شرح حال فريدالدين عطار نيشابوري با وجود افسانه ها و كرامات بسياري كه به وي نسبت داده اند؛ در غباري از تيرگي و ناشناختگي فرو رفته است. عطار نيشابوري در حدود سال 540 هـ.ق در قريه كدكن از قراي نيشابور چشم به جهان گشود و در سال 618 در قتل عام مغولان در شهر نيشابور كشته شد. او در آغاز شغل پدر را برگزيد و به عطاري (داروفروشي و طبابت) مشغول گشت چنان كه كه خودش در مصيبت نامه مي گويد: «به داروخانه پانصد شخص بودند/ كه در هر روز نبضم مي نمودندعطار با مجدالدين بغدادي صوفي معروف و از شاگردان نجم الدين كبري رابطه داشت و به نقلي مريد او بوده است. معروف است كه بهاءالدين پدر مولانا، در راه مهاجرت خود از نيشابور به خدمت عطار رسيد و عطار هم نسخه اي از «اسرارنامه» خود را كه كودكي بيش تر نبود، تقديم نمود. اگرچه از شيخ عطار آثار فراواني هم چون خسرونامه، مختارنامه، مصيبت نامه، الهي نامه و تذكره الاوليا به جاي مانده است اما در كنار آثار ياد شده بايد راز ماندگاري و شهرت عطار را در كتاب «منطق الطير» جست وجو كرد؛ منطق الطيري كه خود آن را «مقامات طيور» گفته است.
مقامات طيور ما چنان است
كه مرغ عشق را معراج جان است
بعيد هم نيست كه نام كامل آن «منطق الطير و مقامات طيور» باشد؛ چنان كه در اواخر منطق الطير گويد: ختم شد بر تو چو بر تو خورشيد نور
منطق الطير و مقامات طيور
اما اين كه به جاي «منطق الطيور» (زبان پرندگان) «منطق الطير» (زبان پرنده) گفته است به اين دليل است كه اين اصطلاح به همين صورت در قرآن آمده است و عطار هم خواسته است با اقتباس از آيه 61 سوره نمل « و ورث سليمان داود و قال يا ايهاالناس علمنا منطق الطير» نامي قرآني بر آن نهاده باشد. در اين كتاب ارزشمند پرندگان (ممثل اصناف بشري و مخصوصاً سالكان طريق عرفان) مي خواهند به هدايت هدهد (ممثل شيخ و رهبر) به حضور سيمرغ (ممثل ذات پروردگار) راه يابند. برخي به سبب صعوبت راه و مشكلات ديگر عذرهايي مي آورند و منصرف مي شوند و سرانجام سي مرغ بال و پر سوخته پس از طي هفت مرحله خطير به خدمت سيمرغ مي رسند و غرق بقا و فنا مي شوند و پس از گذشت قرن هاي بي زمان به بقاي مطلق مي رسند.نكته هنري در اين داستان عرفاني لطيف جناس مركب بين سيمرغ و سي مرغ است و عطار ايده و نظريه پيچيده وحدت وجود و يكي بودن طالب و مطلوب را با اين جناس توضيح مي دهد. سي مرغ بعد از طي آن وادي هاي بي امان «طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحيد، حيرت، فقر و فنا» هنگامي كه به درگاه سيمرغ مي رسند في الواقع مثل اين است كه از خود به خود رسيده اند.
اي نسخه اسرار الهي كه تويي
وي آيينه جمال شاهي كه تويي
بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آن چه خواهي كه تويي

عطار هر چند در ديوان غزليات به مسايل زيبايي شناسي شعر توجه دارد اما در منطق الطير بنا به سنت صوفيه به مسايل صوري و ساختاري شعري بي اعتناست و آن چه براي او اهميت دارد معاني عرفاني است كه در صدد بيان آن است؛ از اين رو هرچند منطق الطير از ابيات بلند خالي نيست اما ابيات سست و ضعيف به اعتبار هنر شاعري هم دارد؛ ابياتي كه با اندك تأمل و تعمق و يا پيش و پس كردن كلمه يا تغيير كلمه تبديل به ابيات خوبي مي شوند و پيداست كه عطار ابداً كوششي در ظاهرسازي شعري نكرده است. در موارد بسياري مثلا آن جاهايي كه زيبايي كسي را توصيف مي كند سخن اوج مي گيرد، اما در مواردي هم هست- مثلا آن جا كه به روايت مشغول است- تا حدي سخن ملال آور است. با اين وجود كسي كه با ابيات او مأنوس باشد نخست از ابيات او لذت مي برد و از علو شعري او- مخصوصاً آن جا كه با ظرايف ادبي همراه مي شود- حال و شوري مي يابد.
گر بسي خواندنت ميسر آيدت
بي شكي هر بار خوش تر آيدت
اما زبان او بنا به سنت صوفيه همان زبان مردم عادي كوچه و بازار است و از اين رو بسياري از لغات و تركيبات و تعبيرات او در فرهنگ هاي لغت مذكور نيست. صوفيه شعر را براي مردم مي گفتند نه دربار و از اين رو اولا سادگي مورد توجه است و ثانياً به فنون شعري- از آن دست كه مثلا در شعر نظامي و خاقاني، مي بينيم- بي توجه بودند.نكته قابل توجه ديگر اين است كه هر چند قبل از عطار كساني به طرح منطق الطير توجه داشته اند؛ كساني هم چون ابوعلي سينا و امام محمد غزالي «رساله الطيور» نوشته اند اما بايد انصاف داد كه هيچ كدام اولا به جذابيت و ثانياً به سادگي منطق الطير عطار نيستند و از اين رو منطق الطير عطار همه آن ها را در طي زمان تحت الشعاع خود قرار مي دهد و اتفاقاً بعد از او هم هيچ شخص ديگري به سراغ منطق الطير و طرح چنين موضوعي نرفت.در خصوص ساختار صوري منطق الطير هم بايد گفت كه عطار نخست در مقدمه به وصف خدا و مدح پيامبر اسلام (ص) و مذمت تعصب مي پردازد. و به دنبال آن وارد اصل موضوع كتاب مي شود. نخست عذر هر پرنده و سپس جواب هدهد را به آنان شرح مي دهد و به مناسبت موضوع، يك يا چند حكايت تمثيلي نقل مي كند در عذر هر پرنده به مناسبت، برخي از سنن ادبي و اعتقادات مربوط به آن پرنده را نقل مي كند و از سوي ديگر مواظب است كه گسترش مطلب باعث خروج از طرح اصلي كتاب كه حركت ارواح به سوي منشا خود است، نشود.در پايان بايد گفت كه منطق الطير از شاهكارهاي مسلم ادبيات ماست و استاد فروزان فر در كتاب خود شرح احوال و نقد و تحليل آثار عطار، مطالب ارزشمند و مطولي درباره آن نوشته است كه مطالعه آن را به مخاطبان عزيز پيشنهاد مي كنيم.

علي خوشه چرخ آراني