اصفهان و شيراز و تهران بيش تر بود و اما حال از اوضاع و احوال این شهر ها چیزی می دانی؟ آیا می دانی در چه غربتی هستند؟ نام آن ها را در چه رسانه ای می شنوی؟ گویی که در ناکجا آباد تاریخ به سياه چالي تاریک فرورفته اند که حتّی ندایی از آن ها به گوش نمی رسد و ما هم هیچ احساس ...
![]()
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.

سمرقند یکی از شهرهای خراسان بزرگ و از مراکز تاریخی مردم تاجیک در آسیای میانه است.«إنها من أكبر المدن وأحسنها وأتمها جمالا، مبنية على شاطئ وادٍ يعرف بوادى القصَّارين، وكانت تضم قصورًا عظيمة، وعمارة تُنْبِئ عن هِمَم أهلها؛ شهر سمرقند از بزرگ ترین شهرهاو بهترین و کامل ترین شهرها در زیبایی است.در کنار رودی که به نام قصارین معروف است بنا شده است....»(ابن بطوطه)سمرقند حدود قرن هفتم قبل ازمیلاد به عنوان پایتخت پادشاهی «سغد» پایهگذاری شده است و در قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی شاهد عصر طلایی خود بود. سمرقند یکی از شهرهای باستانی ازبکستان است که در سال ۲۰۰۱، در فهرست میراث فرهنگی جهان در یونسکو قرار گرفت. سمرقند یکی از شهرهای باستانی ازبکستان است که در سال 2001، در فهرست میراث فرهنگی جهان در یونسکو قرار گرفت.سمرقند حدود قرن هفتم قبل ازمیلاد به عنوان پایتخت پادشاهی «سغد» پایهگذاری شده است و در قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی شاهد عصر طلایی خود بود. اکنون آثار تاریخی معماری ساخته شده در دوران زمامداری تیموریها مهمترین آثار سمرقند است. در سال 1404 میلادی (807 هجری) «تیمور لنگ» که نیمی از جهان را به تصرف درآورده بود، بردگان، نقاشان، سنگتراشان و معماران را به پایتخت جدید خود فراخواند تا زیباترین بناها را برای او بسازند. در سمرقند کار ساختمانی و عمرانی در سطح عالی رسیده بود، و گویی تکهای از آسمان را جدا کرده و در میان زمینی زرد رنگ انداخته بودند. در اطراف این شهر 13 باغ بزرگ وجود داشت که بزرگترین آنها «باغ جهان» بود.سمرقند را بدون اغراق میتوان شهر موزه نام برد. تپه بزرگ و برهنهای که در خارج از شهر قرار دارد، شهر «افراسیاب» نام دارد که تاکنون بدین شکل باقی مانده است. بقایای شهر افراسیاب گنجینهای گرانبها و حاکی از داستانهای صدها سال زندگی در آن شهر میباشد.در شهر سمرقند به غیر از 3 مدرسه معروف «الغ بیک»، «شیردر» و «طلاکاری» که در میدان «ریگستان» قرار دارد ابنیه تاریخی بسیاری وجود دارد که بسیار حائز اهمیت است.در شرق میدان ریگستان مسجد «بی بی خانم» قرار دارد که در سالهای (802 _807 هجری) ساخته شده است.«گورامیر» بنای دیگری است که در اوایل قرن 15 و به دستور تیمور برای نوهاش «محمد سلطان» ساخته شده بود ولی هنوز ساختمان آن به پایان نرسیده بود که تیمور مرد. بدین ترتیب «گورامیر» تبدیل به آرامگاه تیموریان شد و پس از مرگ الغ بیک، نوه دیگر تیمور، او را نیز در گورامیر به خاک سپردند.«شاه زنده» گورستان عظیم و تاریخی شهر سمرقند است که بناها و معماریها و کاشیکاریها و طلاکاریهای آن نظیر ندارد. در این گورستان مقبره «شاه زنده» قرار دارد که از نظر تکنیک معماری بسیار بااهمیت و گرانبهاست و در قرون (9 و 8 هجری) ساخته شده است.مزار «میر سید برکه» که از عرفا بوده در بالای قبر تیمور قرار دارد و ظاهرا «امیر گورکانی» خود وصیت کرده بود که قبر او زیر پای این پیر عارف باشد.«نوروز را در اطراف و اکناف سمرقند باستانی با شور و شوق جشن می گيرند.» سیاه آب – بیرون شهر سمرقند، همان شهری که هزار و پانصد سال پیش شاعری گفته بود-سمرقند کند مند – بذینت کی افکند؟ - از چاچ ته بهی – همیشه ته خهی» قسمت عمدهای از فارسی زبانان ازبکستان در دو شهر سمرقند و بخارا سکونت دارند، در دوران شوروی سابق و به ویژه پس از فروپاشی شوروی، سیاستهای ازبکستان سعی در بیگانه سازی اهالی این شهرها از فرهنگ و زبانشان بوده است. در زمان حکومت شوروی و زمامداری شرف رشیداف عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست و دبیر اول حزب کمونیست در ازبکستان هرگاه کسی در شهرهای سمرقند و بخارا در مراکز و اماکن و ادارات دولتی به زبان فارسی حرف میزد باید مبلغ پنج روبل شوروی را به خزانه دولت به عنوان جریمه پرداخت میکرد. در دوره رشیداف با تمام زبانها میشد حرف زد مگر فارسی، برای همین تاجیکان سمرقند و بخارا زبان روسی را بر زبان ازبکی ترجیح میدادند.اهالی سمرقند و بخارا حدود ۸۰% تاجیکاند ولی در ادارات دولتی بر حسب سیاست به نام ازبک ثبت گردیده اند، بچهها باید مدرسه را به زبان ازبکی بخوانند در صورتیکه زبان ازبکی برایشان بیگانه تر از زبان روسی است. مؤسسات آموزشی از جمله دانشگاه سمرقند که قدیمیترین دانشگاه آسیای مرکزی است و به فرمان لنین نخستین رهبر حکومت شوروی پایه گذاری شد، به زبان دری (فارسی) بود که پس از فروپاشی شوروی و به قدرت رسیدن اسلام کریموف رئیس جمهوری فعلی ازبکستان، آموزش در این دانشگاه به زبان ازبکی شد.(برگرفته از:«http://fa.wikipedia.org»)
آيا مي دانيد سمرقند و بخارا و بلخ کجایند؟
سمرقند همان جاست که پدر شعر فارسی رودکی از آن جا برخاست. بخارا خاستگاه ابوعلی حسین ابن سیناست. بلخ آن جاست که مولوی را به جهان تحویل داد. تا همين حدود نود سال پيش قبل از اين كه برادران محترم روسيه تزاري هوس كنند آن جا را جزء سر زمين خودشان قرار دهند. اين شهر ها عظمتشان از اصفهان و شيراز و تهران بيشتر بود و اما حال از اوضاع و احوال این شهر ها چیزی می دانی؟ آیا می دانی در چه غربتی هستند؟ نام آن ها را در چه رسانه ای می شنوی؟ گویی که در ناکجا آباد تاریخ به سياه چالي تاریک فرورفته اند که حتّی ندایی از آن ها به گوش نمی رسد و ماهم هیچ احساس وظیفه ای نمي كنيم.
شعر
«بنا کرد بس شهرها در جهات//بسان سمرقند و مرو و هرات» جامی
«تا ز قونیه بتابد نور عشق//تا سمرقند و بخارا ساعتی» شمس تبریزی
«به سمرقند اگر بگذری ای باد سحر//نامهی اهل خراسان به بر خاقان بر» انوری
«اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را»حافظ
«بر لب جوی سیاه آب سمرقند نشسته ام، به گذر عمر می اندیشم و حکایت های جهان گذران در یادم می گذرند.
بُخارا

بخارا ـ گور اسماعیل سامانی، از سده های 9 ـ 10 م.
بخارا
بُخارا یا بخارای شریف[۱] (به ازبکی: Buxoro)، پنجمین شهر بزرگ ازبکستان، و مرکز استان بخارا است. شهر بخارا در جلگهٔ واقع در مسیر سفلای رود زرافشان و کنار کانال شاهرود (شهر رود) واقع است. جمعیت این شهر بر اساس برآورد سال ۲۰۰۹ حدود ۲۶۳٫۴۰۰ نفر و به همراه حومه حدود ۳۸۳٫۴۰۰ نفر بودهاست.بخارا (همراه با سمرقند) یکی از دو شهر عمدهٔ تاجیکنشین و فارسیزبان ازبکستان[۲] است. اکثریت مردم بخارا تا امروز نیز به زبان فارسی با گویش ویژه آسیای مرکزی که امروزه به زبان فارسی تاجیکی معروف شده حرف میزنند که برخی منابع میزان فارسیزبانان این شهر را ۹۰٪ هم ذکر کردهاند.[۳] ازبکها و یهودیان بخارایی هم در بخارا زندگی میکنند.[۴]بخارا از قدیمیترین شهرهای فرارود است که خود شهر بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد اما سابقهٔ سکونت انسانها در محلی که این شهر بر آن بنا شده به هزاره دوم پیش از میلاد میرسد. بخارا در کنار جادهٔ ابریشم قرار گرفته و کاملترین نمونه یک شهر سدههای میانه در منطقه آسیای مرکزی به شمار میرود که نمای تاریخی باستانی آن تا حد زیادی دستنخورده باقی ماندهاست. از مهمترین بناهای تاریخی واقع در آن مقبره امیر اسماعیل سامانی که از شاهکارهای معماری مسلمانان در سده دهم میلادی به شمار میرود و تعداد زیادی مدرسه متعلق به سده هفدهم میلادی است. هسته تاریخی مرکزی بخارا در فهرست میراث تاریخی جهانی بشر یونسکو به ثبت رسیدهاست.[۵]پنبه و آلو از مهمترین محصولات کشاورزی بخارا به شمار میآیند، چنانکه آلوی بخارا در ایران به طور کامل شناخته شدهاست.نام بخارا از آن همه معروف تر است و هیج شهری خراسان را چندین نام نیست و به حدیثی نام بخارا فاخره آمده است.و خواجه امام زاهد واعظ محمد بن علی النوجابادی حدیثی روایت کرده است از سلمان فارسی رضی الله عنه که او گفت رسول صلی الله علیه و سلم فرمود،که جبریل صلوات الله علیه گفت به زمین مشرق بقعه ای است،که آنرا خراسان گویند. سه شهر از این خراسان روز قیامت آراسته بیارند.... سیوم را به تازی فاخره خوانند و به پارسی بخارا.رسول صلی الله علیه و سلم گفت یا جبریل چرا فاخره خوانند.گفت از بهر آنکه بخارا روز قیامت بر همه ی شهرها فخر کند به بسیاری شهید.» در "تاریخ بخارا" نویشته ی ابوبکر محمد بن جعفر النرشخی در مورد فضیلت شهر بخارا«شهر بخارا در قرن نهم(قرن سوم ه.ق)بسیار توسعه یافت.در که دوره ی پیش از اسلام بازار در بیرون از دیوار های شهر جای داشت.در قرن نهم نه تنها بازار بلکه بسیاری نقاط حومه همراه با شهر قدیمی الیه که شارستان نامیده می شود،جزو شهر شده بود.در پاین قرن نهم تمام شهر بخارا دو دیوار داشت،یک دیوار درونی و یک دیوار بیرونی،که هر یک را دوارده دروازه بود..» پروفسور ریچارد فرای در کتاب بخارا دستاورد قرون وسطی« در قرن سوم هجری بخارا نقطه ی تابناک علوم اسلامی محسوب می شود.این عظمت و پویش علمی همراه با چهره های برجسته ی علم و فلسفه و جذب دانشمندان از سرزمین های مختلف و تجمع آنان در مراکز علمی چون مدارس و کتابخانه های غنی،به بخارا حرکتی تازه بخشیده بود.بخارا معادگاه شخصیت های هوشمند و متفکر بود،از چشمه ی جوشان خود بستر فرهنگ اسلامی را آبیاری می کرد.برای عالمان ما منی سرشار از لطف و طراوت بود،گویی شبنم صبحگاهان اسلام از آن می تراوید.» محمد سارلی در کتاب ترکستان در تاریخ.« به ملت مهذب در بخارا اگر از یک طرف چنگ حاکمیت بی حیثیت و مردود قرن با پنجه ی قساوت و فساد بر گلوی آن چسپیده و چیزی غیر از لکه ی ننگ از اوراق عملکرد سلطنت آن خوانده نمی شد.از طرف دیگر به وسیله ی روسهای متجاوز مورد تعرض قرار گرفت و صفحه ی زندگی اش خون آلود و غم انگیز شد.در گیر و دار همین انکشافات،که زمینه داده شد تا قضایا اکثرا به نفع اشغالگران استعمار بچرخد،پادشاه مزدور صفت بخارا،که خودفروختگی و فساد فاصله میان او و ملت را بسیار عمیق و دور ساخته بود با همه بهره کشی های ناجوانمردانه ی خود از مردم، به روزگار تنگدستی و بیچارگی ملت آنهارا تنها گزاشت و برای زنده ماندن به افغانستان فرار کرد.»
شعر
بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیر زی میر زی تو میهمان آید همی
میر ماهست و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی
میر سروست و بخارا بوستان سروسوی بوستان آیدهمی
آفرین و مدح سود آید همی گر به گنج اندر زیان آیدهمی (رودکی)
«به گامی سپرد از ختا تا ختن به یک تک دوید از بخارا به وخش»شاکر بخاری
«آن را بدو بهل که همی گوید من دیدهام فقیه بخارا را»ناصرخسرو
«اینجاست به یمگان ترا دبستان در بلخ مجویش نه در بخارا»ناصرخسرو
«کیخسرو هدی که غلامانش را خراج طمغاج خان به تبت و یغما برافکند
حمل خزانهاش به سمرقند برنهد نزل ستانهاش به بخارا برافکند»خاقانی
«زافسار خرش افسر فرستم به خانان سمرقند و بخارا»خاقانی
«آن بخارا معدن دانش بود پس بخارائیست هرک آنش بود»مولوی
«اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را»حافظ
«روی بهمحراب نهادن چهسود// دل بهبخارا و بتان طراز// ایزد ما، وسوسه عاشقی// از تو پذیرد، نپذیرد نماز» رودکی
در بخارا خوی آن خواجیم اجل // بود با خواهندگان حسن عمل مولوی ،مثنوی معنوی
رو نهاد آن عاشق خونابهریز // دلطپان سوی بخارا گرم و تیز مولوی ،مثنوی معنوی
در سمرقندست قند اما لبش // از بخارا یافت و آن شد مذهبش مولوی ،مثنوی معنوی
ای بخارا عقلافزا بودهای // لیکن ازمن عقل و دین بربودهای مولوی ،مثنوی معنوی
چون سواد آن بخارا را بدید // در سواد غم بیاضی شد پدید مولوی ،مثنوی معنوی
ز چین تا بخارا سپاه اویند // همه مهتران نیک خواه اویند شاهنامهٔ فردوسی
امروز بهر حالی بغداد بخاراست // کجا میر خراسانست پیروزی آنجاست ابوسعید ابوالخیر
مرد باید که جگر سوخته چندان بودا (مقطعات)
سکه که در یثرب و بطحا زدند//نوبت آخر به بخارا زدند. عبد الرحمان جامی














BBC
تاریخ بخارا
ناظم الاطباء
دانشنامه ایران
دانشنامه ایرانیکا
قاموس الاعلام ترکی
بخش اماکن تاریخی: ویکیپدیای ازبکی.
تاریخ تحولات فرهنگی بخارا از زبان محمد جان شکوری (http://www.iranseda.ir/old/showfullitem/?r=118418)
پانوشت:
1.ای بخارا دیر زی (http://www.jadidonline.com/story/31092010/frnk/bukhara_revolution)
2.شاهعلی،نرگس،در هوای بخارا وسمرقند؛فارسی درازبکستان.http://www.bbc.co.uk/persian)،در: بیبیسی فارسی.
3.Richard Foltz, "The Tajiks of Uzbekistan", Central Asian Survey). برگردان فارسی نوشتار(http://azargoshnasp.net.)
4.یهودیان ازبکستان(http://www.iranjewish.com)
5.Historic Centre of Bukhara (http://whc.unesco.org) Unesco World Heritage Center
![]()