چرا مشورت کنیم؟

کدام مشورت است که مرا به هدفم می رساند؟
مشورت یعنی ضمیمه کردن عقلی به عقل دیگر و هر چه مشاوران بیش تر باشند، عقل های بیش تری به عقل خود ضمیمه کرده ایم، در نتیجه تصمیم گیری پخته تر می شود.مشورت کردن با دیگران در امور مختلف اگر به درستی انجام شود برای انسان مثمر ثمر خواهد بود. اما مشورت با برخی افراد برای انسان مضر بوده و هدایت و مشورت آنان برای انسان سرانجامی بد به همراه خواهد داشت. امام علی علیه السلام ما را ازمشورت با سه گروه: ترسو، حریص و بخیل بر حذر می دارد و می فرماید:
1. مشورت کردن با ترسو: در انجام کارها روحیه تو را سست می کند.
2. مشورت کردن با حریص: حرص را با ستم کاری در نظرت زینت می دهد.
3. مشورت کردن با بخیل: نیکو کاری بازت می دارد و از تنگ دستی می ترساند.
همانا ترس، حرص و بخل، غرائز گوناگونی هستند که ریشه آن ها بدگمانی به خدای بزرگ است.(1)
امام صادق(ع) می فرماید: زمانی که گرفتاری طاقت فرسایی به شما رو آورد چه مانعی برای شما است که با فردی خردمند، دیندار و پارسا مشورت کنید. آگاه باش که چون این کار را انجام دهید خداوند شما را به حال خود وا نگذارد بلکه شما را همراهی کند و بالا برد و به کارهای خوب و خداپسندانه برساند.(2)
پیامبر اکرم(ص) با جوان ها در جنگ خندق مشورت کردند که داخل شهر بجنگند یا خارج از آن، در نهایت سلمان پیش نهاد کرد که در مدینه بجنگیم و خارج نشویم، وی گفت ما در ایران از خندق استفاده می کنیم و در شهر می مانیم و جنگ می کنیم، این پیش نهاد مورد قبول پیامبر(ص) واقع شد.
امام صادق(ع) می فرماید: چه چیزی منع می کند یکی از شما را هنگامی که امری بر شما وارد شود که تا به حال با آن برخود نکرده اید، در آن امر با مرد عاقل متدین مشورت کنید.
این که می فرماید آن امر سابقه نداشته یعنی امر تازه ای است که در باره آ ن تجربه ندارد، پس از دیگران کمک بگیرد و از تجربه ی آن ها استفاده کند که لا علم کالتّجربه.
این که می فرماید مرد عاقل باشد برای این است که نظر و رأی او منشأ عقلانی و تفکّر دارد و بی جهت و بدون تأمّل نظر نمی دهد و این که فرمود، متدین باشد، برای این که متدین خیانت نمی کند.
در ادامه امام فرمود: اگر کسی چنین مشورتی کند خدا او را در آن امر در دید مردم خوار نمی کند بلکه او را در دید مردم بلند می کند و با دید احترام به او می نگرند و می گویند انسان عاقلی است که در امور خود با عقلا متدین مشورت می کند و نیز خدا او را به بهترین تصمیم در نزد خود رهنمون می کند.
کدام مشورت است که مرا به هدفم می رساند؟
امام صادق علیه السّلام فرمود: مشورت، مشورت نمی گردد مگر آن که حدود و شرایط ان رعایت گردد اما اگر کسی با عدم رعایت شرایط بخواهد با کسی مشورت کند ضرر این کار برای مشورت گیرنده بیش از سود آن خواهد بود،
شرایط مشاور:
1- مشاور عاقل باشد.
2- آزاد و پایبند به دین باشد.
3- دوستی راست گو و پایبند به حقوق برادری باشد.
4- به گونه ای اورا از امر مورد مشورت با خبر کنی که او آن گونه که تو مطلب را می دانی همان گونه مطلب را بفهمد و او چنان باشد که راز تو را مخفی کند و آن را سرّ و راز خود تلقی کند. بنا بر این اگر مشاور عاقل باشد مشورت او تو را نفع دهد و اگر آزاد و متدین باشد تمام تلاش خود را برای مشورت دادن صحیح به تو صرف می کند و اگر دوست راست گو و پایبند به حدود رفاقت و برادری باشد راز و سرّ تو را پنهان خواهد کرد و با اجتماع این شرایط مشورت کامل و برای تو سودمند خواهد بود.(3)
از آن جا که کسی که به مشورت روی آورده به دنبال هدفی این گزینه را انتخاب کرده و آن هدف چیزی نیست جز انتخاب گزینه صحیح از میان چند گزینه مشکوک و رسیدن به منافعی که در گرو آن انتخاب است. این نکته بسیار حایز اهمیّت است که: کدام مشورت است که مرا به هدفم می رساند؟
امام صادق علیه السّلام با اشاره به این نکته که؛ مشورت اگر از روی اسلوب و شرایط صحیح انجام نشود نه تنها مفید نبوده بلکه مضرّ هم می باشد، لذا امام علیه السّلام روی 2رکن اساسی مشورت، انگشت گذاشته و یک مشورت مفید را در گرو:
1. انتخاب مشاور با صلاحیّت و
2. مطرح کردن کامل و صحیح موضوع مشورت
با او بیان می دارد. چرا که اگر مشاور صلاحیّت مشورت را نداشته باشد این راهنما راه گم کن می شود و اگر مشورت گیرنده مشکل خود را درست مطرح نکند و یا نتواند مشکل مورد نطر خود را درست به مشاور بفهماند راه کاری که به او داده می شود نمی تواند گره گشای کار او باشد چرا که هر کلید به درد قفل همان کلید می خورد و هر دارویی به درد هر بیماری نمی خورد و چه بسا تجویز یک دارو در یک بیماری منجر به مرگ بیمار گردد، پس هم طبیب باید حاذق باشد و هم بیماری باید درست تشریح شود. به خاطر همین حضرت علیه السّلام به 4شرط از شرایط عمومی هر مشورت اشاره می کنند که 3شرط اول برای مشاور و شرط آخر برای مشورت گیرنده است و توضیحی کوتاه در رابطه با هر یک میدهند تا مشورت ما به هدف مورد نظر برسد. ابتدا بیان 3شرط لازم برای مشاور:
1. مشاور عاقل و فهمیده باشد. (به عبارتی احمق و کج فهم نباشد.) در روایتی از دوستی با احمق نهی شده چرا که به خاطر احمقی اش سبب ضرر و پشیمانی انسان می گردد و در این جا می فرماید اگر مشاور عاقل و فهمیده باشد می توانی امید به انتخاب صحیح داشته باشی، یعنی؛ در مشورت با غیر عاقل و غیر فهمیده امیدی به انتخاب صحیح و در نتیجه رسیدن به هدف و منفعت نیست و این نکته فراموش نشود که منظور از عاقل در این روایت به این معنی نیست که بخواهند از مشورت با دیوانه ما را بر حذر کنند چرا که هیچ کس به طور طبیعی با دیوانه مشورت نمی کند بلکه مقصود از عاقل در این جا یعنی؛ انسان فهمیده و دقیقی که از عهده حلّ مشکلات بر می آید.
2. مشاور دین دار و آزاده باشد. (در نظریاتش بر ملاک دین صحبت کند و تسلیم ذلّت نباشد) و بعد می فرماید اگر دیندار باشد تمام تلاش و کوشش خود را به کار می گیرد تا به طور صحیح و کامل به او مشورت دهد چرا که متدیّن خدا را شاهد می داند و در مشورت خیانت نمی کند.
3. دوستی راست گو و پایبند به حقوق برادری باشد. سپس می فرماید: اگر دوستی با این وصف برای مشورت انتخاب کردی که هم مراعات حقوق برادری و هم مراعات حقوق انسانی تو را بکند آن موقع اگر در رابطه با سرّی از اسرار خود با او مشورت کردی اسرار تو را برای کسی باز گو نمی کند و تو هراسی از افشای اسرار خود نداری و البته در روایتی فرمود: دوستی که بتوان به آن اعتماد کرد از کبریت احمر کمتر است(کبریت احمر ماده ای است که اگر به سنگ بزنند طلا می شود).
شرط مشورت گیرنده:
باید به گونه ای او را از موضوع مورد مشورت خود آگاه کنی که همان طور که تو مطلب را می دانی او هم بداند تا راهی که نشان می دهد مناسب با مشکل تو باشد. در نتیجه می فرماید: اگر به این شروط عمل کردی شرایط مشورت کامل و سود آن برای تو بیش تر خواهد بود.
پانوشت:
1- نامه 53 نهج البلاغه.
2- المحاسن: 602، 26، وسائل الشيعه، ج8، ص426، (مطابق با ج12، ص42، چاپ آل البيت) و بحارالانوار، ج75، ص102 و بحارالانوار، ج75، ص102، ح28. الجَامُورانِیُّ عَن الحَسَنِ بنِ عَلیِّ بنِ أبِی حَمزَۀَ عن الحُسینِ بنِ عَلیٍّ عَن مُعَلَّی بنِ خُنَیسٍ قَالَ: «قال بوعَبدِاللهِ(ع)؛ ما یَمنَعُ أحَدَکُم إذا وَرَدَ عَلَیهِ مَا لَا قِبَلَ لَهُ بِهِ أن یَستَشِیرَ رَجُلاً عاقِلاً لَهُ دِینٌ و وَرَعٌ ثُمَّ قالَ أبوعَبدِاللهِ(ع)؛ أمَا إنَّهُ إذا فَعَلَ ذَلِکَ لَم یَخذُلهُ اللهُ بَل یَرفَعُهُ اللهُ وَ رَمَاهُ بِخَیر الأمُورِ و أقرَبِهَا إلَی اللهِ؛ چه چيزى مانع كسى از شما است كه هرگاه امرى برايش پيش آيد كه از آن اطلاعى ندارد، با مردى عاقل و متدين و پرهيزكار مشورت كند. سپس حضرت فرمود: آگاه باشيد كه هر زمان چنين كند، خداوند او را خوار نكرده، بلكه رفعت داده و وى را به بهترين امور و نزديكترين آنها به خود(خداوند) خواهد رسانيد.
3- المحاسن أَحْمَدُ بْنُ نُوحٍ عَنْ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمَشُورَةَ لَا تَكُونُ إِلَّا بِحُدُودِهَا فَمَنْ عَرَفَهَا بِحُدُودِهَا وَ إِلَّا كَانَتْ مَضَرَّتُهَا عَلَى الْمُسْتَشِيرِ أَكْثَرَ مِنْ مَنْفَعَتِهَا لَهُ فَأَوَّلُهَا أَنْ يَكُونَ الَّذِي يُشَاوِرُهُ عَاقِلًا وَ الثَّانِيَةُ أَنْ يَكُونَ حُرّاً مُتَدَيِّناً وَ الثَّالِثَةُ أَنْ يَكُونَ صَدِيقاً مُوَاخِياً وَ الرَّابِعَةُ أَنْ تُطْلِعَهُ عَلَى سِرِّكَ فَيَكُونَ عِلْمُهُ بِهِ كَعِلْمِكَ بِنَفْسِكَ ثُمَّ يُسِرَّ ذَلِكَ وَ يَكْتُمَهُ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ عَاقِلًا انْتَفَعْتَ بِمَشُورَتِهِ وَ إِذَا كَانَ حُرّاً مُتَدَيِّناً جَهَدَ نَفْسَهُ فِي النَّصِيحَةِ لَكَ وَ إِذَا كَان صَدِيقاً مُوَاخِياً كَتَمَ سِرَّكَ إِذَا أَطْلَعْتَهُ عَلَيْهِ وَ إِذَا أَطْلَعْتَهُ عَلَى سِرِّكَ فَكَانَ عِلْمُهُ بِهِ كَعِلْمِكَ تَمَّتِ الْمَشُورَةُ وَ كَمَلَتِ النَّصِيحَة؛ «مشورت حاصل نمي شود مگر به حدود و خصوصيات آن، كسي كه حدود آن را شناخت (به نتيجه رسيده نفع مي برد) وگرنه ضرر آن نسبت به مشورت كننده بيشتر از نفع آن است نخستين حد از آن حدود، اين است كه با انسان عاقل مشورت كند. دوم اين كه كسي كه مورد مشورت قرار مي گيرد آزاده و متدين باشد سوم اين كه دوست و برادر باشد. چهارم اين كه كسي باشد كه او را بر سر راز خود مطلع كني و علمش به آن راز مثل علم تو به نفس خودت باشد و آن را مستور و كتمان كند. پس اگر شخص مورد مشورت عاقل باشد، از مشورتش نفع مي بري، و اگر آزاده و متدين باشد، در نصيحت تو با نفس خود مجاهدت كرده و از راهنمائي تو مضايقه نمي كند و اگر دوست و برادر باشد كتمان سر تو كرده و علمش به راز تو مثل علم تو باشد در اين صورت مشورت و نصيحت كامل مي شود»[سفينة البحار، مرحوم محدث قمي، جلد 1، صفحه 718 ماده «شور»].

کدام مشورت است که مرا به هدفم می رساند؟
مشورت یعنی؛ ضمیمه کردن عقلی به عقل دیگر و هر چه مشاوران بیش تر باشند، عقل های بیش تری به عقل خود ضمیمه کرده ایم، در نتیجه تصمیم گیری پخته تر می شود. مشورت با دیگران در امور مختلف اگر به درستی انجام شود برای انسان مثمر ثمر خواهد بود. امّا مشورت برخی افراد مضرّبوده، مشورت آنان برای انسان سرانجامی خوب به همراه نخواهد داشت. لذا از مشورت با چند گروه بر حذر شده ایم ...
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است
استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است. ![]()
