اسراف
مسئله اسراف و قناعت از مفاهيم و گزاره هاي مورد اهتمام دين مبين اسلام است که به بيان هاي مختلف در آيات قرآني و روايات اهل بيت عليه السلام مورد بحث و تأکيد گسترده اي قرار گرفته است.

اسراف در لغت
اسراف از ريشه" س ر ف"  و در لغت به معنی تجاوز كردن و از حدّ گذشتن در هر كاري است كه انسان انجام ‌ مي‌دهد. [راغب اصفهاني، حسين بن محمد، المفردات في غريب القرآن، تحقيق صفوان عدنان داودي، دمشق- بيروت، دارالعلم، الدارالشاميه ، 1412 ق_ چاپ اول، ص 407.]  و در  اصطلاح نیز به همین معنای عام استعمال می شود. هر چند كه به گفته راغب غالباٌ در مورد پول خرج كردن استعمال مي‌شود.[طباطبايي، محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، مترجم محمد باقر موسوي همداني قم، انتشارات اسلامي جامعه مدرسين، 1374ش، چاپ 4، ج 4، ص 276.]كلمه اسراف كلمه بسيار جامعي است كه هر گونه زياده روي در كميّت و كيفيّت و بيهوده گرايي و اتلاف و مانند آن را شامل مي‌شود.[مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374 ش، چاپ اول، ج 6، ص 149] اسراف به معني تجاوز و زياده روي است، بنابر اين در مورد اعتقادي و همچنين  در تمام افعال و اعمال انساني متصوران  به  گونه اي که تجاوز و زياده روي و زياده خواهي از هر چيز ي مصداق اسراف و عامل آن را اسراف مي نامند به گونه اي که انسان درباره خود يا ديگري چيزي را که دروغ و سزاوار نيست معتقد شود يا در جايگاهي قرار بگيرد که فاقد شايستگي هاي لازم در آن جايگاه  مي باشد. يا حتي بيهوده تلف نمودن فرصت ها يا وقت گذراني در امور غير ضروري و نيز آنچه که سزاوار تصديق و اعتقادات باور نداشتن مثل ضرورت اعتقاد به خدا، نبوت، امامت و معاد و .... که از نظائر اسرافند.

تعریف اسراف
اسراف عبارت است از درگذشتن از اندازه و رعایت نکردن اعتدال در کارها. هر هدفی با صرف زمان مشخص و مقدار خاصی از توان و امکانات تحقق پیدا می کند که تجاوز کردن از آن را اسراف می گویند. نیازهای اقتصادی حقیقی انسان نیز اندازه مشخصی دارد که از آن در روایات با تعبیر «حدّ کفاف» یاد می شود که تعدّی از آن اسراف است. علی علیه السلام در این باره تعابیر مختلفی دارند و از جمله می فرماید: «هرچیز که از حدّ میانه روی بگذرد اسراف است» و در روایت دیگر می فرماید: «بیشتر از حدّ کفاف مصرف کردن اسراف است».اسراف عبارت است از خرج کردن چیزی در محل خود زیاده از حد لازم ولی تبذیر خرج کردن چیزی است در غیر محل خود و در جای غیر لازم . مقام معظم رهبری درباره اسراف می فرماید «اسراف یعنی تضییع نعمت الهی» یعنی نشناختن قدر الهی بنابراین اسراف هر گونه بیهوده و لغو گرایی و زیاده روی و تجاوز از حد طبیعی در کمیت و کیفیت را گویندو تبذیر؛پاشیدن تخم است و اسراف کار از آن جهت مبذر می گویند که مال را می پاشد و متفرق می کند . فرد مسرف گرچه به ظاهر به اموال خود زیان می رساند اما در حقیقت باعث محرومیت گروهی از مردم در استفاده از نعمتهای الهی می شود . از زشت ترین و معصیت بارترین جلوه های اسراف، زیاده روی و تضییع در بیت المال مسلمین است. بنابراین طبق احکام و دستورات الهی و اصول و تعالیم عالیه شرع مقدس اسلام، «انفاق» و احسان و بذل و بخشش در بیت المال و اموال عمومی باید بالسویه و با رعایت عدالت و اعتدال و با در نظر گرفتن «استحقاق» و شایستگی باشد و ازهر گونه اسراف و زیاده روی در آن شدیداً پرهیز شود. از جمله موارد اسراف،که از دیگر جنبه های اسراف، مهمتر است وباید بیشتر مورد توجه قرار گیرد اسراف از جنبه اخلاقی است، که شامل اسراف در پرستش و اسراف در ولایت واسراف بر نفس و اسراف جوانی است، که ازعظیم ترین سرمایه های انسان می باشد. و هدر دادن آن باعث خسران عظیم وعذاب اخروی است . ریشه های اسرافکاری جهل و نا آگاهی وبی ایمانی و عقده ها وبیماریهای روانی وتربیت غلط خانوادگی وترویج فرهنگ مصرف گرایی می باشد.وراه نجات از آن پیروی از تعالیم و قوانین اسلام زهد وپارسایی، شکر و راضی بودن به رضای خدا،قناعت و کفاف، عزت نفس وصرفه جوئی،شکستن اعتیاده باریاضت و مراقبت های ویژه،اصلاح الگوی مصرف،امر به معروف و نهی از منکروتربیت اخلاقی و اسلامی می باشد. پیامد های منفی اسراف شامل زهد وپارسایی،شکر و راضی بودن به رضای خدا،قناعت و کفاف و عزت نفس،صرفه جوئی و قناعت،شکستن اعتیاده باریاضت و مراقبت های ویژه،اصلاح الگوی مصرف،امر به معروف و نهی از منکر،تربیت اخلاقی و اسلامی، سقوط معنوی،مفاسد اخلاقی و رفتاری،محرومیت از هدایت،هلاکت دنیوی،عذاب اخروی می باشد.و پرهیز از اسراف در زمینه اقتصادی، سرمایه های فرد و جامعه را از تلف شدن نگاه داشته، دوام حیات مادی انسان را در هنگام مواجهه با مشکلات زندگی بیمه خواهد کرد و در بعد اخلاقی مبارزه با اسراف فرد و جامعه را قادر می سازد، تا به اساسی ترین مسئولیت انسانی و اخلاقی خود که کمک به مستمندان و همدردی با آنهاست بپردازد دوری ازا سراف است که ضمینه زندگی را همچنان بر پایه محکم اعتدال، نگه می دارد و جامعه را از وقوع جرمهایی از قبیل دزدی، رشوه و کلاهبرداری و پیامدهای آن، محافظت می نماید.

معنی تبذیر
در لغت «تبذیر» را پراکنده کردن معنی می کنند و معتقدند اصل آن به پاشیدن بذر و دورانداختن آن بر می گردد و در اصطلاح به کار کسی که مال خود را ضایع می کند تبذیر گفته می شود که نوعی خاص از اسراف است. بر این اساس می توان گفت هر اسرافی که همراه با اتلاف مال باشد و هیچ گونه هدف و غرض عقلایی بر آن مترتب نشود به آن تبذیر گفته می شود. در کلامی که از علی علیه السلام نقل شده است اسراف و تبذیر هر دو به معنای بخشش بی جا به کار رفته است: «... الا و اِنَّ اعطاءَ المالِ فی غَیرِ حقِّهِ تبذیرٌ و اسرافٌ؛ بدانید مال را در غیر راه آن بذل و بخشش کردن اسراف و تبذیر است».

نکوهش اسراف
با توجه به آثار و نتایج سوئی که اسراف و تبذیر در نظام اجتماعی و حیات بشر دارد، در رهنمودهای قرآن و روایات اهل بیت علیه السلام از این کار منع شده و هشدار داده شده است که چه بسا عدم دقت در مصرف صحیح مال، موجب بروز مشکلات زیادی در زندگی می شود و چون این کار نوعی عدول از دستور الهی است در آخرت نیز انسان را گرفتار عذاب سخت الهی می سازد. علی علیه السلام می فرماید: «اسراف را کنار بگذار و میانه روی پیشه کن. فقط امروز را نبین؛ بلکه فردایی را که در انتظار توست در نظر داشته باش».

نکوهش مُسرِف
گاهی بر اثر دور شدن از ملاک های ارزشمند الهی چنان تصور می شود که زیاد خرج کردن و بذل و بخششِ بیشتر نوعی ارزش است و موجب می شود که انسان در بین مردم جایگاه و محبوبیت بهتر و بیشتری پیدا کند. علی علیه السلام در ردّ چنین اندیشه ای می فرماید: «از اسراف اجتناب کنید. نه کسی بذل و بخششِ اسراف کار را ستایش می کند و نه کسی فردا برای چنین انسانی که در نتیجه بخشش بی جا دچار نداری شده است دل می سوزاند».

پرهیز از اسراف
گاهی انسان در نتیجه غفلت چنان گمان می کند که همیشه در طول زندگی دست یابی به دارایی، با کم ترین تلاش برایش میسر می شود. لذا برای زمان نداری و از کارافتادگی و ناتوانی برنامه مناسبی پیش بینی نمی کند و تمام اموالی را که در اختیارش قرار می گیرد بدون حساب خرج می کند. چنین افرادی وقتی صحبت از آینده به میان می آید، با به کار بردن تعابیری چون «خدا بزرگ است» و «از کجا معلوم است که آینده ای هم باشد» کارهای غلط خود را توجیه می کنند. علی علیه السلام در هشدار به چنین افرادی می فرماید: «اسراف را ترک کنید. میانه روی در پیش بگیرید و همین امروز به فکر فردا باشید و از ثروت هایتان مقداری را که برای هزینه امروز نیاز دارید نگه دارید و زیادیِ آن را برای روز مبادا بگذارید».

میانه روی در مصرف 
ا نسان با محدودیت منابع مالی و نامحدود بودن نیازها روبه روست و علم اقتصاد نیز زاییده همین کمیابی (Scarcity) است. لذا با همین معیار، بعضی کالاها مثل هوا، اقتصادی نیستند، چون به میزان نامحدود، وجود دارد و هر کس برای هر اندازه از مصرف آن آزاد است. برای چیره شدن بر کمیابی، تنها راه، میانه روی است که در روایات از آن تعبیر به اقتصاد شده است. رسول خدا فرمود:میانه روی در خرج کردن، نصف معیشت است.[1] هم ایشان می فرماید:هر کس میانه روی کند، خدا او را بی نیاز گرداند.[2] امام علی(ع) نیز فرموده است:میانه روی، مال اندک را رشد می دهد.[3] وامام کاظم(ع) می فرماید:انسانی که میانه روی کند، فقیر نشود.[4]

وضو با یک لیوان آب
یکی از مسائلی که در دین اسلام مطرح هست، میانه روی در کارهاست. این یک اصل کلی در اسلام است که در همه کارها از عبادات گرفته تا کارهای اجتماعی و کارهای فردی، باید رعایت شود.میانه روی در همه کارها حتی در کارهای عبادی نیز مطرح است. به احادیث که نگاه کنیم، می بینیم که حتی نسبت به نماز خواندن زیادی هم، نهی شده است. برای همین گفته می شود: به جای زیاد کردن کمیت، کیفتش را افزایش دهید.از دیگر موارد، میانه روی و اعتدال در انفاق کردن است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ لا تَجْعَلْ یدَک مَغْلُولَةً إِلی عُنُقِک وَ لا تَبْسُطْها کلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا؛ نه دست خویش از روی خست به گردن ببند و نه به سخاوت یکباره بگشای که در هر دو حال ملامت زده و حسرت خورده بنشینی»[5] نه آنقدر زیاد دست تنگ باش و نه آنطور ببخش که خودت و خانواده ات چیزی برای خوردن نداشته باشید.مورد دیگر در وضو گرفتن است. بعضی آنقدر سریع وضو می سازند، که گاهی برخی از قسمت های دستهایشان هم ممکن است نشسته و خشک باقی بماند، و بعضی هم آنقدر وسواس به خرج می دهند که اصلا وضویشان باطل است. آنها به قدری مکرر دست می کشند که گویا وظیفه این است که آب به زیر پوست دست هم برسد.در زبان روایات سخن از اقتصاد و اعتدال است. این اصطلاح به معنای میانه روی است. یعنی عمل کردن به نحوی که از اسراف و تبذیر پرهیز شود. بعضی اسراف می کنند و برخی هم دست تنگی می کنند. از هر دوی اینها نهی شده است. آنچه به آن سفارش شده، میانه روی و حد وسط داشتن است.از امام علی علیه السلام در ضمن حدیثی نقل شده است: «الْیَمِینُ‏ وَ الشِّمَالُ‏ مَضَلَّةٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَی‏ هی الجادة؛ راست و چپ انحرافی است و راه مستقیم و صراط مستقیم، جاده حقیقی است.»[6]کسانی که اسراف می کنند، یا  مسأله را خوب بلد نیستند و یا توجه ندارند، برای همین گاهی برای یک وضو گرفتن ده ها لیتر آب مصرف می کنند. از وقتی که شروع می کند به وضو گرفتن شیر را باز می کند تا آخر وضو. او می خواهد یک کار عبادی انجام دهد، با این وضو می خواهد نماز بخواند، نمازی که باید اخلاص داشته باشد، می خواهد با این وضو و نماز به خدا رو بیاورد و به باری تعالی تقرب پیدا کند، اما حیف که آن را با گناه و معصیت که همان اسراف است، همراهش می کند. خداوند متعال در قرآن می فرماید: «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفین؛ بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید، که خدا اسرافکاران را دوست ندارد»(اعراف، آیه 31)جناب استاد آقای قرائتی می فرمود: «اگر امام جماعت، هنگام وضو، شیر آب را زیاد باز بگذارد، نمی شود به او اقتدا کرد، چون اسراف کرده و اسراف هم یک معصیت است که او را از عدالت خارج کرده است.»مرحوم آیت الله مرعشی نحفی رحمة الله علیه که عالم بزرگوار و زاهد به تمام معنا بود، و همه صفات خوب در ایشان جمع بود؛ همیشه یک ساعت قبل از اذان صبح به حرم حضرت معصومه می آمد، و در مسجد بالاسر، در حرم می نشست، استفتائاتش را جواب می داد، نماز شبش را هم می خواند و بعد نزدیک اذان صبح که می شد، یکی از خادمان حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، یک لیوان آب که شاید پر هم نبود، برای ایشان می آورد، او همان جا که نشسته بود، یک دستمال داشت، روی عبای خودش پهن می کرد و روی زانویش می گذاشت همان جا، یک وضو می ساخت. گاهی از همان آب، یک مقدارش هم زیاد می آمد.در منابع حدیثی هست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، با یک مد آب، وضو می گرفت و با یک صاع آب، دو نفر غسل می کردند. پیامبر اکرم حتی مستحبات را هم در این وضو انجام می دادند. یک مد تقریبا 800 گرم و یک صاع تقریبا سه لیتر است. این حدیث واقعا هشدار دهنده است. کسی که خودش را امت پیامبر خدا می داند، باید به آن عمل کند.«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ صَاعٌ وَ سَیَأْتِی أَقْوَامٌ‏ بَعْدِی یَسْتَقِلُّونَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ عَلَی خِلَافِ سُنَّتِی وَ الثَّابِتُ عَلَی سُنَّتِی مَعِی فِی حَظِیرَةِ الْقُدْس؛ آب وضو یک مدّ است و آب غسل یک صاع، و در آتیه نزدیک پس از من گروه هایی خواهند آمد که این مقدار آب را اندک شمارند و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند و هر که استوار و پا بر جا بر سنّت من است در حظیره قدس[بهشت] با من خواهد بود.[7] حضرت فرمود: به زودی افرادی خواهند آمد که این مقدارها را کم می داند. خود حضرت هشدار می دهند که این را کم ندانید.برخی آن قدر در مصرف آب وسواس به خرج می دهند که آب غسل کردن آنها، یک حوض را پر می کند. در روایت چنین کسی را مطیع شیطان معرفی کرده اند. عبدالله بن سنان می گوید: «برای امام صادق علیه السلام، شرح حال کسی که در انجام وضو و نماز گرفتار وسوسه بود را بازگو کردم و گفتم: مرد باخردی است. حضرت فرمود: این چه خردمندی است که در طاعت شیطان بسر می‏برد؟ گفتم: از چه راه در طاعت شیطان بسر می‏برد؟ گفت: از خودش بپرس که این وسوسه در طاعت و عبادت از کجا به سراغ او می‏ آید تا اعتراف کند و بگوید از کردار شیطان است.»[8] مرحوم آیت الله بروجردی رحمة الله علیه در پاسخ به سوالی که مرحوم آیت الله حائری کرمانی در مورد اعمال برخی انسان های اهل وسواس از ایشان کردند، پاسخی داده اند و در آن وسواس ها را از هر گونه اسراف پرهیز داده اند و به شدت اعمال وسواسی آنها را زیر سؤال برده اند.مرحوم امام خمینی نیز این متن را تأیید کرده اند و به آن تأکید کرده اند، همچنین مرحوم آیت الله لنگرودی هم آن را مورد عنایت مجدد قرار داده اند. از سوی دیگر حضرت آیت الله شب زنده دار نیز در همین رابطه به نقل از مرحوم آیت الله گلپایگانی زید عزه نقل کرده اند که ایشان نیز مانند سایر بزرگان، اعمال انسان های وسواسی را مذمت و حتی موجب بطلان عمل دانسته اند.

معاني اسراف در قرآن:
1) از حدّ گذشتن در گناه و نافرماني: این معنا در آیات ذیل به کار رفته است: طه 127، مائده 32، اعراف 81، يونس 12 و 83، انبيا 9، يس 19، زمر 53، غافر 28 و 38.
2) از حدّ گذشتن در انفاق: چنانچه در آیه 67 سوره فرقان به این معنا اشاره شده است.
3) زياده‌روي در خوردن يا مصرف آنچه حلال است: اعراف 31، نساء 6، انعام 141.

علاوه بر این موارد استعمال، اسراف به همراه " فی " نیز استعمال می گردد که در این صورت به دو معنا می تواند باشد.
   الف) افراط و زياده‌روي در كاري: مانند آیه 33 سوره اسراء
    ب) تفريط و تقصير در عمل صالح و حق خداوند ؛ مانند آیه 147 سوره آل عمران .[9]
 
تفاوت اسراف، تبذير، تقتير و قوام:

با در نظر گرفتن ريشه لغوي اسراف و تبذير وقتي اين دو در مقابل يكديگر قرار مي‌گيرند، اسراف به معني خارج شدن از حدّ اعتدال است. بدون آن كه چيزي را ظاهراٌ ضايع كنند؛ مثلاٌ كسي غذايي چنان گران قيمت تهيه كند كه با قيمت آن بتوان عدّه زيادي را آبرومندانه تغذيه كرد. در اين جا از حدّ اعتدال تجاوز شده ولي ظاهراٌ چيزي نابود و ضايع نشده است. اما تبذير آن است كه آن چنان مصرف كنيم كه به اتلاف و تضييع منجر شود؛ مثل اين كه براي دو نفر ميهمان غذاي ده نفر را تهيه كنيم آن گونه كه بعضي به ناداني انجام مي‌دهند و به آن افتخار مي‌نمايند و باقي غذا را در زباله دان بريزيم و اتلاف كنيم ناگفته نماند كه در بسياري از موارد اين دو كلمه درست در يك معني به كار مي‌رود و حتّي به عنوان تأكيد پشت سر يكديگر قرار مي‌گيرند. مثلاٌ بنابر آنچه در نهج البلاغه از علي (ع) نقل شده است مي‌فرمايد.«الا إنّ اعطاءَ المالِ في غير حقّه تبذير و اسرافٌ و هُوَ يَرفَعُ صاحبَه في الدّنيا و يَضَعُهُ في الاخِرَة و  يُكرِمُهُ في النّاس و يهينه عند الله»[10]يعني «آگاه باشيد مال را در غير مورد استحقاق صرف كردن تبذير و اسراف است، ممكن است اين عمل انسان را در دنيا بلند مرتبه كند امّّا مسلماٌ در آخرت او را پست و حقير خواهد كرد. بنابراین بر طبق این حدیث شریف، اگرچه تبذیر ممکن است که انسان را در نظر مردم بزرگ کند، اما  موجب سقوط مقام انسان در پيشگاه خدا  خواهد شد.[11] تقتير، در مقابل اسراف، به معني كوتاهي كردن در انفاق است و قوام به معني حد وسط ميان اسراف و اقتار است.[12]طبق آيات قرآن و روايات، اسراف و تبذير و تقتير، مذموم و ناپسند هستند و فقط قوام ممدوح و پسنديده است، كه خداوند متعال درباره مومنان مي‌فرمايد:«والّذينَ إذآ اُنفَقوا لَمْ يُسْرِفُوا و لَمْ‌ يَقْتُرُوا وَ كانَ بينَ ذلِكَ قَواماٌ»[13]« كساني كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مي‌نمايند و نه سختگيري؛ بلكه در ميان اين دو حدّ اعتدالي دارند».
 
آثار اسراف:
 1) مسرفان اهل دوزخند.[14]
 2)براي اسرافكاران اعمالشان زينت داده مي‌شود.[15]
 3) اسراف موجب انكار آيات الهي مي‌شود.[16]
 
راه هاي مبارزه با اسراف:
الف) استفاده از ظرفيت هاي ديني عمومي:
مردم ايران بعلت پيوند با دين و مظاهر مقدس ديني که دارند بخوبي سنت هاي نهادينه شده را مي پذيرند و بر آن مي گمارند. بيان و آيات قرآن کريم و احاديث نوراني معصومين عليه السلام در مذهب اسراف و ترغيب به صرفه جويي بهترين راه کارعمومي سازي و نهادينه سازي فرهنگ صرفه جويي و پرهيز از اسراف است.

ب) باز نگري وقايع تاريخي و رخدادهاي طبيعي:
به تصوير کشيدن سرانجام اسراف کاران در همه طبقات اجتماعي و پيوند آنها با اتفاقات طبيعي از جمله عوامل باز دارنده اسراف گرايي و سوق دادن جامعه به سمت و سوي قناعت و صرفه جويست بي گمان در اين قسمت بيشترين نقش را رسانه هاي جمعي بويژه راديو و تلويزيون مي تواند ايفا نمايد.

ج) ارتباط بخشي بلاياي طبيعي به موضوع اسراف:
به نظر مي رسد مسائلي نظير کم آبي ، خشکسالي و .... بهترين دلايل اثبات بدي اسراف و مفيد بودن قناعت در زندگي روزمره است. براي مبارزه با اسراف و ترويج مصرف صحيح، به ريشه ها بايد استناد در اين ميان خود خشکسالي و کم آبي و ... دليل بسيار خوبي براي وادار نمودن جامعه به اهتمام در قناعت و صرفه جويي است. البته غافل نمائيم ناهماهنگي عملکرد برخي دستگاه هاي فرهنگي خاصه صدا و سيما با گفتار ها و تذکرات دلسوزان خود عامل مهم در بي توجهي به مصرف درست و گرايش به اسراف و ريخت و پاش هاي غير ضروري مي باشد. به عنوان مثال با وجود اين همه تبليغ از مد گرايي و تجمل گرايي با صرفه جويي و نهادينه ساختن فرهنگ آن در جامعه به هيچ عنوان سازگاري ندارد.

میرصادق سیّدنژاد، علي اكرمي، اکرم حسن زاده پاکتل، حميدرضا قرباني مبين و حجّة الاسلام رحیمی ثابت.

استفاده از مطالب وبلاگ بلامانع است.  

پی نوشت:
[1] .  کنزالعمال، ح 5434.
[2] .  تنبیه الخواطر، ج 1، ص 167.
[3] .  غررالحکم، ح 334.
[4] .  الخصال، ص 620.
[5] .  اسرا، آیه 29.
[6] .  الکافی، ج8، ص68.
[7] .  من لایحضره الفقیه، ج1، ص34.
[8] .  الکافی، ج1، ص12.
[9] . خرمشاهي، بهاء الدين، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي، انتشارات دوستان و انتشارات ناهيد، 1377 ش، چاپ اول، ج 1، ص 213.
[10] .  نهج البلاغه، قم، انتشارات دارالهجرة، بي تا، خطبه 126، ص 183.
[11] . مكارم شيرازي، همان، ج 12، ص 97.
[12] . طباطبايي، همان، ج 15، ص 333.
[13] . فرقان، آيه 67.
[14] . غافر آيه 43.
[15] . يونس آيه 12.
[16] . غافر آيه 34.

منابع:
پایگاه حوزه 
گناهان کبيره
http://www.pajoohe.com
گلبرگ، فروردین 1381، شماره 28، صفحه 1.